0
The current route :
یک عمر، انتظار، مرا پیر کرده است مهدوی

یک عمر، انتظار، مرا پیر کرده است

یک عمر، انتظار، مرا پیر کرده است<br /> دنیا مرا دوباره زمین گیر کرده است<br /> شب در سکوت مبهم خود آفتاب را<br /> در چشم کور صاعقه زنجیر کرده است
بی او پرنده‌ای که به فردای کوچ رفت مهدوی

بی او پرنده‌ای که به فردای کوچ رفت

بی او پرنده‌ای که به فردای کوچ رفت<br /> آوارگی شده وطنش شک نمی‌کنم<br /> این چشم انتظاری هر روز غرق اشک<br /> یعنی به صبح آمدنش شک نمی‌کنم<br />
یک صبح با نسیم می‌آید به دیدنم مهدوی

یک صبح با نسیم می‌آید به دیدنم

یک صبح با نسیم می‌آید به دیدنم<br /> به عطر یاس و نسترنش شک نمی‌کنم<br /> خورشید گفته است که یک صبح می‌رسد<br /> هرگز به صحّت سخنش شک نمی‌کنم<br />
شک کرده‌ام؟ به آمدنش شک نمی‌کنم! مهدوی

شک کرده‌ام؟ به آمدنش شک نمی‌کنم!

شک کرده‌ام؟ به آمدنش شک نمی‌کنم!<br /> یا این‌که به نیامدنش شک نمی‌کنم؟<br /> این یوسف من است که در باد می‌وزد<br /> هرگز به عطر پیرهنش شک نمی‌کنم
حریق فاجعه، گل هاى عشق مى سوزد مهدوی

حریق فاجعه، گل هاى عشق مى سوزد

حریق فاجعه، گل هاى عشق مى سوزد<br /> فرونشان به قدوم خود این شرار، بیا!<br /> بتاب از پس دندانه هاى قصر سحر<br /> بزن حجاب به یک سو، سپیدهوار بیا!<br /> نگاه منتظرانت فسرد و مى ترسم<br /> که پژمُرَد...
براى آمدنت، گرچه زود هم دیرست! مهدوی

براى آمدنت، گرچه زود هم دیرست!

براى آمدنت، گرچه زود هم دیرست!<br /> شتاب کن که برآرى ز شب دمار، بیا!<br /> بیا که دشت شقایق به داغ، آذین گشت<br /> تو اى تسلّى صحراى سوگوار، بیا!<br />
زلال چشمه تویى، روح سبزه، رمز بهار مهدوی

زلال چشمه تویى، روح سبزه، رمز بهار

زلال چشمه تویى، روح سبزه، رمز بهار<br /> بیا که با تو شود فصل ها، بهار بیا!<br /> براى آن که نشانى تو اى مبشّر نور<br /> درخت خشک عدالت به برگ و بار، بیا!
زمان، گذرگه پژواکِ نام نامى تست مهدوی

زمان، گذرگه پژواکِ نام نامى تست

زمان، گذرگه پژواکِ نام نامى تست<br /> زمین ز رأى تو گیرد مگر قرار، بیا!<br /> میان شعله غم سوخت هجرنامه ما<br /> بیا که گویمت آن رنج بى شمار، بیا!
تویى، تو نور محمّد، تو جلوه اى ز على مهدوی

تویى، تو نور محمّد، تو جلوه اى ز على

تویى، تو نور محمّد، تو جلوه اى ز على<br /> تو سیف منتقمى، عدل پایدار بیا!<br /> زاشک و خون دل، این خانه شستشو دادیم<br /> بیا به مشهد عشّاق بى قرار! بیا!
ز کعبه عزم سفر کن، به این دیار بیا! مهدوی

ز کعبه عزم سفر کن، به این دیار بیا!

ز کعبه عزم سفر کن، به این دیار بیا!<br /> چو عطر غنچه نهان تا کى؟ آشکار بیا!<br /> حریم دامن نرجس شد از تو رشگ بهار<br /> گل یگانه گلزار روزگار، بیا!