The current route :
تروریسم به روایت حقیقت؛ ایستادگی ایران در برابر سیاستهای دوگانه غرب
برای شکایت علیه پزشک به کجا باید مراجعه کرد و چه کرد؟
مسئولیت حقوقی آسیب به خودرو در پارکینگ عمومی
رونمایی از نسخه بدون سانسور زندگی: اعترافات ما در دادگاه قیامت
کدام مسیرهای قطار رجا بیشترین مسافر را دارند؟
هجرت قرآنی: راهنمای اخلاق و عمل در دنیای امروز
اتحاد مقدس؛ سپر پولادین ملت ایران در برابر توطئههای دشمن
پنج وسوسه بزرگ شیطان و چگونگی مقابله با آنها: از بهشت تا دنیای امروز
آیت الکرسـی در خوشنویسـی
نفوذ با حربه دلسوزی برای مردم
متن کامل سوره یس با خط درشت + صوت و ترجمه
نحوه خواندن نماز والدین
متن کامل سوره واقعه با خط درشت + صوت و ترجمه
طریقه خواندن نماز شکسته و نیت آن
اقدامات مهم و اورژانسی پس از چنگ زدن گربه
نماز استغاثه امام زمان (عج) را چگونه بخوانیم؟
متن کامل زیارتنامه امام رضا علیه السلام + صوت و ترجمه
پیش شماره شهر های استان گیلان
بهترین دعاها برای ختم به خیر شدن معامله کداماند؟
پیش شماره شهر های استان تهران

زمستان سرد
خستهای از خنجر سکوت و فریب، زیر باران درد میمانم ای سراب سیاه سلطهی ظلم، مثل یاران درد میمانم حرمت عشق را نمیفهمند غاصبان ولایت خورشید آب را بسته اند قوم سراب غریبان درد میمانم

زلال عطش
آن طرف تپیده است کبوتر در خون غنچۀ سرخ لبانش شده پر پر در خون تیغ سنگین ستم، آن شب دلگیر چه کرد با تو آیینهترین دست مکرر در خون

زخمیترین فریاد
جا مانده از خورشیدهای آتشین در باد یک آفتاب تشنه یک زخمیترین فریاد اردیبهشتی بود سرشار از حسین عشق پیچید در آهش عطشهای تب مرداد

روای محرم
نکند باد بیاید سر نی خم بشود و از این باغچه یک شاخۀ گل کم بشود نکند ابر بخواهد همۀ بغضش را در غزل خوانی یک گریۀ نم نم بشود

رسول زخم
مدینه، کربلا را میشناسد صدای آشنا را می شناسد مدینه مثل کوفه بی وفا نیست مدینه مثل شام پر جفا نیست

رایحۀ واژهها
خیال میکنم امشب عجیب شعلهورم خیال میکنم از روی تیغ میگذرم نبودهای که ببینی«حضور» یادم نیست بعید نیست اگر با «عبور» همسفرم

راوی آب
بخواب دختر من! خواب خوش ببین امشب بخواب، تا که بخوابد تب زمین امشب برای دیدن آن خواب کوچک معصوم چقدر نشسته است درکمین امشب

راز شگفت کربلا
در آن چشمان تب آلود، اعجاز خدا گل کرد که در سجادهات راز شگفت خدا گل کرد تو میدانی فقط اسرار آن صحرای بارآور که در یک روز باغی تشنه آن سان بارها گل کرد

دیباچه
درکنار علقمه سروی ز پا افتاده است دست ساقی، از سبوی او جدا افتاده است شیونی در باغ نیلوفر ز داغ گل بپاست لالهای، بر خاک گرم کربلا افتاده است

دو بیت عاشقانه
به دستهایمان نگاه نکن که خالیتر از خیال کودکانی ست که زبان باز نکردهاند
این دستها امتداد دائم دستهایی ست