The current route :
حکایت 20: غافلی را شنیدم که ...
گلستان سعدی- باب هشتم (در سیرت پادشاهان)
حکایت 21: ناسزایی را که بینی بخت یار ...
گلستان سعدی- باب هشتم (در سیرت پادشاهان)
حکایت 22: یکی را از ملوک، مرضی حایل بود ...
گلستان سعدی- باب هشتم (در سیرت پادشاهان)
حکایت 23: یکی از بندگان عمر لیث
گلستان سعدی- باب هشتم (در سیرت پادشاهان)
حکایت 24: صلح با دشمن اگر خواهی ...
گلستان سعدی- باب هشتم (در سیرت پادشاهان)
حکایت 26: زورت ار پیش می رود با ما ...
گلستان سعدی- باب هشتم (در سیرت پادشاهان)
حکایت 28: درویشی مجرد ...
گلستان سعدی- باب هشتم (در سیرت پادشاهان)
حکایت 29: یکی از وزرا پیش ذوالنون ...
گلستان سعدی- باب هشتم (در سیرت پادشاهان)
حکایت 30: پادشاهی به کشتنِ بی گناهی ...
گلستان سعدی- باب هشتم (در سیرت پادشاهان)
حکایت 34: یکی از پسران هارون الرشید ...
گلستان سعدی- باب هشتم (در سیرت پادشاهان)