The current route :
تروریسم به روایت حقیقت؛ ایستادگی ایران در برابر سیاستهای دوگانه غرب
برای شکایت علیه پزشک به کجا باید مراجعه کرد و چه کرد؟
مسئولیت حقوقی آسیب به خودرو در پارکینگ عمومی
رونمایی از نسخه بدون سانسور زندگی: اعترافات ما در دادگاه قیامت
کدام مسیرهای قطار رجا بیشترین مسافر را دارند؟
هجرت قرآنی: راهنمای اخلاق و عمل در دنیای امروز
اتحاد مقدس؛ سپر پولادین ملت ایران در برابر توطئههای دشمن
پنج وسوسه بزرگ شیطان و چگونگی مقابله با آنها: از بهشت تا دنیای امروز
آیت الکرسـی در خوشنویسـی
نفوذ با حربه دلسوزی برای مردم
متن کامل سوره یس با خط درشت + صوت و ترجمه
نحوه خواندن نماز والدین
متن کامل سوره واقعه با خط درشت + صوت و ترجمه
طریقه خواندن نماز شکسته و نیت آن
اقدامات مهم و اورژانسی پس از چنگ زدن گربه
نماز استغاثه امام زمان (عج) را چگونه بخوانیم؟
متن کامل زیارتنامه امام رضا علیه السلام + صوت و ترجمه
پیش شماره شهر های استان گیلان
بهترین دعاها برای ختم به خیر شدن معامله کداماند؟
اهل سنت چگونه نماز می خوانند؟

آقاي فرعي
يك شخصيت مي خواهد خودش را به زور و اجبار به فضاي يك داستان تحميل كند، مي بيند جا نيست ، به عناصر داستان تقريبا التماس مي كند:
«لطفا جمع تر بايستيد ، منم بيايم تو. خير شو ببينيد . توي داستان قبلي هم جا...

عروس بيرم
داشتيم از عروسي حسن بر مي گشتيم . همه آن سرازير يپيچاپيچ را بالا مي آمدم و مواظب خط سفيد جاده بودم كه يكسره تو دل تاريكي هاي پشت سر و پيش رويم ، به آسفالت تازه چسبيده بود. بغل دستيم ، اين حسن ، با موبايلش...

دست هاي بوريس چرنفسكي
برويس چرنِفسكي ، پسر چرنِفسكي هاي شهيد پرنده و برادر زاده دومين ژانگولر بزرگ كهكشان ، كج و كوله از خواب بيدار شد ؛به عبارتي پاي چپ و دستِ راستش در مراسم صبحگاه لنگ مي زد.

سرفه در كنسرت
پسر عمويم بر ترام ، جزو افرادي است كه دچار حساسيت عصبي يا همان آلرژي هستند و بي كمترين ابتلا به سرماخوردگي ، ناگهان در كنسرت هاي موسيقي بنا مي كنند به سرفه كردن . سرفه اين آدم ها در ابتدا فقط نوعي سينه...

شهدِ گلِ پارچه اي
اسم آنجا كارگاه عروسك سازي بود اگر مردي كه هم عمو بود و هم پدر كاري نمي كرد كه معين بزند بيرون و روزها در خيابان سرگردان شود.
معين به آنجا كارگاه مرگ نمي گفت اگر مثل هر روز مي توانست تاريكي بيدار شود...

دكتر رسول خيوه اي
بالاي پل سيد خندان تهران ، پشت جلفا ، سايه انداز كوي ارسباران ، تپه اي است سر سبز را درختچه هاي مرتب. تپه بدون خودنمايي ، ديدگاهي مشرف به ميانه هاي شهر دارد. هيچ هم از اينكه با او مانند سازه اي شهري رفتار...

آرايشگاه پرنيان
شفيع نوشته روي شيشه معازه را خواند: «آرايشگاه پرنيان.» نوشته كم رنگ شده بود .آفتاب سر خيش را پرانده بود؛ عين توپش كه افتاد روي چينه ديوار و چون باباش نبود ، آن قدر آن بالا ماند تا آفتاب رنگش را پراند و...

پيراهن گمشدة هِداگابلر
«عجيب باراني بود قربان ، ريز و تند مي باريد . انگار هزار هزار نخ از آسمان به زمين آويزان بود.اهالي اين جا مي گويند ،مثل دم اسب .شايد اگه باد هم مي آمد وبه نخ هاي نيلي رنگ مي زد، مثلِ دُمِ اسب مي شد. اَلبَت...

شليك به مرگ
به آن لحظه دشوار كه مي رسد ، بعضي هايشان گريه مي كنند، بعضي هايشان نه. لي لي گلستان گريه كرد، اشك خاموش و و با وقاري بود. معلوم بود صاحبش همه سعي اش را براي نريختنش كرده و به همين دليل يك جور شكوه در آن...

مفت خواني ممنوع
سال هاي عمر، به سرعت برق و باد مي گذرد وتا به خودت بيايي بايد فكر كني كه سعدي گفته«اي كه پنجاه رفت و در خوابي ، مگر اين چند روزه دريابي!»
اين روزها گاهي ياد سال هاي رفته مي افتم . سال هايي كه به مدرسه...