صوفی گلی بچین و مرقّع به خار بخش
ای صوفی!از زندگی و زیبایی های آن لذت ببر و بهره ای داشته باش و این لباس پاره پاره ی نشان فقر و زهد را دور بیانداز.این زهد و پرهیز ظاهری و آزار...
Monday, April 28, 2014
باغبان گر پنج روزی صحبت گل بایدش
باغبان، آرزوهای بزرگ در سر دارد و می خواهد برای مدت اندکی با گل سرخ همنشین باشد، پس باید چون بلبل بر جفای خار دوری و هجران، یعنی مشکلات روزگار،...
Monday, April 28, 2014
اگر رفیق شفیقی درست پیمان باش
اگر دوستی دلسوز و مهربان هستی، در عهد و پیمان خود وفادار بمان.همیشه همدم خانه و گرمابه و گلستان باش!یعنی همه جا و در همه حال به عهد دوستی وفا...
Monday, April 28, 2014
به دور لاله قدح گیر و بی ریا می باش
در فصل شکوفایی شقایق که دشت و دمن به رنگ سرخ در می آید، جام شراب بگیر و به دور از هر گونه ریا و تظاهر بنوش و همراه با بوی دل انگیز گل سرخ در...
Monday, April 28, 2014
دارم از زلف سیاهش گله چندان که مپرس
از زلف زیبا و پر پیچ و تاب معشوق که مرا بی سر و سامان کرده است، آن چنان گله و شکایت دارم که نمی توانم بگویم و خودت باید بفهمی.
Monday, April 28, 2014
باز آی و دل تنگ مرا مونس جان باش
ای یار و دلبر!برگرد و همدم این دل تنگ من شو و محرم اسرار پنهانی این سوخته در آتش عشق باش و قصّه ی درد هجران مرا بشنو.
Monday, April 28, 2014
درد عشقی کشیده ام که مپرس
درد و رنجی از عشق کشیده ام و زهر فراقی از یار چشیده ام که توضیح آن آسان نیست، خودت می دانی.
Monday, April 28, 2014
گلعذاری ز گلستان جهان ما را بس
از گلستان جهان، زیبارو و گلچهره ای برایم کافی است و از این باغ عالم، سایه ی آن معشوق سرو قامت که با ناز و عشوه حرکت می کند، مرا بس است.
Monday, April 28, 2014
دلا رفتن سفر بخت نیک خواهمت بس
ای دل!در این سفری که در پیش داری، اگر بخت نیکخواه و موافق، رفیق و مونس راه تو و بوی خوش باغ شیراز، قاصد و راهنمای راهت شود، کافی است.
Monday, April 28, 2014
دلم رمیده لولی وشی است شور انگیز
دل من، عاشق و حیران معشوقی است که آرام نمی گیرد و عاشق را هم بی قرار می کند و او را در برابر دلبری های خود به شور و هیجان می آورد.معشوقی که بی...
Monday, April 28, 2014
ای صبا گر بگذری بر ساحل رود اَرَس
ای صبا!چنانچه بر ساحل رود ارس گذر کردی، بر خاک آن که دیار معشوق و گذرگاه یار است، بوسه بزن و نفس خود را از بوی خوش آن عطرآگین کن.
Monday, April 28, 2014
خیز و در کاسه ی زر آب طربناک انداز
برخیز و در جام زرین پیش از آنکه کاسه ی سر به خاک تبدیل شود یا در خاک انداخته شود، شراب نشاط آور بریز و بنوش.
Monday, April 28, 2014
بیا و کشتی ما در شطِ شراب انداز
ای ساقی!بیا و کشتی ما را در شطّی از شراب انداز و با این کار، شور و غوغا در جان پیر و جوان برپا کن.یعنی با ریختن شراب در جام و نوشاندن آن به عاشقان،...
Sunday, April 27, 2014
حال خونین دلان که گوید باز
حال عاشقان و صاحبدلان غمدیده و رنج کشیده را چه کسی بیان می کند؟ و چه کسی انتقام خون ریخته شده ی خُم را از روزگار می گیرد؟ آیا کسی هست که عاشقان...
Sunday, April 27, 2014
در آ که در دل خسته توان درآید باز
ای معشوق!به سوی من بیا تا بار دیگر به این دل خسته ی من توانایی باز گردد و تن بی روحم، جانی تازه بگیرد و زنده شود.
Sunday, April 27, 2014
منم که دیده به دیدار دوست کردم باز
این منم که چشم گشودم و چهره ی دلربای یار را دیدم و جمال او بر من متجلّی شد، ای خدای کارگشا و بنده نواز!به خاطر این نعمت چگونه می توانم شکر تو...
Sunday, April 27, 2014
ای سرو ناز حُسن که خوش می روی به ناز
ای معشوق!ای سرو راست قامت زیبایی که با ناز و عشوه می خرامی!عاشقانت در اشتیاق دیدار ناز و کرشمه ی تو لحظه شماری می کنند و صد گونه نیاز و تمنا...
Sunday, April 27, 2014
روی بنما و مرا گو که ز جان دل برگیر
ای معشوق!چهره ی زیبایت را نمایان کن و به من بگو که دست از جان بشوی تا در برابر شمع روی تو همچون پروانه ی عشق آتش به جان خود بزنم و بسوزم؛ برای...
Sunday, April 27, 2014
هزار شکر که دیدم به کام خویشت باز
هراز بار سپاس که تو را آن گونه دیدم که در حال و روز خوب و خوشی به سر برده و به کام و آرزوی دل خود رسیده ای و از روی پاکی و صداقت با دل من موافق...
Sunday, April 27, 2014
نصیحتی کنمت بشنو و بهانه مگیر
پند و نصیحتی به تو می دهم، آن را بشنو و بهانه جویی مکن و هر آنچه نصیحت کننده ی دلسوز مهربان به تو می گوید، بپذیر و بیشتر از این بهانه مگیر.
Sunday, April 27, 2014