طغیان رومانتیک
ساموئل تیلُر کلریج(1834-1772)، شاعر و فیلسوف، در اثر خود، طغیان رمانتیک را جمع بندی می کند:(1) ناخشنودی نسبت به برخی از جنبه های فلسفه عصر روشنایی،...
Sunday, March 24, 2013
تحلیل و بررسی عناصر داستان در کتاب «پنج داستان» جلال آل احمد
تحلیل و بررسی آثار داستانی معاصر، از جهات مختلف، از جمله شناخت عناصر داستان، بررسی زبان و اصطلاحات عامیانه و همچنین گذری مختصر بر فرهنگ و شرایط...
Wednesday, March 6, 2013
هفت پیکر: آزمونی زمینی
در این مقاله سعی شده است که خوانش ها و تفسیرهای متفاوتی را که از منظومه ی هفت پیکر نظامی قابل برداشت است تجزیه و تحلیل نموده و سپس برداشتی متناسب...
Wednesday, March 6, 2013
فردوسی و استادان معاصر
فردوسی از بزرگ ترین شاعران ایران و احیا کننده ی زبان فارسی و ملیت ایرانی است. این شاعر سترگ، گرچه در دوره ی خود کمتر شناخته شد و در ازای رنج...
Wednesday, March 6, 2013
سوگ نامه های مغرور
در میان شاعران ادب فارسی، خاقانی از جمله ی کسانی است که بیشترین و ماندگارترین مرثیه ها را سروده است. او از حیث کثرت مفاخرات نیز سرآمد است و در...
Wednesday, March 6, 2013
زن در شاهنامه ی فردوسی و ایلیاد و اودیسه ی هومر
بازتاب اندیشه های هر قومی را باید در داستان های حماسی و اساطیری بازمانده از آن مشاهده نمود. روایت هایی که تنها بیانگر چگونگی کشتارها یا داستان...
Wednesday, March 6, 2013
«تفاوت»، «دیگری» و« اقلیت» در ادبیات داستانی کودک و نوجوان
بررسی نحوه ی حضور شخصیت های « متفاوت» در آثار ادبی کودک و نوجوان( شامل اقلیت های قومی،‌ نژادی، سیاسی، معلولان، بیماران یا افراد به لحاظ جسمانی...
Sunday, March 3, 2013
عناصر داستانی و بازنویسی «داستان مارگیر و اژدها»
کار خلق و آفرینش در دنیای هنر و ادبیات اهمیت ویژه ای دارد. بررسی ها نشان می دهد که یکی از علل تداوم میراث فرهنگی و ادبی ایران، تأمل و جست و جو...
Sunday, March 3, 2013
بهلول می خندد!!(6)
روزی در راهی می رفت ، مردی خوش سیما پیش آمد . بهلول سوالی از او کرد ، جوابی درشت داد و ترش رویی کرد . بهلول گفت : با این ظاهر خوش و باطن ناخوش...
Sunday, March 3, 2013
بهلول می خندد!!(5)
روزی چند مهمان سرزده وارد خانه اش شدند و 7طعام خواستند ،گفت :چیزی در خانه نیست .یکی از آنان گفت :وصف مهمان نوازی تو را شنیده بودیم گفت :دیر زمانیست...
Sunday, March 3, 2013
بهلول می خندد!!(4)
خواجه ای افسار قاطری را به دست گرفته، در جاده ای می رفت . بهلول از راه رسد و بصدای بلند گفت : بهای این الاغ چند است ؟ خواجه ای گفت این قاطر است...
Sunday, March 3, 2013
بهلول می خندد!!(3)
روزی به حجره ی خواجه ای رفت و گفت : صد دینار قرض بده . خواجه گفت : پنجاه دینار بیش ندارم . گفت : مانعی نیست ،پنجاه دینار طلب من !
Sunday, March 3, 2013
بهلول می خندد!!(2)
روزی او را به گناهی مؤاخذه کردند و پیش پادشاه بردند،بعد از اثبات گناه گفت بینی او را سوراخ کنید . گفت ای پادشاه ،والله که بینی من دو سوراخ دارد...
Sunday, March 3, 2013
بهلول می خندد!!(1)
ابووهیب بهلول ابن عمر والصیرفی کوفی معروف به بهلول مجنون در زمان هارون الرشید خلیفه ستم پیشه عصر خود می زیسته است .
Sunday, March 3, 2013
عیدی مستخدم‌ها
وقتی رسیدم خونه، ننه رفته بود نون بخره و خاتون با جواد در خونه توی کوچه خاک بازی می‌کردند. همه‌ی فکر و حواسم به عیدی فردا بود. اگه فردا هم عیدی...
Sunday, February 24, 2013
منتظر
غروب‌ها که کلاغ‌ها توی آسمان پرواز می‌کنند، و فوج فوج بسوی لانه‌هایشان می‌روند، دخترک زیبای کوچولو کنار پنجره‌ی اتاقش می‌ایستد، و به بالهای سیاه...
Sunday, February 24, 2013
لبخند نوروزی
فقیری به در خانه ای رفت و گفت: شب عید است و دست ما خالی. عیدی دادن ثوابه. صاحب خانه که از آن خسیس‌ها بود، گفت: آره....پیداست مخت خرابه! فقیر...
Sunday, February 24, 2013
آخرین شمع
در پشت ویترین مغازه‌ی قنادی شیرینی‌های رنگارنگ و تزئین شده ای وجود داشت که توجه همه را به خود جلب می‌کرد؛ و خریداران زیادی را به داخل مغازه می‌کشاند.
Sunday, February 24, 2013
طنز نوروزی
نورِ پروژکتورها را طوری تنظیم کرده بود که میوه‌ها را درشت و شاداب نشان می‌داد. پاکتی برداشتم و اول از همه به سراغ پرتقال‌ها رفتم، اما همین که...
Sunday, February 24, 2013
یوسف (ع) از زیبایی تا خدا
زنان پچ پچ کنان سرگرم نجوا که گمراه است بی شک این زلیخا زلیخا گرچه بانویی بنام است ولی دل بسته ای بر یک غلام است بر آن برده که یوسف نام دارد...
Monday, February 18, 2013