تقدیرباوری فردوسی یک اندیشه‌ی شیعی است یا زروانی
تقدیرباوری از مباحث مهم متون ادبی فارسی و یکی از پایه‌های اندیشه در آثار حماسی است که در شاهنامه جلوه‌های متنوعی دارد و در اصطلاحاتی چون: زمانه،...
Wednesday, November 4, 2015
بررسی عوامل مؤثر مرگ آفرین در فرجام افراسیاب تورانی
افراسیاب تورانی، نماینده‌ی نیروهای اهریمنی و تجلّی‌گر دیو خشک‌سالی در شاهنامه است. کارکرد ویژه‌ی او در شاهنامه و پیوند ذاتی‌اش با آب، که از نامش...
Wednesday, November 4, 2015
شاهنامه نگاری؛ از کِلک نِی شاعر تا کلک مویینه‌ی نقاش
از زمانی که قلم فردوسی از نوشتن باز ایستاد، قلم‌موی نقاشان به آرایش داستان‌های شاهنامه پرداخت. مصوّرسازی شاهنامه از نخستین سال‌های پس از سروده...
Wednesday, November 4, 2015
روایت اسدی توسی از تبارنامه گرشاسپ و انطباق آن با شاهنامه
گرشساپ‌نامه کهن‌ترین منظومه‌ی حماسی پس از شاهنامه است که حدود نیم قرن پس از درگذشت فردوسی به نظم درآمده، چنان که اسدی خود در پایان داستان با...
Wednesday, November 4, 2015
شاهنامه فردوسی و نقش آن در تقویت و باز تولید هویّت ملی
هویت ملی به معنای احساس تعلق و وفاداری به عناصر و نمادهای مشترک در یک ملت و در میان مرزهای تعریف شده سیاسی است. هویت ملی از عناصر و مؤلفه‌های...
Wednesday, November 4, 2015
برادرکُشی در شاهنامه
برادرکشی از جمله مسائل مهمی است، که فردوسی در شاهنامه بدان پرداخته است. می‌توان گفت برادرکشی در شاهنامه، نمود و جلوه‌ای از نزاع میان همان خیر...
Wednesday, November 4, 2015
کوه کوتوله‌ها
در روزگاران گذشته یک درخت بود که در آن چند تا مارمولک با هم زندگی می‌کردند. مارمولک‌ها زبان همدیگر را می‌فهمیدند و به راحتی با هم صحبت می‌کردند....
Wednesday, November 4, 2015
جنگل رز
در زمان‌های گذشته باغی بود که در آن باغ پر از گل‌های رز خوشبو بود و توی یکی از این گل‌های رز یک جن زندگی می‌کرد که همه‌ی خانه و زندگی‌اش همانجا...
Wednesday, November 4, 2015
گنج طلایی
در گذشته‌های دور شهرها برای خودشان تشکیلات عجیبی داشتند. مثلاً در هر شهری یک نفر مأمور می‌شد که هر اتفاقی افتاد را بلندبلند فریاد بزند. معمولاً...
Wednesday, November 4, 2015
ایب کوچولو و کریستینه کوچولو
در کشور دانمارک یک رودخانه وجود دارد که اسمش گودنا می‌باشد. گودنا به معنی الهه است و معنی رودخانه‌ی گودنا می‌شود رودخانه‌ی الهه. یک تپه‌ی بزرگ...
Wednesday, November 4, 2015
داستانی از یوهنای سالخورده
وقتی باد در میان درختان بید می‌وزید انگار یک نفر داشت در آنجا آهنگ می‌نواخت و همراه آن چیزهایی می‌خواند اما کسی معنی آن کلمات را نمی‌دانست به...
Wednesday, November 4, 2015
پروانه
توی یک روستای با صفا و خوش آب و هوا پروانه‌ای زندگی می‌کرد. که از تنهایی خسته شده بود و تصمیم گرفت که دنبال گل‌ها برود و یکی از آنها را برای...
Wednesday, November 4, 2015
بلبل
در زمان‌های قدیم قصری وجود داشت که مال یک پادشاه چینی بود و قصر این پادشاه توی تمام دنیا تک بود. جنس آن قصر از چینی درجه‌ی یک و بسیار زیبا بود....
Wednesday, November 4, 2015
فرمانروای ظالم
روزی روزگاری در یک کشور پادشاه ظالمی زندگی می‌کرد که همه‌ی فکر و ذکرش جنگ و کشت و کشتار بود. او دوست داشت همیشه به مردم ظلم کند و با آنها بجنگد...
Wednesday, November 4, 2015
دونده‌ها
روزی در یک جنگل بزرگ مسابقه‌ی دویی برگزار شد و قرار شد که دو نفر را به عنوان برنده انتخاب کنند. البته به نفر اول جایزه‌ی بهتری می‌دادند. اما...
Wednesday, November 4, 2015
دوازده مسافر
هوا خیلی سرد بود. شب آرامی بود و آسمان خدا صاف و ستاره باران. مردمانی هستند که دینشان مسیحی است و عید آنها در زمستان می‌باشد و در آن شب سرد وقتی...
Wednesday, November 4, 2015
رأس حسین را بریده‌ای
اندر سریر ناز تو خوش آرمیده‌ای شادی از آنکه رأس حسین را بریده‌ای مسرور و شاد و خرم و خندان به‌روی تخت بنشین کنون که خوب به‌ مطلب رسیده‌ای جاداده‌ای...
Tuesday, November 3, 2015
دلم به تمنای نیزه‌ات
پر می‌کشد دلم به تمنای نیزه‌ات دنیای دیگری شده دنیای نیزه‌ات جانی بده دوباره... به من نه به دخترت تا جان نیامده به لبش پای نیزه‌ات ترسانده است...
Tuesday, November 3, 2015
خیر مقدم
مردم که روی ماه تو بر هم نشان دهند چون خیر مقدم است که بر میهمان دهند زخمی بود که بر تن مجروح من رسد با هر اشاره‌ای که سرت را نشان دهند ای سر...
Tuesday, November 3, 2015
دستان باد موی تو را شانه می‌کند
دستان باد موی تو را شانه می‌کند خون بر دل پیاله و پیمانه می‌کند از داغ جانگداز جبین شکسته‌ات زخمی عمیق بر جگرم خانه می‌کند رگ‌های حنجر تو به...
Tuesday, November 3, 2015