0
The current route :
دستی به ذوالفقار ببر، روی خاک را مهدوی

دستی به ذوالفقار ببر، روی خاک را

دستی به ذوالفقار ببر، روی خاک را<br /> پاک از وفور ابن زیاد و یزید کن<br /> "از دیو و دد ملولم و انسانم آرزوست"<br /> امشب بیا و عالم ما را جدید کن
با یک نگاه، عاشق خود را شهید کن مهدوی

با یک نگاه، عاشق خود را شهید کن

با یک نگاه، عاشق خود را شهید کن<br /> این جمعه را به یُمن قدم هات عید کن<br /> داغ ندیدنت به دل هر شقایق ست<br /> این جمعه، داغ باغچه را ناپدید کن<br />
خورشید من! سری به دعاهای ما بزن مهدوی

خورشید من! سری به دعاهای ما بزن

خورشید من! سری به دعاهای ما بزن<br /> از قطره های کوچک باران خرید کن<br /> بر روی هر چه مشق شب ماست خط بکش<br /> شب را ورق بزن، دل ما را سپید کن
از عشق تو این خانه مصفّا شود ای کاش مهدوی

از عشق تو این خانه مصفّا شود ای کاش

از عشق تو این خانه مصفّا شود ای کاش<br /> با آمدنت ولوله بر پا شود ای کاش<br /> در خانه ی دلمرده ی بی روح من امشب<br /> با شور و شر ِ چشم تو غوغا شود ای کاش<br />
دوباره می سرایمت تو را که شاعرانه ای مهدوی

دوباره می سرایمت تو را که شاعرانه ای

دوباره می سرایمت تو را که شاعرانه ای<br /> بهانه می کند دلم تو را که بی بهانه ای<br /> همیشه چشم های تو دلیل شعرهای من<br /> میان این همه غزل فقط تو عاشقانه ای<br />
صنما بیا صنما بیا که به عهد بسته وفا کنم مهدوی

صنما بیا صنما بیا که به عهد بسته وفا کنم

صنما بیا صنما بیا که به عهد بسته وفا کنم<br /> سر و جان و تن، دل و عقل و دین همه در ره تو فدا کنم<br /> به تو هر گزند و بلا رسد، غمی ار نکرده خدا رسد<br /> دل و جان و دیده به نزد تو، سپر گزند و بلا...
ای که خوبان همه در چشم تو منزل دارند مهدوی

ای که خوبان همه در چشم تو منزل دارند

ای که خوبان همه در چشم تو منزل دارند<br /> کی شود تا نظری هم به بدان اندازی<br /> یا که برهم بنهی پلک و زما در گذری<br /> یا به یک پلک زدن لرزه به جان اندازی<br />
ما منتظران! چه ناامیدت کردیم مهدوی

ما منتظران! چه ناامیدت کردیم

ما منتظران! چه ناامیدت کردیم<br /> رودرروی لشکر یزیدت کردیم<br /> هر روز کنار کوفه ی دلهامان<br /> هفتاد و دو مرتبه شهیدت کردیم
این دل گره زلف حبیب است حبیبم مهدوی

این دل گره زلف حبیب است حبیبم

این دل گره زلف حبیب است حبیبم<br /> تا یک نفسی هم به کسی وانگذارم<br /> هر کار کنی مال توام چاک گریبان<br /> من در هوس دیدن روی گل یارم
چون ابر بهاری به غم یار ببارم مهدوی

چون ابر بهاری به غم یار ببارم

چون ابر بهاری به غم یار ببارم<br /> گفتی که میائی و نیائی چه؟ نگارم<br /> هر صبح و شب و عصر و همه وقت به هرجا<br /> گویی که توئی در نظرم ، ای کس و کارم