باور کنيد
نه، «پس» هم نگفتم. فقط گفتم: «خب!» همين. قرارمان همين بود. منور که مي زدند آب مي شد مثل آينه. حتي جهيدن پشه ها روي آب را هم مي شد ديد. نور منورها...
Saturday, March 7, 2009
خودش پلا کارد شهادتش را نوشت
سال هاي 58 و 59 شاگرد او بودم. برايمان تفسير و شرح حديث مي گفت. اصلا يک آدم ويژه بود. صداي خوش، سيماي جذاب، قد رشيد و بلند، در کنار هنرمندي در...
Saturday, March 7, 2009
شکار نابه هنگام
دو روز از عمليات والفجر پنج گذشته بود. توي منطقه چنگوله با يکي از گردان هاي لشکر 11 حضرت امير (ع) ما بين چند تا تپه موضع گرفته بوديم؛ تپه اي...
Saturday, March 7, 2009
هفتاد و دو نفر
تیرماه 1378 بود. حوادث سیاسی و فرهنگی، مردم را دلتنگ شهدا کرده بود. سردار باقرزاده اکیپ های تفحص را جمع کرد و گفت: «مردم تماس می گیرند و درخواست...
Saturday, March 7, 2009
قافله ي شهيدان خميني هنوز روان است
شهيد ادواردو آنيلي، در يکي از سفرهايش به ايران، يکي از دوستانش به نام لوکا را با خودش به تهران آورد و به آقاي قديري ابيانه گفت: «او را تا مرز...
Saturday, March 7, 2009
وقتي آمديم که رفته بودي
نمي دانم چرا وقتي که دستگاه اکسيژن کنار قامتي بلند مي رود و خزان برگ هاي سبزش را به زردي مي کشاند به سراغ آنها مي رويم؛ اما سيد از آن کساني بود...
Saturday, March 7, 2009
مي دانستم او همين را مي خواست!
1- شصت سال پيش باقرخان در منطقه «ميانه» حکم بزرگ را داشت و خانه، خانه پر رفت و آمدي بود؛ از آشنا، فاميل و مردم معمولي گرفته تا کارگران و کشاورزاني...
Saturday, March 7, 2009
احمد هنوز زنده است.
مي خواهم از متوسليان بنويسم و سردبير گفته حرف هاي تکراري را بگذارم کنار ... افکاري که به سراغم آمده، راحتم نمي گذارد: هر مرد 54 ساله اي حتي...
Saturday, March 7, 2009
احمد خرمشهر را نديد
هشتمين باري بود که مجروح شده بود. پس از پايان اين مجروحيت بود که گلوله اي پيشاني اش را بوسيد و به خيل شهدا پيوست. ديگر پزشکان و پرستاران او را...
Saturday, March 7, 2009
دلتنگي هاي اهالي محله نقاشک
هنوز جنگ تمام نشده بود که حاجي مريض شد. گاهي آن قدر درد مي کشيد که کمرش خم مي شد. ناله مي کرد، اما وقتي گوشه اي چمباتمه مي زد و به خودش مي پيچيد،...
Friday, March 6, 2009
تا ابد خواهم سوخت
- با اين حساب بايد دلخوشي ويژه اي داشته باشيد که خستگي را برايتان بي معنا کرده باشد، چيزي مثل يک دوست خوب؟ در دوران زندگي ام بيشتر از هر کس...
Friday, March 6, 2009
مارادونا در سنگر دشمن!
نمي دانم در آن سوز و بريز توپ و خمپاره و آتش، ناصر دنبال چه بود. اولش خيال کردم دنبال غنيمتي است که با کله و بي پرس و جو تو سنگرهاي دشمن مي پرد...
Friday, March 6, 2009
فلاسک آب
اگر گاهي مي بينيد بچه هاي جنگ، باديدن هر چيزي به ياد لحظه هايي از جنگ مي افتند تعجب نکنيد. هر کدام اين چيزها در جبهه براي خودش جايي داشت. مثل...
Friday, March 6, 2009
حتی نخل ها
دیگر نای دودین نداشت. از کنار هر نخلی که رد می شد، بوی خرما را حس می کرد. چشم هایش بی اختیار می چرخیدند. آسمان، ابرها و نخلستان، مدام تکرار می...
Friday, March 6, 2009
دوست مار و عقرب ها
شما هم يادتان باشد که هر وقت از خدا چيزي خواستيد، اول کم و زيادش، بد و خوبش را معلوم کنيد و دوم اينکه چي مي خواهيد و چي نمي خواهيد. چرا؟ مثلا...
Friday, March 6, 2009
بولدوزرهای به گل نشسته
گلوله هایی می آمدند و گلوله هایی می رفتند و لحظه ای درهم می شدند. رنگین کمانی در آسمان ساخته می شد و آرام آرام، محو می گردید. حاج کاظم حجتی،...
Friday, March 6, 2009
مرداني در کمين مرگ
در اين سرزمين، مرگ، هميشه حاضر معرکه است. جلوداري رسم مردان است و سينه ها سپر بلايند. از اينجا کاروان مشتاقان تا ابديت رهسپار است و مرداني از...
Friday, March 6, 2009
وقتي ورق برگشت(قسمت اول)
آنچه مي خوانيد ترجمه بخش هايي از چند مقاله اينترنتي است درباره ي جنگ ايران و عراق که خود غربي ها آن ها را منتشر کرده اند. ... در تلاش براي...
Friday, March 6, 2009
این ها افسانه نیست، واقعیت است
اگر همین حالا قطعه‌هاى متفرقى از زندگى پاسداران فداکار را در کتابى جمع و به زبانهاى دیگر ترجمه کنند، کسانى که در حال و هواى مسائل ایران و هشت...
Sunday, March 1, 2009
تاريخ جنگ تحميلي عراق عليه ايران
در اوايل قرن دهم هجري شاه اسماعيل صفوي موفق شد با كمك ايلات و عشاير شيعي مذهب آذربايجان و گيلان، حكومت‌هاي مستقل محلي و نظام ملوك‌الطوايفي را...
Sunday, March 1, 2009