0
The current route :
جمعه ها می روند از پی هم مهدوی

جمعه ها می روند از پی هم

جمعه ها می روند از پی هم<br /> غصه ام سر نیامد آقا، هم<br /> ای نگار دلم، نمی آیی<br /> غمگسار دلم، نمی آیی<br />
شاید آقا بیاید این هفته مهدوی

شاید آقا بیاید این هفته

شاید آقا بیاید این هفته<br /> پرده از رخ گشاید این هفته<br /> عمر من طی شده به این امید<br /> شاید آن هفته، شاید این هفته<br />
در روضه احتمال حضورش قوی تر است مهدوی

در روضه احتمال حضورش قوی تر است

آواره ی مجالس و از دل شنیده ایم:<br /> در روضه احتمال حضورش قوی تر است<br /> شاید صدای گریه آقا بلند شد<br /> چون روضه های مادر او گریه آور است<br />
دیری است رفته است و دگر برنگشته است مهدوی

دیری است رفته است و دگر برنگشته است

دیری است رفته است و دگر برنگشته است<br /> دیری است آسمان دلم بی کبوتر است<br /> او پیش رو نشسته و من کورم از گناه<br /> او می زند صدا و این گوش من کر است<br />
در انتظار جرعه ی مخمور جام تو مهدوی

در انتظار جرعه ی مخمور جام تو

در انتظار جرعه ی مخمور جام تو<br /> شد جانماز مادر از امن یجیب، تر<br /> اینجا پرنده ها به هوای تو می پرند<br /> پرواز بی شکیب و هوا بی شکیب تر<br />
همیشه حاصل جمع فراق سنگین است مهدوی

همیشه حاصل جمع فراق سنگین است

همیشه حاصل جمع فراق سنگین است<br /> مسافران صفر اتّفاق سنگین است<br />  از اربعین غمین تا غروب ماه صفر<br /> شفق به خون مدینه ، عراق ، سنگین است<br />
برای دیدن رویت دلم مهیا نیست مهدوی

برای دیدن رویت دلم مهیا نیست

برای دیدن رویت دلم مهیا نیست<br /> میان صحن دو چشمم برا ی تو جا نیست<br /> ز بس که خانه ی یاران به رنگ دنیا شد<br /> دگر برای تو جایی به غیر صحرا نیست<br />
روی تو و خورشید، نه، روشن تر از آنی مهدوی

روی تو و خورشید، نه، روشن تر از آنی

روی تو و خورشید، نه، روشن تر از آنی<br /> چشم من و آیینه ، نه ، حیران تر از آنم<br /> در سایه ی قرآن نگاه تو نشستم<br /> باران زد و برخاست غبار از دل و جانم<br />
ای جذبه ی ذی الحجه و شور رمضانم مهدوی

ای جذبه ی ذی الحجه و شور رمضانم

ای جذبه ی ذی الحجه و شور رمضانم<br /> در شادی شعبان تو غرق ست جهانم<br /> تقدیر مرا نور نگاه تو رقم زد<br /> باید که شب چشم تو را قدر بدانم<br />
با یک نگاه، عاشق خود را شهید کن مهدوی

با یک نگاه، عاشق خود را شهید کن

با یک نگاه، عاشق خود را شهید کن<br /> این جمعه را به یُمن قدم هات عید کن<br /> داغ ندیدنت به دل هر شقایق ست<br /> این جمعه، داغ باغچه را ناپدید کن<br />