0

عدم ایمان، مانع بصیرت

پرسش :

چه رابطه اى بین ایمان و بصیرت وحود دارد؟


پاسخ :
پاسخ اجمالی:
تمایلات نفسانى، بزرگترین سدّ راه بصیرت است، و رفع این مانع، جز در پرتو تقوا و کنترل هواى نفس، امکان پذیر نیست. وقتى انسان کار زشت و نادرستى را انجام داد، به تدریج زشتی آن در نظرش کم مى شود، پس از مدتى که به آن خو گرفت، توجیهاتى براى آن مى تراشد، کم کم به صورت زیبا و حتى به عنوان یک وظیفه در نظراو جلوه مى کند، چه بسیارند افراد جنایتکار و آلوده اى که به اعمال خود افتخار مى کنند و آن را نقطه مثبتى مى شمرند. گمراهی نتیجه این دگرگونی ارزشها است، و این دگرگونى ارزش ها، نتیجه بی ایمانی است.

پاسخ تفصیلی:
مسأله مهم در زندگى انسان، این است که: واقعیات را آنچنان که هست درک کند، و در برابر آن موضع گیرى صریح داشته باشد، پندارها، پیشداورى ها، و تمایلات انحرافى، حب و بغض ها، مانع از درک و دید واقعیات ـ آنچنان که هست ـ نگردد، و مهمترین تعریفى که براى فلسفه شده است همین است، «درک حقایق اشیاء آنچنان که هست».

به همین دلیل، یکى از مهمترین تقاضاهائى که معصومین از خدا داشتند این بود: «اللّهُمَّ أَرِنِى الأَشْیاءَ کَما هِىَ»؛ (خداوندا واقعیت ها و موجودات را آن گونه که هست به من نشان ده) تا ارزش ها را به درستى بشناسم و حق آن را ادا کنم.

و این حالت بدون «ایمان» میسر نیست، چرا که هوا و هوس هاى سرکش، و تمایلات نفسانى، بزرگترین حجاب و سدّ این راه است، و رفع این حجاب، جز در پرتو تقوا و کنترل هواى نفس، امکان پذیر نیست.

لذا در آیه 4 سوره «نمل» مى خوانیم: (کسانى که به آخرت ایمان ندارند، اعمال زشتشان را براى آنها زینت مى دهیم، و سرگردان مى شوند)؛ «إِنَّ الَّذِینَ لا یُؤْمِنُونَ بِالآخِرَةِ زَیَّنّا لَهُمْ أَعْمالَهُمْ فَهُمْ یَعْمَهُون».

آلودگى در نظر آنها پاکى، زشتى ها نزد آنها زیبا، پستى ها افتخار، و بدبختى ها و سیه روزى ها سعادت و پیروزى محسوب مى شود.

آرى، چنین است حال کسانى که در طریق غلط گام مى نهند و بر آن ادامه مى دهند، واضح است وقتى انسان کار زشت و نادرستى را انجام داد، تدریجاً قبح و زشتیش در نظر او کم مى شود، و به آن عادت مى کند، پس از مدتى که به آن خو گرفت، توجیهاتى براى آن مى تراشد، کم کم به صورت زیبا و حتى به عنوان یک وظیفه در نظرش جلوه مى کند، و چه بسیارند افراد جنایتکار و آلوده اى که به راستى به اعمال خود افتخار مى کنند و آن را نقطه مثبتى مى شمرند.

این دگرگونى ارزش ها، و به هم ریختن معیارها در نظر انسان، که نتیجه اش سرگردان شدن در بیراهه هاى زندگى است از بدترین حالاتى است که به یک انسان دست مى دهد.

جالب این که: در آیه مورد بحث و یکى دیگر از آیات قرآن(1) این «تزیین» به «خدا» نسبت داده شده است، در حالى که در هشت مورد به «شیطان»، و در ده مورد به صورت فعل مجهول (زُیِّنَ) آمده است، و اگر درست بیندیشیم، همه بیانگر یک واقعیت است.

اما این که: به خدا نسبت داده شده است به خاطر آن است که او «مسبب الاسباب» در عالم هستى است، و هر موجودى تأثیرى دارد که به خدا منتهى مى شود، آرى این خاصیت را خداوند در تکرار عمل قرار داده که انسان تدریجاً به آن خو مى گیرد، و حس تشخیص او دگرگون مى شود، بى آن که مسئولیت انسان از بین برود و یا براى خدا ایراد و نقصى باشد (دقت کنید).

و اگر به شیطان یا هواى نفس نسبت داده شود، به خاطر این است که عامل نزدیک و بدون واسطه، آنها هستند.

و اگر گاه به صورت فعل مجهول آمده، اشاره به این است که طبیعت عمل چنین اقتضا مى کند که بر اثر تکرار، ایجاد «حالت»، «ملکه»، «عشق» و «علاقه» مى کند.

با توجه به آیه فوق نمونه آشکار و عینى این معنى را در زندگى گروهى از دنیا پرستان زمان خود به روشنى مى بینیم.

آنها به مسائلى افتخار مى کنند، و جزء تمدنش مى شمارند که در واقع چیزى جز ننگ و آلودگى و رسوائى نیست.

لجام گسیختگى و بى بند و بارى را نشانه «آزادى».
برهنگى و آلودگى زنان را دلیل بر «تمدن».
مسابقه در تجمل پرستى را نشانه «شخصیت».
غرق شدن در انواع فساد را، مظهر «حرّیت».
آدم کشى و جنایت و ویرانگرى را دلیل بر «قدرت».
خرابکارى و غصب سرمایه هاى دیگران را، «استعمار» (آباد سازى!).
ـبه کار گرفتن وسائل ارتباط جمعى را در مسیر زننده ترین برنامه هاى ضد اخلاقى دلیل بر «احترام به خواست انسان ها».
زیر پا گذاردن حقوق محرومان را، نشانه «احترام به حقوق بشر»!.
اسارت در چنگال اعتیادها، هوس ها، ننگ ها و رسوائى ها را، «شکلى از آزادى».
تقلب و تزویر و به دست آوردن اموال و ثروت از هر طریقى که باشد دلیل بر «استعداد و لیاقت»!.
رعایت اصول عدل و داد و احترام به حق دیگران نشانه «بى عرضگى و عدم لیاقت».
دروغ و پیمان شکنى دو روئى و تزویر را نشان «سیاست».

خلاصه اعمال سوء و ننگینشان آنچنان در نظرشان زینت داده شده است که نه تنها از آن احساس شرم نمى کنند، که به آن افتخار و مباهات نیز مى کنند، و پیدا است چهره چنین جهانى چگونه خواهد بود، و راهى را که به سوى آن مى رود کدام سو است؟!

پی نوشت:
(1). سوره انعام، آیه 108.

منبع: تفسیر نمونه، آیت الله العظمی مکارم شیرازی، دار الکتب الإسلامیه، چاپ بیست و پنجم، ج 15، ص 426 و423.

پرسش‌های مرتبط:

شیاطین از چه راه هایى به وسوسه انسان ها مى پردازند؟

«غضب» چه آثار ویرانگری از خود به جای می گذارد؟

آیا شخصی که مرتکب گناه تهمت شده است، می تواند توبه کند؟ آیا گناه او بخشیده می شود؟

Send Comment
با تشکر، نظر شما پس از بررسی و تایید در سایت قرار خواهد گرفت.
متاسفانه در برقراری ارتباط خطایی رخ داده. لطفاً دوباره تلاش کنید.