The current route :

وظيفه نداري بزني
برادر شهيد مسعود برنجي يوسفي، مي گويد: «در يک تعميرگاه، يکي از وسايل فنّي خراب شده بود و افراد متخصّص آن کارگاه، از تشخيص اشکال و تعميرش عاجز مانده بودند. شهيد به دور از چشم آنان مشغول تعمير مي شود. آنها...

دعوت به خوبيها و نهي از زشتيها در سيره ي شهدا (3)
در اوايل انقلاب که سپاه پاسداران از اهميّت خاصّي برخوردار بود، فرمانده ي سپاه زابل که بينش خوبي داشت، براي شرکت در بعضي جلسات اداري گاهي ما را مي فرستاد تا آشنايي بيشتري با شهر و مشکلات مردم پيدا کنيم....

دعوت به خوبيها و نهي از زشتيها در سيره ي شهدا (2)
يکي از دوستانِ قبل از انقلاب شهيد بزرگوار غلامرضا جعفري مي گويد: «علي رغم آن که شهيد نسبت به رعايت حجاب اسلامي بسيار حساس بود، ولي يک روز درسي ارزنده به من آموخت که برايم فراموش نشدني است.

دعوت به خوبيها و نهي از زشتيها در سيره ي شهدا (1)
شهيد محمود سعيدي نسب نقل مي کرد: «در فرصتي سوار تاکسي بودم، راننده بدون ملاحظه ي سرنشينان نوار موسيقي مبتذل گذاشت.» به او تذکر دادم، گفت: «آقا جوان هستيم، عيبي ندارد.»

حرمت حرم
در محلّ قديمي ما، عباس قلوه، مشهور بود. يک مرد هيکلي با سبيلي تابيده رو به بالا. خيلي ها از او حساب مي بردند، هر وقت حرفي مي پراند، کسي جرأت نداشت در مقابلش قد علم کند، آن موقع «محسن» هنوز يک نوجوان شانزده...

وصیتنامه شهید مصطفی ردانی پور
سپاس خداوندی را که انور جلال او از افق عقول بندگانش تابان است. و خواسته اش از زبان گویای کتاب و سنت نمایان. خدایی که دوستان خد را از دلبستگی به دنیای فریب کار رهانید و به شادی های گوناتگونشان رساند...واما...

مسلح به سلاح تقوا
شهيد رداني پور مسلح به سلاح تقوا بود و در توصيه ديگران به تقوا و خصايل والاي اسلامي تلاش زيادي داشت .خصوصاً به كساني كه مسئوليت داشتند همواره يادآوري ميكرد كه :

عروسی خون
هر وقت که مادر برای سرو سامان دادن پسرش نقشه ای می کشید و او را در خلوتی به کنار می کشید می شنید که مصطفی می گوید: بچه های مردم تکه پاره شدن ،افتادن گوشه کنار بیابون ها ،اون وقت شما می گین کارهاتو ول کن...

شمهای از سجایای اخلاقی شهید مصطفی ردانی پور
فرمانده سپاه صاحب الزمان (عج) بود. مداحی که با توسل به امام عصر حماسه ها آفرید. مصطفی همیشه با ناله میگفت: یابن الحسن کجایی؟ آقا چرا نیایی؟ نوحه خوانی که قبل از همه برای خودش میخواند. طلبهای که رمز...

سلوک سرخ
بهاری دل پذیر از راه رسیده بود. غنچه ها شکفته شده و شکوفه ها همه جا را زیبا و دنیا را از عطر دل انگیز خویش پر کرده بودند. بهشت زمین باردیگر پدیدار شده بود. اول فروردین 1337 در خانه ای کوچک امّا سبزِ سبز،...