0
The current route :
من بی تو در این دیار خواهم پوسید مهدوی

من بی تو در این دیار خواهم پوسید

من بی تو در این دیار خواهم پوسید<br /> پاییزم و بی بهار خواهم پوسید<br /> چشمی به در و چشم به راهت دارم<br /> با این همه انتظار خواهم پوسید
وای بر حالم اگر از تو جدا باشم من مهدوی

وای بر حالم اگر از تو جدا باشم من

وای بر حالم اگر از تو جدا باشم من<br /> همۀ عمر گرفتار بلا باشم من<br /> شک ندارم همۀ خواستۀ تو این است<br /> لحظه ای هم که شده عبد خدا باشم من
من ماندم و پایان یک آغاز رویایی مهدوی

من ماندم و پایان یک آغاز رویایی

من ماندم و پایان یک آغاز رویایی<br /> ای کاش می شد لحظه ای من با تو تنهایی...<br /> ای کاش موج اشک من تا آسمان می رفت<br /> ماه تو می افتاد در این چشم دریایی
مریض وصل شدم تا عیادتم آیی مهدوی

مریض وصل شدم تا عیادتم آیی

مریض وصل شدم تا عیادتم آیی<br /> عیادت از دل ما سنّت است و پا برجاست<br /> بهار بی گل رویت چه جلوه ای دارد<br /> تمام رونق ایّام از وجود شماست
کجاست وعده ی حقّی که منجی دل هاست مهدوی

کجاست وعده ی حقّی که منجی دل هاست

کجاست وعده ی حقّی که منجی دل هاست<br /> الا که شوق تمنّای تو عقیده ی ماست<br /> برس به داد دلم دیر کرده ای آقا<br /> که حال و روز دلم خوب از رُخم پیداست
جانم فدای گریه ی روز و شبت شود مهدوی

جانم فدای گریه ی روز و شبت شود

جانم فدای گریه ی روز و شبت شود<br /> جانم فدای اشک تو صاحب زمان من<br /> چشم تو زخم می شود آقای خوب من<br /> آخر چقدر گریه کنی مهربان من؟
بوی تورا گرفته دل و این دهان من مهدوی

بوی تورا گرفته دل و این دهان من

بوی تورا گرفته دل و این دهان من<br /> از بس صدات کرده گرفته زبان من<br /> صبح و مساء نه که فقط چند لحظه ای<br /> اینجا برای گریه بشو میهمان من
غروب جمعه شدن ها برایمان تا کی؟ مهدوی

غروب جمعه شدن ها برایمان تا کی؟

غروب جمعه شدن ها برایمان تا کی؟<br /> سحر نگشتن شب های آسمان تا کی؟<br /> تمام سال و تمامیِ هفته ها رفتند<br /> ندیدن رخ تو در طی زمان تا کی؟<br />
تو خوب خوبی من بدم ، گفتی بیا من آمدم مهدوی

تو خوب خوبی من بدم ، گفتی بیا من آمدم

تو خوب خوبی من بدم ، گفتی بیا من آمدم<br /> از درگهت مکن ردم ، یابن الحسن یا بن الحسن<br /> مولا به جان مادرت ، آن مادر غم پرورت<br /> ما را مرانی از درت ، یابن الحسن یا بن الحسن<br />
عشقت نهفته در دلم ، مهرت سرشته با گلم مهدوی

عشقت نهفته در دلم ، مهرت سرشته با گلم

عشقت نهفته در دلم ، مهرت سرشته با گلم<br /> کی میشود حل مشگلم ، یابن الحسن یا بن الحسن<br /> یک شب به دیدارم بیا ، تا من به اشک دیده ها<br /> شویم کف پای تو را ، یابن الحسن یا بن الحسن<br />