بانوی خانهدارِ من از پا نشسته است
بانوی خانهدارِ من از پا نشسته است
از کوچهها رسیده ولی زار و خسته است
بانوی من که جان و دل من فدای او
در کوچه تار و پود وجودش گسسته است
از خاک روی چادر او حدس میزنم
در...
از کوچهها رسیده ولی زار و خسته است
بانوی من که جان و دل من فدای او
در کوچه تار و پود وجودش گسسته است
از خاک روی چادر او حدس میزنم
در...