چندیست بی چشمان تو من از نشاط افتاده ام
چندیست بی چشمان تو من از نشاط افتاده ام
بی گرمی دستان تو از سور و سات افتاده ام
از بس که دوری دیده ام این روزها فهمیده ام
مانند باران بهار از چشمهات افتاده ام
بی گرمی دستان تو از سور و سات افتاده ام
از بس که دوری دیده ام این روزها فهمیده ام
مانند باران بهار از چشمهات افتاده ام