The current route :

برصيصا
مفسران در تفسير اين آيه:« کمثل الشيطان اذ قال للانسان اکفر فلمّا کفر قال اني بريءٌ منک اني اخاف الله رب العالمين»(1) چنين نقل کرده اند: در ميان بني اسرائيل عابدي به نام برصيصا در عبادتگاه به عبادت مشغول...

مناظره ابراهيم و نمرود
نمرود از شاهان مغرور و در عصر حضرت ابراهيم خليل عليه السلام بودو در جلسه اي به ابراهيم گفت: خدايت کيست؟
ابراهيم گفت:« خداي من آن کسي است که مي ميراند و زنده مي کند.»
نمرود گفت: من نيز مي ميرانم و زنده...

لطف الهي و هدايت جوان مست
ذوالنّون مصري [ثوبان بن ابراهيم، عارف و زاهد معروف قرن سوّم هجري در گذشته ي سال 246 ه.ق ] مي گويد: روزي در کنار رود نيل سير و سياحت مي کردم و گذر مي نمودم و از نسيم دل انگيزي که مي وزيد سرخوش بودم ناگاه...

پاداش تحمل با همدم بداخلاق
کودک يتيمي بود، پيامبر صلي الله عليه و آله و سلم از او سرپرستي مي کرد و با مهرباني او را نوازش مي نمود، از قضاي روزگار آن يتيم از دنيا رفت، پيامبر صلي الله عليه و آله و سلم بسيار غمگين شد، به طوري که در...

شداد بن عاد
روزي رسول خدا صلي الله عليه و آله و سلم نشسته بود، عزرائيل به زيارت آن حضرت آمد، پيامبر صلي الله عليه و آله و سلم از او پرسيد:« اي برادر! چندين هزار سال است که تو مأمور قبض روح انسانها هستي، آيا در هنگام...

اجابت دعاي مضطر
پيرزن خيال کرد منظور از صبر، داروي صبر است[که عصاره ي تلخ درختي است و آن را به عنوان دوا مي خورند] به بازار رفت و مقداري داروي صبر خريد و به خانه آورد و آن را در آب حل کرد و خورد، دهانش سوخت، و معده اش...

تأثير پاسخ حکيمانه بانوي حکيم به سلطان محمود
در تاريخ آمده (1): در عصر سلطنت سلطان محمود غزنوي، همسر فخرالدوله ديلمي، بانوي بسيار توانا و دانشمند و هوشمندي بود، پس از مرگ شوهر، پادشاهي اصفهان و منطقه ري را برعهده گرفت، پسرش مجدالدوله بزرگ شد، گر...

مکافات عمل
در بصره ثروتمند معروفي زندگي مي کرد که گوسفند و اموال بسيار داشت و او را به عنوان «خواجه» ( آقا و بزرگ) مي خواندند، او هر روز و شب از گوسفندان خود شير مي دوشيد و مخفيانه آب در ميان شير ريخته و آن شير را...

فلسفه ي آفرينش مگس
امام اعظم مذهب شافعي در نزد پادشاهي نشسته بود، پادشاه بر اثر خستگي چرت مي زد، همين که او چرت مي زد مگس مي آمد و بر صورت او مي نشست، پادشاه عصباني مي شد و براي راندن آن مگس، سيلي محکمي بر صورت خود مي زد.
پادشاه...

پند اثر بخش به مصيبت ديده
در روزگاران پيشين يک نفر قاضي پسري جوان و دانشمند و پرهيزکار داشت، از قضا آن جوان درگذشت، قاضي در سوگ او بسيار سوخت و اندوهگين شد، به طوري که صبر و تحمل از دستش رفت و قرار و آرامش نداشت و به همين خاطر...