اگر رَوم ز پی اش فتنه ها برانگیزد
چنانچه در عشق معشوق، کوشا و در راه او پویا باشم، بلاهایی به سرم در می آورد و بهانه جویی ها را شروع می کند. اگر کوتاه بیایم و از خود خویشتن داری...
Wednesday, May 14, 2014
به حُسن و خُلق و وفا کس به یار ما نرسد
در خوش اخلاقی و وفاداری، هیچ کس به پای دوست و یار ما نمی رسد و تو صلاحیت آن را نداری که این سخن مرا منکر شوی.
Wednesday, May 14, 2014
سحر چون خسرو خاور، عَلَم بر کوهساران زد
اول صبح، هنگام طلوع خورشید، یارم به من عاشق لطف کرد و به دیدارم آمد و من از او چنین امید و انتظاری نداشتم.
Wednesday, May 14, 2014
راهی بزن که آهی بر ساز آن توان زد
ای مطرب! آهنگی بساز تا بتوان همراه با موسیقی و ساز آن، آهی کشید و ناله ای کرد و شعر و ترانه ای بخوان که با شنیدن آن بتوان شرابی نوشید و مست و...
Wednesday, May 14, 2014
دمی با غم به سر بردن جهان یک سر نمی ارزد
اگر قرار است لحظه ای با غم و اندوه سپری کنی، آن لحظه تمام عالم هم ارزشی ندارد. خرقه ی ما را به بهای یک جام می -که داروی غم است -بفروش، زیرا ارزش...
Wednesday, May 14, 2014
در ازل پرتوِ حُسنت ز تجلی دم زد
در روز ازل، خداوند -که حسنش بی پایان است 0 به اقتضای حب ذاتی و جمال جلوه جوی خود، چون می خواست از مرحله ی غیب به مرحله ی معرفت و شناختگی برسد،...
Wednesday, May 14, 2014
ساقی ار باده ازین دست به جام اندازد
اگر ساقی با چنین دلربایی شراب در جام بریزد و بین اهل مجلس بگرداند و به این شیوه ادامه هم بدهد، عارفان را هم به شراب نوشی وا می دارد.
Wednesday, May 14, 2014
یارم چو قدح به دست گیرد
هنگامی که معشوق زیبای من، جام شرابی را به دست می گیرد، زیبارویان دیگر در برابر او جلوه ی خود را از دست می دهند و بازار کارشان از رونق می افتد....
Wednesday, May 14, 2014
دلم جز مهر مهرویان طریقی بر نمی گیرد
دلم به جز عشق ورزیدن به زیبارویان راه دیگری نمی پیماید و از هر دری و با هر زبانی او را پند می دهم، او نمی پذیرد و در او اثر نمی کند.
Wednesday, May 14, 2014
صبا وقت سحر بویی ز زلف یار می آورد
هنگام سحر، باد صبا بوی خوشی از زلف زیبای معشوق را به همراه آورد که با آن شور و شوق زیادی در دل عاشق و پریشان ما ایجاد کرد.
Wednesday, May 14, 2014
نسیم باد صبا دوشم آگهی آورد
دیشب نسیم سحری با بوی خوشی که به همراه داشت، خبر آورد که روزگار رنج و فراق کوتاه است و به پایان می رسد و روزگار وصال نزدیک است.
Wednesday, May 14, 2014
چه مستی است ندانم که رو به ما آورد
نمی دانم که این چه عشق است که ما را گرفتار خود کرده و مست نموده است؟ و ساقی این شراب مست کننده چه کسی بود و این باده را از کجا آورده بود؟
Wednesday, May 14, 2014
سال ها دل طلب جام جم از ما می کرد
روزگاری بود که دل پاک و رازجوی من، جام جهان نما را از من طلب می کرد تا به مدد آن اسرار آفرینش را بگشاید، غافل از آن که این جستجو بی فایده است...
Wednesday, May 14, 2014
به سرّ جام جم آنگه نظر توانی کرد
آن هنگام می توانی به حقیقت اسرار عالم دست پیدا کنی که بتوانی چشم خود را با خاک آستان میکیده بیارایی و خاک میخانه را سرمه ی چشم خود کنی. برای...
Wednesday, May 14, 2014
دوستان دختر رز توبه ز مستوری کرد
ای دوستان! دختر رَز، پوشیدگی و پاکدامنی را ترک کرد و از این راه بازگشت، آن گاه به نزد محتسب رفت و از او برای انجام کارهای مخالف نجابت، به طور...
Wednesday, May 14, 2014
دیدی ای دل که غم عشق دگر بار چه کرد
فریاد از آن چشم افسونگر که چه غوغا و بلوایی برپا کرد و چگونه هوش از سر مردم هوشیار که عاشق شده بودند، ربود و آنها را مست نمود؟! چشم معشوق، دلربا...
Wednesday, May 14, 2014
دلبر برفت و دلشدگان را خبر نکرد
معشوقی که دل از همه ربوده بود، رفت و عاشقان خود را خبر نکرد و از یار یکدل و رفیق سفر خود نیز یاری نکرد. معشوق بی وفا است و به عاشقان، لطف و عنایتی...
Wednesday, May 14, 2014
بشنو این نکته که خود را ز غم آزاده کنی
این سخن لطیف را بشنو تا خود را از غم و غصّه رها کنی؛ اگر به دنبال روزی مقدر نشده بروی، رنج خواهی کشید.
Monday, May 12, 2014
ای که در کشتن ما هیچ مدارا نکنی
ای معشوقی که در کشتن ما ملاحظه نمی کنی و مهربانی از خود نشان نمی دهی! سود و سرمایه را از بین می بری و هیچ پروایی نداری؛ عاشقان خود را با این...
Monday, May 12, 2014
صبح است ژاله می چکد از ابر بهمنی
صبح است و نم نم باران از ابر بهمن ماه فرو می چکد؛ پس ای ساقی! زاد و توشه ی شراب صبحگاهی را فراهم ساز و جام شراب بزرگ را بده. ای ساقی! وسایل عشق...
Monday, May 12, 2014