The current route :

واژهی أَذَن در قرآن
«اُذُن» صفت مشبهه و جمع آن آذان است كه در لغت دارای دو معنای اصلی است: یكی گوش و دیگری علم است و از این جهت كه انسان به وسیله گوش به مسموعات آگاهی مییابد، این دو به یكدیگر نزدیكاند و نیز به

واژهی أذان در قرآن
«اذان» اسم مصدر از باب تفعیل به معنای اعلام است. ابن فارس مینویسد: اذان دارای دو معنای اصلی است؛ یكی اُذن به معنای گوش و دیگری علم و اعلام است. «اذنت بهذا الامر» یعنی به این كار آگاه شدم و

واژهی أدنی در قرآن
«ادنی» برگرفته از ماده «دنو» به معنای نزدیك بودن، پست و فرومایگی است. صاحب مقاییس اللغة مینویسد: دنی دارای یك ریشه و اصل، یعنی قرب و نزدیك بودن است كه براساس همین اصل هر یك از معانی با

واژهی أخلد در قرآن
ابن فارس مینویسد: «خلد» در اصل به معنای ثبات و ملازمت است و «خلد» و «اخلد» یعنی اقامت گزید و زمانی برای یك فرد گفته میشود «اخلد الی الارض» كه به زمین چسبیده باشد، چنان كه خداوند فرموده است: «وَ

واژهی اخذ در قرآن
«اخذ» در اصل به معنای حیازت و جمعآوری و نگهداری شیء است و در مقابل عطا، به معنای گرفتن است. معنای اخذ به لحاظ نسبتی كه به آن داده میشود، متفاوت است: «اخذه بیده» یعنی با دست او را گرفت.

واژهی اخ در قرآن
«اخ» در اصل «اخو» بوده كه لامالفعل آن حذف شده است. مشهورترین نظریه این است كه لامالفعل در تثنیه برگردانده میشود و گفته میشود «اخوان». در برخی گویشها تثنیه آن «اخان» گفته شده است. جمع ان إخوه و

واژهی احزاب در قرآن
«حزب» جماعتی از مردم است و «حزب الرّجل» اصحاب و لشكریان شخص را گویند كه هم فكر و اندیشه اویند. هر قومی كه دلها و اعمالشان همانند یكدیگر باشد، احزاباند؛ اگرچه یكدیگر را ملاقات نكرده باشند،

واژهی احد در قرآن
احد برگرفته از ماده «وحد» است كه واو قلب به همزه شده است و در مذكر و مؤنث استعمال میشود. احد گاه در كلام منفی به كار میرود و گاه در كلام مثبت. آنجا كه در كلام نفی قرار میگیرد، به صورت استغراق

واژهی احاط در قرآن
احاط برگرفته از ماده «حوط»، در لغت به معنای حلقه زدن بر شیء است. احاطه شهر به معنای تسلط بر جوانب و اطراف آن به شكل دایره است. نیز به معنای نزدیك شدن نابودی و زوال شیء و آگاهی كامل و

واژهی اجل در قرآن
خلیل بن احمد فراهیدی مینویسد: اجل- به فتح جیم- به معنای نهایت زمان در رسیدن مرگ یا سررسید بدهكاری و مانند آن است. ابن فارس مینویسد: اجل- به فتح جیم- به معنای آخرین مهلت بدهكاری و مانند آن است.