The current route :
گفتم غزلی دوباره با جمعه ی بعد
گفتم غزلی دوباره با جمعه ی بعد<br />
مرغ دل من پریده تا، جمعه ی بعد<br />
این جمعه نمی شد که بیایی آقا ؟!<br />
حالا تو به من بگو چرا جمعه ی بعد؟
نقدی ست که نسیه های فردا بُردند
نقدی ست که نسیه های فردا بُردند<br />
کی زنده و کی مرده ست ... تا جمعه ی بعد<br />
این هفته ی سرد هم بدون تو گذشت<br />
لطفی کن و لاأقل بیا ... جمعه ی بعد
هجرتی تا کوی یارم آرزوست
هجرتی تا کوی یارم آرزوست<br />
دیدن روی نگارم آرزوست<br />
از خودم خسته ز دنیا خسته تر<br />
سوی او گشت و گذارم آرزوست
هر شب از التهاب غمت غرق زاری ام
هر شب از التهاب غمت غرق زاری ام<br />
در مجمر فراق تو اسپند کاری ام<br />
آتش گرفته ام، نفسی زن، خموش کن<br />
این شعله های سرکشی و بی قراری ام
فضای سینه شرربار می شود بی تو
فضای سینه شرربار می شود بی تو<br />
بیا که حال دلم زار می شود بی تو<br />
بیا اگر که نیایی رفیق دیرینت<br />
رفیق لشکر اغیار می شود بی تو
با چشم شهرآشوب خود ما را زلیخا می کنی
با چشم شهرآشوب خود ما را زلیخا می کنی<br />
یعقوب چشمان مرا تنها تو بینا می کنی<br />
دیگر نمی داند کسی فرق ترنج و دست را<br />
یوسف! تمام شهر را داری زلیخا می کنی
ای از شرار ناله ام آگاه، سیدی!
ای از شرار ناله ام آگاه، سیّدی!<br />
بی تو نفس به سینه شده آه، سیّدی!<br />
بازآ که خسروان همه اقرار می کنند<br />
تنها تویی به مُلک خدا شاه، سیّدی!
بیا نگاه تو از هر بهار زیباتر
بیا نگاه تو از هر بهار زیباتر<br />
ز ماه روشن شب های تار زیباتر<br />
شکفتن گل اگر انتهای زیبایی است<br />
تبسم تو بسی بی شمار زیباتر
اگر به چشم ببینم هزار فصل بهار
اگر به چشم ببینم هزار فصل بهار<br />
یکی کنار تو ... از صد هزار زیباتر!<br />
و خط به خط غزلم منتظر نشسته تو را<br />
که نیست حالتی از انتظار زیباتر
طلوع سبز تو از پشت کوه ها زیباست
طلوع سبز تو از پشت کوه ها زیباست<br />
شکوه آمدنت در غبار زیباتر<br />
برای آینه ماندن قرار لازم نیست<br />
که هر چه دل بشود بی قرار زیباتر