گر آفتاب رخت سايه افکند بر خاک
گر آفتاب رخت سايه افکند بر خاک شاعر : فخرالدين عراقي زمينيان همه دامن کشند بر افلاک گر آفتاب رخت سايه افکند بر خاک...
Saturday, March 26, 2011
تنگ آمدم از وجود خود، تنگ
تنگ آمدم از وجود خود، تنگ شاعر : فخرالدين عراقي اي مرگ، به سوي من کن آهنگ تنگ آمدم از وجود خود، تنگ فرياد رسم...
Saturday, March 26, 2011
نقش دومين چشم احول
نقش دومين چشم احول شاعر : فخرالدين عراقي در نقش دوم اگر ببيني نقش دومين چشم احول معلوم کني که اوست موجود رخساره‌ي...
Saturday, March 26, 2011
اي ديده، بدار ماتم دل
اي ديده، بدار ماتم دل شاعر : فخرالدين عراقي کو در خطري فتاد مشکل اي ديده، بدار ماتم دل جز خون جگر دگر چه حاصل؟...
Saturday, March 26, 2011
مبند، اي دل، بجز در يار خود دل
مبند، اي دل، بجز در يار خود دل شاعر : فخرالدين عراقي اميد از هر که داري جمله بگسل مبند، اي دل، بجز در يار خود دل...
Saturday, March 26, 2011
خوشتر از خلد برين آراستند ايوان دل
خوشتر از خلد برين آراستند ايوان دل شاعر : فخرالدين عراقي تا به شادي مجلس آرايد درو سلطان دل خوشتر از خلد برين آراستند...
Saturday, March 26, 2011
اکوس تلالات بمدام
اکوس تلالات بمدام شاعر : فخرالدين عراقي ام شموس تهللت بغمام اکوس تلالات بمدام در هم آميخت رنگ جام، مدام از...
Saturday, March 26, 2011
از دل و جان عاشق زار توام
از دل و جان عاشق زار توام شاعر : فخرالدين عراقي کشته‌ي اندوه و تيمار توام از دل و جان عاشق زار توام من نه مرد...
Saturday, March 26, 2011
باز در دام بلا افتاده‌ام
باز در دام بلا افتاده‌ام شاعر : فخرالدين عراقي باز در چنگ عنا افتاده‌ام باز در دام بلا افتاده‌ام کز رخ دلبر جدا...
Saturday, March 26, 2011
با عشق تو ناز در نگنجد
با عشق تو ناز در نگنجد شاعر : فخرالدين عراقي جز درد و نياز در نگنجد با عشق تو ناز در نگنجد با سوز تو ساز در نگنجد...
Saturday, March 26, 2011
جانا، حديث شوقت در داستان نگنجد
جانا، حديث شوقت در داستان نگنجد شاعر : فخرالدين عراقي رمزي ز راز عشقت در صد بيان نگنجد جانا، حديث شوقت در داستان...
Saturday, March 26, 2011
امروز مرا در دل جز يار نمي‌گنجد
امروز مرا در دل جز يار نمي‌گنجد شاعر : فخرالدين عراقي وز يار چنان پر شد کاغيار نمي‌گنجد امروز مرا در دل جز يار نمي‌گنجد...
Saturday, March 26, 2011
امروز مرا در دل جز يار نمي‌گنجد
امروز مرا در دل جز يار نمي‌گنجد شاعر : فخرالدين عراقي تنگ است، از آن در وي اغيار نمي‌گنجد امروز مرا در دل جز يار...
Saturday, March 26, 2011
در حلقه‌ي فقيران قيصر چه کار دارد؟
در حلقه‌ي فقيران قيصر چه کار دارد؟ شاعر : فخرالدين عراقي در دست بحر نوشان ساغر چه کار دارد؟ در حلقه‌ي فقيران قيصر...
Saturday, March 26, 2011
با پرتو جمالت برهان چه کار دارد؟
با پرتو جمالت برهان چه کار دارد؟ شاعر : فخرالدين عراقي با عشق زلف و خالت ايمان چه کار دارد؟ با پرتو جمالت برهان...
Saturday, March 26, 2011
با درد خستگانت درمان چه کار دارد؟
با درد خستگانت درمان چه کار دارد؟ شاعر : فخرالدين عراقي با وصل کشتگانت هجران چه کار دارد؟ با درد خستگانت درمان چه...
Saturday, March 26, 2011
با درد خستگانت درمان چه کار دارد؟
با درد خستگانت درمان چه کار دارد؟ شاعر : فخرالدين عراقي با وصل کشتگانت هجران چه کار دارد؟ با درد خستگانت درمان چه...
Saturday, March 26, 2011
خرم تن آن کس که دل ريش ندارد
خرم تن آن کس که دل ريش ندارد شاعر : فخرالدين عراقي و انديشه‌ي يار ستم‌انديش ندارد خرم تن آن کس که دل ريش ندارد ...
Saturday, March 26, 2011
بيا، کاين دل سر هجران ندارد
بيا، کاين دل سر هجران ندارد شاعر : فخرالدين عراقي بجز وصلت دگر درمان ندارد بيا، کاين دل سر هجران ندارد که خسته...
Saturday, March 26, 2011
دل، دولت خرمي ندارد
دل، دولت خرمي ندارد شاعر : فخرالدين عراقي جان، راحت بي‌غمي ندارد دل، دولت خرمي ندارد آسايش و خرمي ندارد دردا!...
Saturday, March 26, 2011