آنچه عشق دوست با من مي‌کند
آنچه عشق دوست با من مي‌کند شاعر : خاقاني والله ار دشمن به دشمن مي‌کند آنچه عشق دوست با من مي‌کند او به آتش قصد...
Wednesday, March 23, 2011
مرد که با عشق دست در کمر آيد
مرد که با عشق دست در کمر آيد شاعر : خاقاني گر همه رستم بود ز پاي درآيد مرد که با عشق دست در کمر آيد هر دم ازو...
Wednesday, March 23, 2011
عشق تو اندر دلم شاخ کنون مي‌زند
عشق تو اندر دلم شاخ کنون مي‌زند شاعر : خاقاني وز دل من صبر را بيخ کنون مي‌کند عشق تو اندر دلم شاخ کنون مي‌زند ...
Wednesday, March 23, 2011
ني دست من به شاخ وصال تو بر رسيد
ني دست من به شاخ وصال تو بر رسيد شاعر : خاقاني ني و هم من به وصف جمال تو در رسيد ني دست من به شاخ وصال تو بر رسيد...
Wednesday, March 23, 2011
اين عشق آتشينم دود از جهان برآرد
اين عشق آتشينم دود از جهان برآرد شاعر : خاقاني وين زلف عنبرينت آتش ز جان برآرد اين عشق آتشينم دود از جهان برآرد...
Wednesday, March 23, 2011
دلم ز هواي تو بر نمي‌گردد
دلم ز هواي تو بر نمي‌گردد شاعر : خاقاني هواي تو ز دلم زاستر نمي‌گردد دلم ز هواي تو بر نمي‌گردد دگر مشو که غم...
Wednesday, March 23, 2011
صبح چون جيب آسمان بگشاد
صبح چون جيب آسمان بگشاد شاعر : خاقاني هاتف صبح‌دم زبان بگشاد صبح چون جيب آسمان بگشاد دم او خواب پاسبان بگشاد...
Wednesday, March 23, 2011
آن دم که صبح بينش من بال برگشاد
آن دم که صبح بينش من بال برگشاد شاعر : خاقاني آن مرغ صبح‌گاه دلم تيز پر گشاد آن دم که صبح بينش من بال برگشاد ...
Wednesday, March 23, 2011
زان بخششي که بر در عالم شد
زان بخششي که بر در عالم شد شاعر : خاقاني انده نصيب گوهر آدم شد زان بخششي که بر در عالم شد کز وي زمانه حامله‌ي...
Wednesday, March 23, 2011
آباد بر آن شب که شب وصلت ما بود
آباد بر آن شب که شب وصلت ما بود شاعر : خاقاني زيرا که نه شب بود که تاريخ بقا بود آباد بر آن شب که شب وصلت ما بود...
Wednesday, March 23, 2011
عافيت کس نشان دهد؟ ندهد
عافيت کس نشان دهد؟ ندهد شاعر : خاقاني وز بلا کس امان دهد؟ ندهد عافيت کس نشان دهد؟ ندهد روزگارم زمان دهد؟ ندهد...
Wednesday, March 23, 2011
دل ز گيتي وفاجويي ندارد
دل ز گيتي وفاجويي ندارد شاعر : خاقاني که گيتي از وفا بويي ندارد دل ز گيتي وفاجويي ندارد چه دارد پس که دل‌جويي...
Wednesday, March 23, 2011
دل جام جام، زهر غمان هر زمان کشد
دل جام جام، زهر غمان هر زمان کشد شاعر : خاقاني ناکام جان نگر که چه در کام جان کشد دل جام جام، زهر غمان هر زمان کشد...
Wednesday, March 23, 2011
يا تو به دم صبح سلامي نسپردي
يا تو به دم صبح سلامي نسپردي شاعر : خاقاني يا صبح‌دم از رشک سلامت نرسانيد يا تو به دم صبح سلامي نسپردي چه سود...
Wednesday, March 23, 2011
خاقاني از آسمان گذشته است
خاقاني از آسمان گذشته است شاعر : خاقاني تا خاک در تو جاي دارد خاقاني از آسمان گذشته است بر فرق زمانه پاي دارد...
Wednesday, March 23, 2011
چون زلف يار گيرم دستم به يارب آيد
چون زلف يار گيرم دستم به يارب آيد شاعر : خاقاني چون پاي دوست بوسم جانم بر لب آيد چون زلف يار گيرم دستم به يارب آيد...
Wednesday, March 23, 2011
با درد تو کس منت مرهم نپذيرد
با درد تو کس منت مرهم نپذيرد شاعر : خاقاني با وصل تو کس ملکت عالم نپذيرد با درد تو کس منت مرهم نپذيرد کو بر در...
Wednesday, March 23, 2011
آوازه‌ي جمالت اندر جهان فتاد
آوازه‌ي جمالت اندر جهان فتاد شاعر : خاقاني شوري ز کبرياي تو در آسمان فتاد آوازه‌ي جمالت اندر جهان فتاد برداشت...
Wednesday, March 23, 2011
در خوشاب را لبت سخت خوش آب مي‌دهد
در خوشاب را لبت سخت خوش آب مي‌دهد شاعر : خاقاني نرگس مست را خطت خوب سراب مي‌دهد در خوشاب را لبت سخت خوش آب مي‌دهد...
Wednesday, March 23, 2011
عشقت آتش ز جان برانگيزد
عشقت آتش ز جان برانگيزد شاعر : خاقاني رستخيز از جهان برانگيزد عشقت آتش ز جان برانگيزد زمهرير از روان برانگيزد...
Wednesday, March 23, 2011