The current route :
حکایت 38: فقیهی، پدر را گفت ...
گلستان سعدی- باب پنجم (در اخلاق درویشان)
حکایت 39: یکی بر سر راهی مست ...
گلستان سعدی- باب پنجم (در اخلاق درویشان)
حکایت 40: طایفه رندان ...
گلستان سعدی- باب پنجم (در اخلاق درویشان)
سعدی شیرازی
حکایت 41: این حکایت شنو که در بغداد ...
گلستان سعدی- باب پنجم (در اخلاق درویشان)
حکایت 42: یکی از صاحبدلان ...
گلستان سعدی- باب پنجم (در اخلاق درویشان)
حکایت 43: بزرگی را پرسیدم ...
گلستان سعدی- باب پنجم (در اخلاق درویشان)
حکایت 45: آورده اند که فقیهی دختری داشت ...
گلستان سعدی- باب پنجم (در اخلاق درویشان)
حکایت 46: پادشاهی به دیده استحقار ...
گلستان سعدی- باب پنجم (در اخلاق درویشان)
حکایت 47: دیدم گل تازه، چند دسته ...
گلستان سعدی- باب پنجم (در اخلاق درویشان)
حکایت 48: حکیمی را پرسیدند ...
گلستان سعدی- باب پنجم (در اخلاق درویشان)