علی

سلام. سال 87 به همراه خانواده به خواستگاری یکی از همکلاسی...

سلام. سال 87 به همراه خانواده به خواستگاری یکی از همکلاسی های دوره کارشناسی ارشدم رفتم (ایشان تمام معیارهای مورد پسند مادر بنده را داشت). مراسم به خوبی انجام شد ولی فردای اون روز مادر به بهانه های مختلف...
Saturday, May 24, 2014
Estimated time of study:
موارد بیشتر برای شما

علی

سلام. سال 87 به همراه خانواده به خواستگاری یکی از همکلاسی...

علی ( تحصیلات : فوق لیسانس ، 30 ساله )

سلام. سال 87 به همراه خانواده به خواستگاری یکی از همکلاسی های دوره کارشناسی ارشدم رفتم (ایشان تمام معیارهای مورد پسند مادر بنده را داشت). مراسم به خوبی انجام شد ولی فردای اون روز مادر به بهانه های مختلف...


مشاور: خانم سعیده صفری

باسلام. برادر گرامی به نظر می رسد نگرانی اصلی مادرتان چیزهایی که شما فکر می کنید نیستند، و به قول معروف قضیه از جای دیگری آب می خورد پس به جای بحث کردن و پافشاری روی نظر تان سعی کنید ناراحتی اصلی ایشان را کشف کنید. و در مرحله ی دوم از متن سؤالتان مشخص است که تمام جوانب آن دختر خانم را پسندیده اید پس برای راضی کردن مادرتان، مدتی هیچ حرفی از آن دختر خانم به میان نیاورید، هیچ حرفی و تا می توانید خواسته های مادرتان را اجابت کنید، نازش را بکشید، با او خوش رفتار باشید و ... پس از مدتی که به همین منوال گذشت احتمالا مادرتان صحبت از ازدواج شما را به میان خواهد آورد، اینبار بازهم شما مستقیما نمی گویید که نظرتان هنوز هم روی آن دختر خانم است بلکه می گویید من همیشه دلم میخواسته با کسی ازدواج کنم که شما او را قبول داشته باشید ولی ... با حالت ناراحتی بگویید به نظرم فلانی می توانست همسر خوبی باشد، او احترام زیادی برای شما قائل است و هنوز نتوانسته ام کسی مانند او که با معیارهایم متناسب باشد را بیابم، اگر مادرتان مخالفت کرد، بازهم به کارهایتان ادامه دهید، پس از مدتی زمانی که ایشان در عمل احساس کنند که شما قرار نیست با ازدواج به او بی حرمتی کنید و از طرف دیگر نمی توانید او را از یاد ببرید به احتمال زیاد با پیشنهاد شما موافقت خواهند کرد. موفق باشید.



Send Comment
با تشکر، نظر شما پس از بررسی و تایید در سایت قرار خواهد گرفت.
متاسفانه در برقراری ارتباط خطایی رخ داده. لطفاً دوباره تلاش کنید.