ناشناس
با سلام،خسته نباشید،پسری ۲۷ساله ام،کارمندیک ارگان دولتی...
با سلام،خسته نباشید،پسری ۲۷ساله ام،کارمندیک ارگان دولتی ام،پس انداز زیادیم ندارم،حدود ۶ماهه سره کار میرم،دوس دارم ازدواج کنم ولی میترسم به علت شرایط اقتصادی نتونم زندگیرو جمع کنم،احساس میکنم رفته رفته...
مشاور: خانم سعیده صفری
باسلام برادر گرامی در مورد سؤال اولتان باید بگویم که تاخیر در زندگی مشترک به دلیل ترس از هزینه های آن نوعی بی اعتمادی به خداست. اگر هم اکنون یکی از نزدیکان ثروت مند شما بگوید"ازدواج کن؛ من نیازهایت را تامین خواهم کرد" بدون هیچ تضمینی اعتماد می کنید؛ اما بسیار شگفت آور است با اینکه خدای توانا روزی بندگانش را ضمانت کرده ولی به او اطمینان ندارید... مسلم است که ابتدای زندگی سختی های خاص خودش را دارد اما اگر همسری مهربان و مناسب خود انتخاب کنید و عشق و صمیمیت میان شما حاکم باشد، این دشواری ها افزون بر تکامل، قابل تحمل می شود. آلمانی ها می گویند" اگر زن و شوهر، یکدیگر را بخواهند، در کلبه خرابه هم زندگی می کنند" وقتی به تدریج زندگی خود را می سازید سختی ها کمتر می شود، و با نگاهی به گذشته، همان تلخی ها هم برایتان شیرین خواهد شد؛ پس به خدا توکل کنید ، زندگی زناشویی تان را به تاخیر نیاندازید و اگر در خود بلوغ اجتماعی و اخلاقی لازم را احساس می کنید دنبال یافتن همسری مناسب باشید. اما با توجه به ادامه ی سوالتان این احتمال به ذهنم وارد می شود که ترس اصلی شما از جواب نه شنیدن است تا مشکلات اقتصادی، که لازم است در این باره به دو نکته اشاره کنم. اولا درهیچ قانون و منطقی این مسئله پذیرفته شده نیست که همه خواستگاری ها به ازدواج ختم شود، و این نکته نه تنها در مورد شما بلکه در مورد هر کس دیگری نیز صادق است و ثانیا شرایط فعلی شما با شرایط گذشته و زمانی که از دختر خاله تان خواستگاری کرده اید متفاوت است. شما در آن زمان در خدمت سربازی به سر می برده اید و کار مشخصی نداشته اید ولی در زمان حاضر حداقل شرایط برای تامین ازدواج و استقلال نسبی را کسب کرده اید پس اگر دختر مناسب و هم کفو خودتان انتخاب کنید، دلیلی وجود ندارد این بار نیز جواب منفی بشنوید. راجع به این موضوع نگرانی به خود را ندهید و سریع تر اقدام کنید