The current route :
لیست تمام بازی هایی که از سری Crash منتشر شده
اسرار حکیم سبزواری؛ فیلسوفی که عارف و شاعر هم بود
خواص انگشتر شرف الشمس مردانه
نام گروههای جدول تناوبی
بررسی دیدگاهها پیرامون لعن در قرآن و روایات
چرا برخی از افراد به دین بیتوجهاند؟
تشییع سید حسن نصرالله: از خاکسپاری موقت تا مراسم رسمی
خوشنویسی در بافندگی
خوشنویسـی در اشیای فلزی
خوشنویسی در سفالگری
اهل سنت چگونه نماز می خوانند؟
احکام روزه قضا آیت الله خامنه ای
تاریخ تولد امام زمان(عج)
میوه و سبزیجات نشاستهای
نماز استغاثه امام زمان (عج) را چگونه بخوانیم؟
زنگ اشغال برای برخی تماس گیرندگان
طریقه خواندن نماز شکسته و نیت آن
نحوه خواندن نماز والدین
پیش شماره شهر های استان تهران
آیا استحمام در زمان آبله مرغان خطرناک است؟

واژهی قدم در قرآن
«قدُم الشي» - به ضم دال - ديرينگي و ضد حدوث است. «قَدَم» نيز که جمعش اقدام است، به معناي معروفش قسمتي از پاست که از سر انگشتان تا ساق پا را شامل ميشود. «اَقدم علي العيب» کنايه از رضا و خشنودي

واژهی قدر در قرآن
«قدر» با دو وزن «قدر يقدِر» و «قدر يقُدر» آمده است؛ يعني در صيغه مضارع، عين الفعلش يک بار مکسور و يک بار مضموم آمده است. «قَدَر» به فتح دال اسم مصدر و به معناي تنگنايي، اندازه مُماثل و احترام است.

واژهی قرآن در قرآن
«قرآن» مصدر است همانند کفران و رجحان و برگرفته از ماده «قرأ» است. معناي اصلي آن جمع و ضميمه کردن است. مقصود از معناي جمع در «قرء»، ضم کلمات و حروف در خواندن و ترتيل است؛ به همين

واژهی قِبَل در قرآن
ماده «قبل» داراي معاني گوناگوني است؛ ولي در هيئت قِبَل - به کسر قاف و فتح با - به معناي جهت و توان و قدرت آمده است. معناي اصلي و جامع آن، مواجَهه و رويارويي و متمايل شدن است؛ مثلاً «اِقبال» به

واژهی قارعه در قرآن
در بسياري از موارد باب «قرع» به معناي ضربه زدن است و «قارعه» سختي شديد روزگاران است که مردم را در هم ميکوبد. از آن جهت به قيامت قارعه گفتهاند که حوادث آن، مردم را درهم ميکوبد. «اقراع» و

واژهی فضل در قرآن
«فضل» در لغت به معناي افزوني و زياد بودن و «افضال» به معناي احسان است. «فضيلت» و «فضل» نيز به معناي خير و نيکي و در مقابل نقيصهاند. فضل همچنين به معناي باقيمانده غذا و آب است

واژهی فصل در قرآن
«فصل» به معناي جدا کردن اشيا از يکديگر است و «فيصل» به معناي داور و بچه شتري است که از مادرش جدا شده است. «مِفصَل» به معناي زبان است؛ زيرا به وسيله آن امور از يکديگر متمايز ميشوند

واژهی فرقان در قرآن
«فرقان» مصدر باب «فرق» است و در مقايسه با «فرق» از مبالغه بيشتري برخوردار است؛ زيرا فرقان فقط در فرق بين حق و باطل به کار ميرود؛ ولي فرق اعم از حق و باطل است.

واژهی فتنه در قرآن
«فتنه» در لغت به معاني مختلفي چون سوزاندن و گداختن، عذاب، آزمايش، گمراهي، اعراض و رويگرداني، محنت و رنج، کفر، جنون، مال، اولاد، اختلاف در آرا، و غلو آمده است

واژهی فتح در قرآن
«فتح» در اصل به معناي گشودن و در مقابل اغلاق و بستن است. اين کلمه به تناسب همين اصل، در معاني ديگري چون حکم و داوري، آب چشمه و غير آن و نيز ياري و غلبه به کار رفته است. «فواتح سور» نيز به