بالاتر
ای چشم تو از هر چه غزل گیراتر لبخند تو از خندۀ گل زیباتر در برکۀ آرام تو حتی مهتاب صد بار زخورشید شده والاتر
Monday, March 27, 2017
آیینه
روزی که بود غربت انسان در آینه تسکین نیافت خاطر ایمان در آینه پا را فراتر از حد معمول می گذاشت مردی که می گذشت هراسان در آینه
Monday, March 27, 2017
با نماز عشق در محراب خون
مرد باید بود در میدان عشق سر ز پا نشناخت با فرمان عشق مردها در عرصه‌‏ها رقصیده‌‏اند! سر نهاده در خم چوگان عشق
Monday, March 27, 2017
آیینه
آینه در آینه ست : چشم تو در آیینه پلک مزن! کرده در خویش نظر، آیینه آیینه جز شیشه ای چیز دگر نیست که چشم تو این اعتبار داده به هر آیینه
Monday, March 27, 2017
آیینه اشک
تو ای چشمها محو زیباییت بهار است و فصل شکوفاییت مگر می شود کند با سادگی دل از چشمهای تماشاییت
Monday, March 27, 2017
آیه نیاز
در نگاهت آیه ‏های خیس محبّت به گل می‏نشست و «شهادت« بهانه کوچکی بود، تا پرواز را معنی کنی
Monday, March 27, 2017
آینه باران
درچشمۀ چشمان تو، طوفان شده ای دوست صد آینه در چشم تو مهمان شده ای دوست امشب شب میلاد گل عشق و بهاراست کز فرط خوشی آینه باران شده ای دوست
Monday, March 27, 2017
آفتاب
روی دوش موجها آرام می رفت آفتاب از فرار قله اسلام می رفت آفتاب خون به جای اشک از چشم شفق فواره زد گرچه با دنیایی از اکرام می رفت آفتاب
Monday, March 27, 2017
آغوش شقایق
بلبل روح از قفس تن پرید غنچه گریبان خودش را درید تا گل رخسار تو از باغ رفت رنگ بهار از رخ گلشن پرید
Monday, March 27, 2017
آری خدا تو را به سوی خویش خوانده بود
ای پیشوای آینه‌‏های زمین، امام! آیینه شکسته ما را ببین، امام ! بعد از تو با حریم شهیدان چه می‏کنند؟ بعد از تو چیست طالع این سرزمین، امام؟
Monday, March 27, 2017
آسمان آبی
در فصل غربت از دل خود یاد می کنم باور مکن که دلهره ایجاد می کنم شیرین ترین صنوبر این باغ سبز را فردا فدای تیشۀ فرهاد می کنم
Monday, March 27, 2017
آخرین بهار
این چندمین بهار، ولی بی تو می‏گذشت این اوج انتظار ولی بی تو می‏گذشت صبحی که بی‏حضور تو از راه می‏رسید عیدی پر از غبار ولی بی تو می‏گذشت
Monday, March 27, 2017
آخرین بدرقه
ای سرآغاز شب پوچ پریشانی من آخرین بدرقه ات در تب حیرانی من تو گرمای نگاهت من و سرمای صدا کی به خورشید رسد ذهن زمستانی من
Monday, March 27, 2017
ای مهربان
فریاد موهومی رسید از آسمان امشب خشم است و آتش گسترای کهکشان امشب از وحشت این لحظه های گنگ و بی احساس چشمم نمی خوابد بیا با من بمان امشب
Monday, March 27, 2017
ای که در بالا بلندی شهره‌ای
ای زمین فریادهامان بی صداست ریشۀ غم هایمان بی انتهاست ما زنسل درد و داغ و غربتیم حیرتی دیرینه با ما آشناست
Monday, March 27, 2017
ای بزرگ آفتاب آینه‌ ‏پوش
چهره شاهدان غبار گرفت عشق را موج انفجار گرفت چفیه، پوتین، پلاک، سنگر کو؟ زیر رگبار، دیده تر کو؟
Monday, March 27, 2017
اوج کهکشان
گلی به نام تو را تا به ما نشان دادند به مردۀ دل ما ساحرانه جان دادند تمام آنچه که به یک قرن نوع انسان داشت
Monday, March 27, 2017
تذهیب
تذهیب را در فرهنگها، زرگرفتن، زراندود کردن، طلاکاری یاد کرده‌اند. هنر تذهیب که در آغاز در پیوند با قرآن کریم در فن تزیین کتاب به کار گرفته می‌شود،...
Saturday, March 25, 2017
تذکرةالقبور
تذکرة القبور، یا دانشمندان و بزرگان اصفهان، کتابی به فارسی در شرح زندگی نام آورانی که در اصفهان در خاک شده‌اند. اصل کتاب تذکرة القبور نوشته‌ی...
Saturday, March 25, 2017
تداخل
تداخل، مصدر باب تفاعل و در لغت در یکدیگر داخل شدن و درهم شدن و یکی شدن معنی می‌دهد. تداخل هم اصطلاحی است منطقی و هم اصطلاحی است فلسفی. بنابراین...
Saturday, March 25, 2017