کو دل که او بدام غمت پاي بند نيست
کو دل که او بدام غمت پاي بند نيست شاعر : خواجوي کرماني صيدي بدست کن که سرش در کمند نيست کو دل که او بدام غمت پاي...
Wednesday, March 23, 2011
هيچکس نيست که منظور مرا ناظر نيست
هيچکس نيست که منظور مرا ناظر نيست شاعر : خواجوي کرماني گر چه بر منظرش ادارک نظر قادر نيست هيچکس نيست که منظور مرا...
Wednesday, March 23, 2011
عشق سلطانيست کو را حاجت دستور نيست
عشق سلطانيست کو را حاجت دستور نيست شاعر : خواجوي کرماني طائران عشق را پرواز گه جز طور نيست عشق سلطانيست کو را حاجت...
Wednesday, March 23, 2011
اينجا نماز زنده‌دلان جز نياز نيست
اينجا نماز زنده‌دلان جز نياز نيست شاعر : خواجوي کرماني وآنرا که در نياز نبيني نماز نيست اينجا نماز زنده‌دلان جز...
Wednesday, March 23, 2011
مرغ جانرا هر دو عالم آشياني بيش نيست
مرغ جانرا هر دو عالم آشياني بيش نيست شاعر : خواجوي کرماني حاصلم زين قرص زرين نيم ناني بيش نيست مرغ جانرا هر دو عالم...
Wednesday, March 23, 2011
روضه‌ي خلد برين بستانسرائي بيش نيست
روضه‌ي خلد برين بستانسرائي بيش نيست شاعر : خواجوي کرماني طوطي خوش خوان جان دستانسرائي بيش نيست روضه‌ي خلد برين بستانسرائي...
Wednesday, March 23, 2011
حذر کن ز ياري که ياريش نيست
حذر کن ز ياري که ياريش نيست شاعر : خواجوي کرماني بشودست از آنکو نگاريش نيست حذر کن ز ياري که ياريش نيست گلي دارد...
Wednesday, March 23, 2011
ورطه‌ي پر خطر عشق ترا ساحل نيست
ورطه‌ي پر خطر عشق ترا ساحل نيست شاعر : خواجوي کرماني راه پر آفت سوداي ترا منزل نيست ورطه‌ي پر خطر عشق ترا ساحل نيست...
Wednesday, March 23, 2011
آن نگيني که منش مي‌طلبم با جم نيست
آن نگيني که منش مي‌طلبم با جم نيست شاعر : خواجوي کرماني وان مسيحي که منش ديده‌ام از مريم نيست آن نگيني که منش مي‌طلبم...
Wednesday, March 23, 2011
اگر ترا غم امثال ما بود غم نيست
اگر ترا غم امثال ما بود غم نيست شاعر : خواجوي کرماني که درد را چو اميد دوا بود غم نيست اگر ترا غم امثال ما بود غم...
Wednesday, March 23, 2011
اهل دل را از لب شيرين جانان چاره نيست
اهل دل را از لب شيرين جانان چاره نيست شاعر : خواجوي کرماني طوطي خوش نغمه را از شکرستان چاره نيست اهل دل را از لب...
Wednesday, March 23, 2011
کدام دل که گرفتار و پاي بند تو نيست
کدام دل که گرفتار و پاي بند تو نيست شاعر : خواجوي کرماني کدام صيد که در آرزوي بند تو نيست کدام دل که گرفتار و پاي...
Wednesday, March 23, 2011
در سر زلف سياه تو چه سوداست که نيست
در سر زلف سياه تو چه سوداست که نيست شاعر : خواجوي کرماني وز غم عشق تو در شهر چه غوغاست که نيست در سر زلف سياه تو...
Wednesday, March 23, 2011
شمع ما مامول هر پروانه نيست
شمع ما مامول هر پروانه نيست شاعر : خواجوي کرماني گنج ما محصول هر ويرانه نيست شمع ما مامول هر پروانه نيست هر که...
Wednesday, March 23, 2011
شمع ما شمعيست کو منظور هر پروانه نيست
شمع ما شمعيست کو منظور هر پروانه نيست شاعر : خواجوي کرماني گنج ما گنجيست کو در کنج هر ويرانه نيست شمع ما شمعيست...
Wednesday, March 23, 2011
گرچه کاري چو عشقبازي نيست
گرچه کاري چو عشقبازي نيست شاعر : خواجوي کرماني بگذر از وي که جاي بازي نيست گرچه کاري چو عشقبازي نيست پيش صاحبدلان...
Wednesday, March 23, 2011
مشنو که مرا با لب لعلت هوسي نيست
مشنو که مرا با لب لعلت هوسي نيست شاعر : خواجوي کرماني کاندر شکرستان شکري بي مگسي نيست مشنو که مرا با لب لعلت هوسي...
Wednesday, March 23, 2011
هيچ دل نيست که ميلش بدلارائي نيست
هيچ دل نيست که ميلش بدلارائي نيست شاعر : خواجوي کرماني ضايع آن ديده که برطلعت زيبائي نيست هيچ دل نيست که ميلش بدلارائي...
Wednesday, March 23, 2011
بر سر کوي خرابات محبت کوئيست
بر سر کوي خرابات محبت کوئيست شاعر : خواجوي کرماني که مرا بر سر آن کوي نظر بر سوئيست بر سر کوي خرابات محبت کوئيست...
Wednesday, March 23, 2011
ديشب دلم ز ملک دو عالم خبر نداشت
ديشب دلم ز ملک دو عالم خبر نداشت شاعر : خواجوي کرماني جانم ز غم برآمد و از غم خبر نداشت ديشب دلم ز ملک دو عالم خبر...
Wednesday, March 23, 2011