0
The current route :
داستان یک مادر داستان

داستان یک مادر

در شهری دور بچه‌ای زندگی می‌کرد که مریض بود و به سختی نفس می‌کشید. مادرش هم دایم کنارش می‌نشست و نگاهش می‌کرد و غصه می‌خورد چون هر روز صدای نفس‌های بچه کمتر می‌شد و مادرش بیشتر نگران می‌شد. یک روز
دعای حضرت یوسف (ع) در چاه اخلاق

دعای حضرت یوسف (ع) در چاه

حضرت موسی (ع) از پی او تا درب منزلش آمد و بدون آن که خود را معرفی کند، نزد وی آمد و از او خواست تا آن شب مهمان جوان باشد و در خانه وی به سر برد تا شاید از این راه به ارتباط خاص او با خداوند پی برده و رمز...
مهر علی و زهرا ناصر عبدالهی

مهر علی و زهرا

باز بیا نقره بکوب طلا بریز پولک بپاش طره نور و غزل به گل نشسته خنده هاش پدر خاک به آسمون سپرده دلشو صدای بال فرشته ها میاد یواش یواش قنوت بسته آسمون به قامت ستاره رو بوم کعبه ربنا نفس نفس می باره...