The current route :
ردپای رفتاری یک جاسوس یا عامل
تروریسم به روایت حقیقت؛ ایستادگی ایران در برابر سیاستهای دوگانه غرب
برای شکایت علیه پزشک به کجا باید مراجعه کرد و چه کرد؟
مسئولیت حقوقی آسیب به خودرو در پارکینگ عمومی
رونمایی از نسخه بدون سانسور زندگی: اعترافات ما در دادگاه قیامت
کدام مسیرهای قطار رجا بیشترین مسافر را دارند؟
هجرت قرآنی: راهنمای اخلاق و عمل در دنیای امروز
اتحاد مقدس؛ سپر پولادین ملت ایران در برابر توطئههای دشمن
پنج وسوسه بزرگ شیطان و چگونگی مقابله با آنها: از بهشت تا دنیای امروز
آیت الکرسـی در خوشنویسـی
متن کامل سوره یس با خط درشت + صوت و ترجمه
نحوه خواندن نماز والدین
متن کامل سوره واقعه با خط درشت + صوت و ترجمه
طریقه خواندن نماز شکسته و نیت آن
نماز استغاثه امام زمان (عج) را چگونه بخوانیم؟
اقدامات مهم و اورژانسی پس از چنگ زدن گربه
متن کامل زیارتنامه امام رضا علیه السلام + صوت و ترجمه
پیش شماره شهر های استان گیلان
اهل سنت چگونه نماز می خوانند؟
بهترین دعاها برای ختم به خیر شدن معامله کداماند؟

تنها داوطلب زدن پنالتي
شهيد رفيعي پور به اسب سواري علاقه ي فراوان داشت. به همين جهت، اسب قرمز رنگ خود را شخصاً نگهداري و مواظبت مي نمود و بر اثر تمرين زياد، به يک اسب سوار ماهر معروف شد.

دروازه بان ماهر
تنها سرگرمي او جدا از کار و خانواده اش، ورزش بود. شنا، سوارکاري، کشتي، کاراته و مهمتر از همه، دو. کارخانه ي محل کارمان در 18 کيلومتري جادّه ي قوچان بود. هر روز صبح ساعت 5/30 سوار سرويس مي شديم. حسين اما...

شوت هاي سرکش
از ده سالگي به دنبال فراگرفتن فن شناگري و غوّاصي رفت و با آمادگي جسماني و بدن ورزيده اي که داشت، مهارت زيادي کسب کرد. او به همراه پسرعمويش غوّاصي مي کرد و في سبيل الله به کساني که احتياج داشتند کمک مي...

شوت هاي سرکش
از ده سالگي به دنبال فراگرفتن فن شناگري و غوّاصي رفت و با آمادگي جسماني و بدن ورزيده اي که داشت، مهارت زيادي کسب کرد. او به همراه پسرعمويش غوّاصي مي کرد و في سبيل الله به کساني که احتياج داشتند کمک مي...

رعايت اخلاق در ورزش
شهيد علي مرادي به ورزش، به خصوص رشته ي وزنه برداري، علاقه ي فراوان داشت و بارها با پدرش مشورت کرد تا در خور موج باشگاهي را تأسيس کند و به پرورش جوانان بپردازد. حتّي چند بار هم با مسئولان استان در اين باره...

بخاطر داور پنالتي را گل نکرد!
حسين املاکي به همراه يکي دو نفر از بچّه هاي محل به جمع نيروهاي محمّد اصغري خواه پيوسته بودند تا با دويدن به طرف ليلاکوه و ملات، آمادگي جسماني بيشتري پيدا کنند. آن روز صبح، حسين املاکي، متوجّه جهانگير بني...

بخاطر داور پنالتي را گل نکرد!
حسين املاکي به همراه يکي دو نفر از بچّه هاي محل به جمع نيروهاي محمّد اصغري خواه پيوسته بودند تا با دويدن به طرف ليلاکوه و ملات، آمادگي جسماني بيشتري پيدا کنند. آن روز صبح، حسين املاکي، متوجّه جهانگير بني...

نگذاشت من خجل شوم
دو سه ساعتي به افطار باقي بود. مشغول آماده کردن افطاري بودم که سر و کله ي منصور پيدا شد. خسته و کوفته از کار مزرعه آمده بود. دست و پايش را شست. ساک ورزشي اش را برداشت و از در بيرون رفت. گفتم:

روحيه ي پهلواني
محمّدرضا به فوتبال هم خيلي علاقه داشت. تو همان مدرسه ي راهنمايي، همان سال اول، از بس بازي اش خوب بود رفت تو تيم مدرسه شان. واليبال و اين چيزها هم بازي مي کرد، ولي تمام عشق و علاقه اش فوتبال بود. عصرها...

در ورزش هميشه با وضو بودم!
در باشگاه کشتي بوديم. آماده مي شديم براي تمرين. ابراهيم هم وارد شد. چند دقيقه بعد يکي ديگر از دوستان آمد.