The current route :

با کاروان شهادت (3)
وقتی غلامعلی به شهر می آمد، پس از توقف کوتاهی به پایگاه بسیج مسجد محل می رفت و نگهبانی می داد. آخرین بار که به دزفول آمد به یکی از دوستانش گفته بود: « من در این عملیات شهید می شوم. »

با کاروان شهادت (2)
شهید رضوی از مصادیق بارز شیران روز و زاهدان شب بود. او در مناجات عرفانی خود چنین می گفت: « خدایا! عاشقم، عاشق ترم کن به دیدارت.

با کاروان شهادت (1)
در آن روزهای سخت جنگ، برادری بود به نام حاج صادق عبدالله زاده که از مردم خوب و کسبه ی محترم بازار تهران بود که در همان ستادی که بنده و مرحوم شهید چمران بودیم، حضور داشت. او با وجود این که جوان هم نبود،...


حلال واری!
دوان دوان، می بردیمش عقب. می خواست چیزی بگوید. نفسش بالا نمی آمد. اشاره کرد چفیه را روی صورتش بکشیم. گفتم: «نفست بند می آد.»

اخلاق متعالی در خاطرات شهدا (5)
زمانی که «علی رضا» ازدواج کرد، از او پرسیدم که از ازدواج راضی است یا نه؟
گفت: «با این همه همسرم، زن مورد علاقه ی من است، ولی عشق به او نمی تواند جایگزین عشق به خدا شود. عشق به خدا چیزی است که به وصف درنمی...

اخلاق متعالی در خاطرات شهدا (4)
در خوزستان، گروه اقلیتی وجود دارد که معروف به «صُبی» هستند. این گروه در ظاهر، پیرو حضرت یحیی هستند و آیین و مسلک و کتاب خاص خودشان را دارند. تعدادی از آن ها در اهواز، دزفول و خرمشهر... پراکنده اند. نسبت...

کتاب شناسی شهید حسن آبشناسان
زنده یاد شهید حسن آبشناسان فرمانده قرارگاه حمزه سید الشهداء (ع) و فرمانده لشکر 23 هوابرد نیروی مخصوص، همچون سایر شهدای برجسته و شاخص دوران هشت سال دفاع مقدس و غائله کردستان نقش ارزنده ای در مقابله با

شرح عملیات قادر
عملیات قادر در پنجمین سال دفاع مقدس و در اقصی نقطه شمال کردستان عراق با طراحی شهید حسن آبشناسان با فرمانده وقت قرارگاه مشترک حمزه سید الشهداء (ع) و فرماندهی شهید علی صیاد شیرازی به مورد اجرا گذاشته شد....

شهید از شهید سخن می گوید
از من خواسته شد تا در مورد برادر بروجردی صحبت کنم. ابتدا با ایشان در قرارگاه غرب آشنا شدم. برادر سپاهی با موی سر و ریش قهوه ای. با قیافه ای نورانی. خنده بر لب، او را خوش برخورد و درد آشنا یافتم. با کیفی...