زینب میان خواب به خود گفت: مادرم
زینب میان خواب به خود گفت: مادرم
دست ضعیف او به گمانم شکسته است
من هم ز سرفههای شدیدش گرفتهام
راه نفَس به سینهاش این بار بسته است
حالا نشستهام وَ به این فکر میکنم
بانوی...
دست ضعیف او به گمانم شکسته است
من هم ز سرفههای شدیدش گرفتهام
راه نفَس به سینهاش این بار بسته است
حالا نشستهام وَ به این فکر میکنم
بانوی...