پیرزن حیله‌گر
در روزگار پیشین، پیرمرد و پیرزنی زندگی می‌کردند. پیرزن خیلی تنبل بود و هیچ کاری از دستش بر نمی‌آمد و پیرمرد همیشه او را سرزنش می‌کرد که چرا کاری...
Wednesday, May 18, 2016
ایوان احمق و ملکه ماریا
پادشاهی دختری داشت، عاقل و دانا، به نام ملکه ماریا. این دختر هر کسی را که می‌دید، فوراً می‌فهمید که چطور آدمی است.
Wednesday, May 18, 2016
مرد روستایی و سگ
در روزگار پیشین، مردی بود که خیلی بدجنس بود. یک روز مردی روستایی به منزل او آمد. سگِ او، که مثل صاحبش بسیار شریر بود، پای مرد روستایی را گاز...
Wednesday, May 18, 2016
انگشتر طلایی
پدر و مادری سه دختر داشتند. دختر کوچکتر ساکت و زحمتکش بود، ولی دختران بزرگ‌تر شرور و حسود بودند و فقط راجع به لباس قشنگ و خواستگارهای خودشان...
Wednesday, May 18, 2016
برادران شکارچی
در یکی از کشورها، دو تا برادر شکارچی بودند. این دو تا برادر روزی برای شکار از منزل بیرون رفتند؛ یک خرگوش طلایی دیدند؛ عقب خرگوش راه افتادند و...
Wednesday, May 18, 2016
ایوان احمق
پیرمردی سه پسر داشت. دو تا از آن‌ها عاقل بودند و سومی احمق. اسم این سومی ایوان احمق بود. ایوان همیشه کنار بخاری دراز می‌کشید.
Wednesday, May 18, 2016
ایوان، پسر روستایی
توی خرمن یک نفر دهاتی، یک موش خانگی و یک موش صحرایی راه پیدا کردند. موش خانگی خیلی محتاط، ولی موش صحرایی بی‌فکر بود و فقط توی خرمن جست و خیز...
Wednesday, May 18, 2016
عروس بهانه‌جو
نمی‌دانم این داستان در چه زمانی روی داده است؛ یا در زمان تزار استپان بوده، یا پیش از آن. در هر حال، شاهزاده‌ای با شاهزاده. خانم خود زندگی آرامی...
Wednesday, May 18, 2016
اسب زرّین
در یکی از کشورها پیرمرد و پیرزنی با هم زندگی می‌کردند. پیرمرد به شکار می‌رفت و پیرزن در منزل به کار خانه‌داری مشغول بود.
Wednesday, May 18, 2016
جوان‌مردترین شاه‌زادگان
بر چهره‌ی زیبای شاه‌زاده سودانا، فرزند سیبی شاه، دو چشم زیبا می‌درخشید. هرگاه که این دو دیده‌ی مهربان در برابر منظره‌ای از مهربانی و یا نیک‌خواهی...
Tuesday, May 17, 2016
بازگشت‌های بودا به زمین
یکی از خصوصیات روحیه‌ی هندی اعتقاد به تناسخ است. طبق این عقیده هر انسانی در این دنیا یا جهان‌های دیگر باید از زندگی‌های بی‌شمار انسانی و یا حیوانی...
Tuesday, May 17, 2016
افسانه‌های بودایی
روزی که سیدارتا، که می‌بایست بعدها بودا بشود، پای در این جهان نهاد همه‌ی مظاهر طبیعت از پدیدآمدن وجودی که می‌بایست بشریت را برهاند و بهترین راه...
Tuesday, May 17, 2016
کلنگ نابه‌کار
حکایت کنند که کلنگی بود بسیار رعنا که پیکر زیبایش بر دو پای بلند و ظریف قرار گرفته بود و دو بال پهن و بلندش رنگ خاکستری دل‌پذیر و دیده‌نوازی...
Tuesday, May 17, 2016
ابله کوچک و میهمانی بزرگ او
از کوچکی او را ابله کوچک لقب داده بودند. در بیست و پنج سالگی نیز او را بدین لقب می‌خواندند و به راستی که شایسته‌ی چنان لقبی بود.
Tuesday, May 17, 2016
داستان‌های بودایی
در داستانی بسیار قدیمی آمده است که موردجه هزار سال بر کشور غرب حکومت راند. او در سراسر زندگی دراز خود همیشه با پیروزی و موفقیت قرین بوده است....
Tuesday, May 17, 2016
آیین پرستش خدایان بزرگ هند
سه خدای بزرگ هند، چنان که پیش‌تر دیدیم، عبارت‌اند از: برهما، ویشنو، و شیوا. این سه خدا رفتار و خصال‌های گوناگون دارند. داستانی شیوا اختلاف خصال...
Tuesday, May 17, 2016
خدای پیل سر
گانشا (1) خدایی که سرپیل دارد از جمله‌ی خدایان هندی است که در سراسر هندوستان تصاویری از او به چشم می‌خورد.
Tuesday, May 17, 2016
شیوا
شیوا سومین خدای بزرگ هند و خدای نابودی و مرگ است. کار او پاک کردن و از میان بردن شکل‌هایی از وجود است که علت وجودی خود را از دست داده‌اند و باید...
Tuesday, May 17, 2016
ویشنو
ویشنو نگه‌دارنده‎ی جهان و خداوندگار نیکی و زندگی را در ردیف برهما، آفریننده‌ی جهان و پدر خدایان و مردمان باید قرار داد.
Tuesday, May 17, 2016
برهما
برهما چهار چهره‌ی همانند دارد. بر هر سری تاجی دارد. او چهار دست دارد. به یک دست کتاب مقدس وداها را، به دست دیگر قاشقی را که برای ایثار خدایان...
Tuesday, May 17, 2016