The current route :
#اس ام اس امام زمان در راسخون
#اس ام اس امام زمان در مقالات
#اس ام اس امام زمان در فیلم و صوت
#اس ام اس امام زمان پرسش و پاسخ
#اس ام اس امام زمان در مشاوره
#اس ام اس امام زمان در خبر
#اس ام اس امام زمان در سبک زندگی
#اس ام اس امام زمان در مشاهیر
#اس ام اس امام زمان در احادیث
#اس ام اس امام زمان در ویژه نامه
این جمعه هم گذشت و ز صحرا نیامدى
این جمعه هم گذشت و ز صحرا نیامدى<br />
آقا ببین!همین خبر جمعه ى من است<br />
تقصیر ناله هاى شما نیست،هر چه هست<br />
از ندبه هاى بى اثر جمعه ى من است
از صبح تا غروب ، تمام امید من
از صبح تا غروب ، تمام امید من<br />
تنها امید سفر جمعه ى من است<br />
هر شب دلم خوش است که در یک عبور تار...<br />
عکست مقیم چشم تر جمعه ى من است
چشمت ستاره ى سحر جمعه ى من است
چشمت ستاره ى سحر جمعه ى من است<br />
وجه منورت قمر جمعه ى من است<br />
یک هفته تا بیاید و تسکین دل شود<br />
یک انتظار ، پشت درِ جمعه ى من است<br />
ای خاطرات جمعه ها، ای مهربانم
ای خاطرات جمعه ها، ای مهربانم<br />
تنها غریب آشنا، ای مهربانم<br />
از ابتدای خلقتم بستم دخیلی<br />
نذر تماشای شما، ای مهربانم<br />
صحبت روى تو را هر دم شنیدن تا بکى
صحبت روى تو را هر دم شنیدن تا بکى<br />
در دلم نقش جمال تو کشیدن تا بکى؟<br />
اى چراغ زندگى روشن نما قلب مرا<br />
بى تو در تاریکى دنیا نشستن تا بکى؟<br />
یوسف شود، آن کس که خریدار تو باشد
یوسف شود، آن کس که خریدار تو باشد<br />
عیسى شود، آن خسته که بیمار تو باشد<br />
از چشمۀ خورشید جگر سوخته آید<br />
هر دیده که لبْ تشنه دیدار تو باشد<br />
گفتم این جمعه دگر آید و انشاءالله
گفتم این جمعه دگر آید و انشاءالله<br />
همچو ماهی به شب تار نماید خود را<br />
گفتم این جمعه شب هجر سحر خواهد شد<br />
اگر آن حجت دادار نماید خود را<br />
گفتم این جمعه دگر یار نماید خود را
گفتم این جمعه دگر یار نماید خود را<br />
از پس پرده پدیدار نماید خود را<br />
گفتم این جمعه همان جمعه آخر باشد<br />
یوسف فاطمه این بار نماید خود را<br />
هر جمعه با اشک و دعا در گوشه ی سجاده ها
هر جمعه با اشک و دعا در گوشه ی سجاده ها<br />
مست از دعای ندبه یا عطر سمات افتاده ام<br />
بی تو غزل خوانیم پر ، مستیم پر ، هستیم پر<br />
بی تو تمام روز در فکر نجات افتاده ام<br />
چندیست بی چشمان تو من از نشاط افتاده ام
چندیست بی چشمان تو من از نشاط افتاده ام<br />
بی گرمی دستان تو از سور و سات افتاده ام<br />
از بس که دوری دیده ام این روزها فهمیده ام<br />
مانند باران بهار از چشمهات افتاده ام<br />