زبان سرخ سر سبز می‌دهد بر باد
در بعضی از کتب هندوان مسطور است که شبی دزدی استاد، به هر طرفی می‌تاخت و به هر جانب گذر می‌کرد. در اثنای راه، گذر او بر کارگاه دیبابافی افتاد...
Sunday, March 9, 2014
رو شکر کن، مباد که از بد بدتر شود
تاجری به مال و جاه و مکنت معروف بود. وقتی بر اثر حوادث روزگار، مالش از کف رفت و جز اندکی نماند. تاجر بنای گریه و زاری و بی‌قراری گذاشت. غلامی...
Sunday, March 9, 2014
روغن ریخته را نذر امامزاده کرده
در زمان های گذشته شخص ثروت‌مند خسیسی در یک آبادی زندگی می‌کرد. دیگر اهالی با اینکه وضع مالی خوبی نداشتند در کارهای خیر، مانند ساختن مسجد، حمام،...
Sunday, March 9, 2014
رفتن و نشستن به که دویدن و گسستن
شتاب‌زدگی و سراسیمگی در کارها موجب به سرانجام نرسیدن آنها می‌شود؛ یکی از عوامل مهم موفقیت در کارها، پیوستگی و تداوم در آن کار است. کاربرد: برای...
Sunday, March 9, 2014
رُطَب خورده، منع رطب کِیْ کند؟
طفلی بسیار خرما می‌خورد، مادرش او را نزد پیغمبر برد و عرض کرد به این طفل بفرمایید خرما نخورد. پیغمبر فرمود: «امروز برو و فردا باز آی.» روز دیگر...
Sunday, March 9, 2014
راه بزن، راه خدا هم ببین!
مردی بودی کارش همیشه دزدی و راهزنی بود، با این روش مال به دست می‌آورد و خرج می‌کرد تا شبی با خود فکری کرد و ندامت با خود در دل آورد. از آن عمل...
Sunday, March 9, 2014
دیزی می‌گردد درش را پیدا می‌کند
در زمان‌های قدیم مردی عالم و دانا به شهری می‌رفت. در راه یک مرد عامی با او همراه شد. مرد دانا از او پرسید: «تو مرا خواهی برد یا من تو را؟» مرد...
Sunday, March 9, 2014
دوستی جاهل، دوستی خاله خرسه است
وقتی کسی از روی نادانی دست به کاری زند که دوستان و اطرافیانش را گرفتار و ناراحت کند، به او می‌گویند: «دوستی‌اش مثل دوستی خاله خرسه است». در روزگاران...
Sunday, March 9, 2014
دل به دست آور که حج اکبر است
«بزرگی به حج می‌رفت، نامش «عبدالجبار مستوفی». هزار دینار زر در میان داشت. چون به کوفه رسیدند، قافله دو سه روزی توقف کرد. عبدالجبار به رسم تفرج،...
Saturday, March 8, 2014
دوست آن باشد که به تو راست گوید، نه آن‌که دروغ تو را راست انگارد
«دهقانی بسیار مال و ضیاغ و متاع دنیوی داشت و دستگاهی به عقود و نقود. همیشه پسر را پندهای دلبند دادی و از استحفاظ مال و محافظت بر دقایق دخل و...
Saturday, March 8, 2014
دست بریده، قدر دست بریده را می‌داند
به حکم داروغه دست کسی را بریدند. مرد دست بریده، دست خود را برداشت و بدون کم‌ترین اظهار فزعی فرار کرد. در بین راه ناگهان چشمش به دست بریده‌ای...
Saturday, March 8, 2014
دروغ مصلحت‌آمیز، به از راست فتنه‌انگیز
«پادشاهی را شنیدم که به کشتن اسیری اشارت کرد. بیچاره (اسیر) در حالت نومیدی به زبانی که داشت، مَلک را دشنام دادن گرفت و سَقَط گفتن که گفته‌اند:...
Saturday, March 8, 2014
آن وقت که جیک جیک مستانت بود یاد زمستانت نبود؟
بلبلی در طول مدت تابستان وقت خود را به نغمه‌سرایی در دشت و چمن و تماشای گل و سیر جمال لاله و سنبل گذراند و چنان سرگرم عیش و لذت بود که هیچ به...
Saturday, March 8, 2014
آن را که حساب پاک است از محاسب چه باک است
این مثل قسمتی از حکایتی است که در گلستان سعدی باب اول در سیرت پادشاهان آمده است: «و حکما گویند: چهار کس از چهار کس به جان برنجند: حرامی از سلطان...
Saturday, March 8, 2014
آن سبو بشکست و آن پیمانه ریخت
آورده‌اند که مردی پارسا بود، و بازرگانی که روغن گوسفند و شهد فروختی با او همسایگی داشت و به روز قدری از بضاعت خویش برای قوت زاهد فرستادی. زاهد...
Saturday, March 8, 2014
آسیا باش، درشت بستان، نرم باز ده
مقتبس از حکایتی بدین شرح که در «اسرار التوحید» نقل شده است: یک روز شیخ ما با جمع صوفیان به در آسیابی رسید. سر اسب کشید، ساعتی توقف کرده پس گفت:...
Saturday, March 8, 2014
آش رشته، آن طرف رودخانه هم می‌آید
درباره ریشه این مثل آورده‌اند که: زنی به آش رشته علاقه زیادی داشت و هر روز همین غذا را می‌پخت. شوهرش برخلاف او از آش رشته خوشش نمی‌آمد و زن هم...
Saturday, March 8, 2014
آدم گرسنه ایمان ندارد
گویند مردی از گرسنگی مشرف به مرگ گردید. شیطان برای او غذایی آورد به شرط اینکه ایمان خود را به او بفروشد. مرد پس از سیری، از دادن ایمان خودداری...
Saturday, March 8, 2014
آدم دروغ‌گو، کلّه کلاهش سوراخ است
این مثل در رسوایی و کم‌حافظه بودن دروغ‌گویان استعمال می‌شود و مأخذ آن، این حکایت است که شخصی در مجلسی دروغی گفت. دیگری برای اینکه او را رسوا...
Saturday, March 8, 2014
آدم دست‌پاچه، دو تا پا را می‌کند در یک پاچه
نوکر زارعی در پشت خرمنگاه مشغول کار زشت و گناه بود. در این هنگام زارع از راه رسید. نوکر برخاست و فوراً تنبان خود را به پا کرد ولی چون دست‌پاچه...
Saturday, March 8, 2014