هو العزيز
خداوند بزرگ كه پرورنده و راهنماى استعداد ما است به برخى از اقوام و ملل كه شايستۀ بقا و ابديت هستند بر مقتضاى حكمت خويش امتيازاتى عطا فرموده است تا آن امتيازات، ضامن جاودانى ذكر و خلود نام آنان باشد.
یکی از فضيلتهایی كه خداوند بخشنده به ملت و كشور ما عطا فرموده، ادب پرمايه و توانگرى است كه با جلاى خاص خود چشم عالميان را بخويش متوجه ساخته است تا جايى كه همه ملتها سرزمين ما را كشور گل و بلبل و عرصۀ ذوق و هنر شناختهاند1.
اهل هر زمان به آثار گذشتگان با نظرى ديگر مينگرند و از آنجا كه اثرهاى فكر و ذوقى شاعران و نويسندگان ما بويژه نوشتههاى سعدى شيراز چشمهايست كه هرگز نمىخوشد و همواره در جوش و جريان است ميتواند ذوق خوانندگان هر عصر را سيراب كند و در دهان هريك از تشنگان شربتى كه پسند خاطرش باشد فروريزد.
نوشتههای سعدی با توجه به مراحل مختلف زندگی وی نگاشته شده است2. اولین دوران زندگی سعدی، يعنى مرحلۀ تحصيل تا ۶٢٣ ق ادامه يافته و اكثر در بغداد بوده است3. دومين دوران زندگى سعدى، دوران سفرهاى فراوان اوست، و از ۶٢٣ ق آغاز شد و قريب سى سال (۶۵۴ ق) در اين سوى و آن سوى سرزمينهاى اسلامى، از هند در شرق تا شام و حجاز در غرب سياحت كرد. سفرهاى سعدى بسيار وسيع بوده و او در اثناى اين سفرها بلخ، غزنه، پنجاب، سومنات، گجرات، يمن، حجاز و ديگر نواحى عربستان، حبشه، شام، مخصوصا دمشق و بعلبك، شمال افريقا، و آسياى صغير را سياحت كرده است، او در جامۀ درويشى، به هر راهى مىرفت و با هرگونه مردمى درمىآميخت. سعدى هنگامى كه در بغداد بود تحت تأثير صوفى نامدار شيخ شهاب الدين سهروردى قرار گرفت، كه از زهد عميق و عشق فداكارانهاش نسبت به همنوع در يكى از حكايات بوستان ياد مىكند.
بازگشت سعدى به موطنش شيراز، در ۶۵۴ ق صورت گرفت، و اين نشانۀ شروع سومين مرحلۀ زندگى اوست، يعنى عصرى كه فعاليت مهم ادبيش آغاز شد. يك سال پس از بازگشتش، منظومۀ مثنوى معروفش بوستان را تأليف كرد، بوستان نظمى است به روانى نثرکه نظام حكمتآميز عقد ثريا را در برابر چشم ما مصور ميدارد، و سال بعد گلستان را، كه مجموعهييست از حكايات مأخوذ از گنجينۀ سرشار مشاهدات و تجاربش، با گنجاندن نتايج و نصايحى براساس عقل دنيوى به رشته تحریر درآورد4.
غزلهاى سعدى ما، نمودار طراوت و صفا است و عشق و عرفان و حكمت را درهم آميخته و با اين معجون شفابخش دردهاى ناشى از سوز و سودا را درمان ميبخشد.
گلستان او چنان كه از نامش پيدا است دنياى ادب را شكوفا ساخته و فضاى گيتى را با بوى دلنشين خود عطرآگين كرده است5.
در هر حال گلستان و بوستان شيخ اجل سعدى شيراز ستارهاى است كه از آغاز طلوع تا زمان ما روشنى روزافزون داشته است و چنان مىنمايد كه تا ماه و خورشيد تابندهاند اين كانون فروزان ادب پارسى همچنان نورافشانى كند و اشعۀ خود را در همۀ جهان بگسترد و در محضر جهانيان معرف نفسانيات شريف و اخلاق لطيف و افكار عرفانى قوم ايرانى باشد6.
سید احمد سجادی
پینوشتها:
1. شرح گلستان، محمد خزایلی، جلد 1، ص 4
2. همان منبع، ص 12
3. تاریخ ادبیات ایران از فردوسى تا سعدى (براون)، ادوارد گرانویل براون، جلد 2، ص 211
4. همان منبع، ص 212
5. شرح گلستان، محمد خزایلی، جلد 1، ص 5
6. همان منبع، ص 11