0
The current route :
با همه ی خستگی ادبیات دفاع مقدس

با همه ی خستگی

با همه ی جوانی نماز صبحش قضا نمی شد. یک روز دیدم دارد در اتاق و حیاط با ناراحتی راه می رود و مرتب تأسف می خورد. پرسیدم: چه شده؟ چرا ناراحتی؟ گفت: «امروز نماز صبح من قضا شده. عجب روز بدی است.»
خلوت با معبود ادبیات دفاع مقدس

خلوت با معبود

نماز برایش در درجه ی اول اهمیت قرار داشت. اگر فرد بی نمازی مهمان او می شد، باکمال ادب و احترام از او پذیرایی می کرد. با خوش رویی نصیحتش می کرد. اگر فرد بی نماز نصیحتش را نمی پذیرفت، خیلی مؤدبانه از مهمان...
وقتی همه خواب بودند ادبیات دفاع مقدس

وقتی همه خواب بودند

درست هفت روز از شهادت فرمانده ی مخلص و شجاع گروهانمان یعنی صالحی می گذشت. عصر پنج شنبه بود و شب جمعه. بچه ها تصمیم گرفتند که دعای کمیل برگزار کنند.
بی تاب پرواز ادبیات دفاع مقدس

بی تاب پرواز

عدّه ای از مجروحان را به آمبولانس سوار کرد و به پشت جبهه فرستاد، عطر شهادت همه جا پیچیده بود، تا مرا دید به نزدم آمد. خم شد گوشش را روی قلبم گذاشت. گفتم: «فکر می کنی من مرد جنگ نیستم، خوب گوش کن قلبم برای...
خوش به حال این ها ادبیات دفاع مقدس

خوش به حال این ها

جزء اولین افرادی بودم که برای عضویت در سپاه ثبت نام کردم. به پادگان امام حسین (علیه السلام) رفتم. برای دوره آموزشی که در نظر گرفته شده بود، آن جا یک سری فرم هایی دادند. در آن فرم ها سؤالات مذهبی و سیاسی...
چوپان دلسوخته ادبیات دفاع مقدس

چوپان دلسوخته

هنوز از عمر درخت نوپای انقلاب مدت کوتاهی نگذشته بود که ابرقدرتها حرکت های اخلال گرانه را در مناطق مختلف ایران آغاز کردند. یک روز در کردستان و زمانی در مازندران و روزی دیگر در بلوچستان. عناصر وابسته به...
دستهای رو به آسمان ادبیات دفاع مقدس

دستهای رو به آسمان

شهید شمعگانی صفات بارزی داشت و در این میان روحیه ی معنویت و شهادت طلبی از همه شاخص تر بود، مگر می شود که قدم به جبهه ها بگذارد و خدا را بطلبد و آرزوی شهادت نداشته باشد؟
قدم های استوار ادبیات دفاع مقدس

قدم های استوار

حمید گلستانه همرزم شهید بزرگوار محمد افغانی (میثم)، نقل می کند: «در عملیات فتح المبین که آقای رحیم صفوی هم در منطقه ی عملیاتی حضور داشت، قرار نبود که شهید میثم در عملیات شرکت کند. می بایست به پشت جبهه...
رضایت نامه ادبیات دفاع مقدس

رضایت نامه

«نماز مغرب و عشا که تمام شد، عده ای از مردم ماندند تا ثبت نام کنند. من هم رفتم و اسمم را نوشتم، اما بد به این شانس، این دیگر چه گیری بود: «رضایت نامه والدین شرط ثبت نام است.»
سودای سفر ادبیات دفاع مقدس

سودای سفر

با قطار عازم «اهواز» بودیم. رزمندگان در داخل قطار، شور و حال وصف ناپذیری داشتند. پاسدار شهید «علی تاج احمدی»، از هنرمندان نقاش، خطاط و فیلمبردار «سپاه پاسداران» هم همراه ما بود.