خبرت خرابتر کرد جراحت جدايي
خبرت خرابتر کرد جراحت جدايي شاعر : سعدي چو خيال آب روشن که به تشنگان نمايي خبرت خرابتر کرد جراحت جدايي چه از...
Wednesday, March 23, 2011
دريچه‌اي ز بهشتش به روي بگشايي
دريچه‌اي ز بهشتش به روي بگشايي شاعر : سعدي که بامداد پگاهش تو روي بنمايي دريچه‌اي ز بهشتش به روي بگشايي صباح...
Wednesday, March 23, 2011
گرم راحت رساني ور گزايي
گرم راحت رساني ور گزايي شاعر : سعدي محبت بر محبت مي‌فزايي گرم راحت رساني ور گزايي که هست از ديرگه باز آشنايي...
Wednesday, March 23, 2011
مشتاق توام با همه جوري و جفايي
مشتاق توام با همه جوري و جفايي شاعر : سعدي محبوب مني با همه جرمي و خطايي مشتاق توام با همه جوري و جفايي در حضرت...
Wednesday, March 23, 2011
من ندانستم از اول که تو بي مهر و وفايي
من ندانستم از اول که تو بي مهر و وفايي شاعر : سعدي عهد نابستن از آن به که ببندي و نپايي من ندانستم از اول که تو...
Wednesday, March 23, 2011
نه من تنها گرفتارم به دام زلف زيبايي
نه من تنها گرفتارم به دام زلف زيبايي شاعر : سعدي که هر کس با دلارامي سري دارند و سودايي نه من تنها گرفتارم به دام...
Wednesday, March 23, 2011
هر کس به تماشايي رفتند به صحرايي
هر کس به تماشايي رفتند به صحرايي شاعر : سعدي ما را که تو منظوري خاطر نرود جايي هر کس به تماشايي رفتند به صحرايي...
Wednesday, March 23, 2011
همه چشميم تا برون آيي
همه چشميم تا برون آيي شاعر : سعدي همه گوشيم تا چه فرمايي همه چشميم تا برون آيي متصور شود شکيبايي تو نه آن...
Wednesday, March 23, 2011
اي ولوله عشق تو بر هر سر کويي
اي ولوله عشق تو بر هر سر کويي شاعر : سعدي روي تو ببرد از دل ما هر غم رويي اي ولوله عشق تو بر هر سر کويي کاهي...
Wednesday, March 23, 2011
اي خسته دلم در خم چوگان تو گويي
اي خسته دلم در خم چوگان تو گويي شاعر : سعدي بي فايده‌ام پيش تو چون بيهده گويي اي خسته دلم در خم چوگان تو گويي ...
Wednesday, March 23, 2011
چه جرم رفت که با ما سخن نمي‌گويي
چه جرم رفت که با ما سخن نمي‌گويي شاعر : سعدي جنايت از طرف ماست يا تو بدخويي چه جرم رفت که با ما سخن نمي‌گويي ...
Wednesday, March 23, 2011
کدام کس به تو ماند که گويمت که چنويي
کدام کس به تو ماند که گويمت که چنويي شاعر : سعدي ز هر که در نظر آيد گذشته‌اي به نکويي کدام کس به تو ماند که گويمت...
Wednesday, March 23, 2011
اي حسن خط از دفتر اخلاق تو بابي
اي حسن خط از دفتر اخلاق تو بابي شاعر : سعدي شيريني از اوصاف تو حرفي ز کتابي اي حسن خط از دفتر اخلاق تو بابي گر...
Wednesday, March 23, 2011
تو خون خلق بريزي و روي درتابي
تو خون خلق بريزي و روي درتابي شاعر : سعدي ندانمت چه مکافات اين گنه يابي تو خون خلق بريزي و روي درتابي اليک قلبي...
Wednesday, March 23, 2011
که دست تشنه مي‌گيرد به آبي
که دست تشنه مي‌گيرد به آبي شاعر : سعدي خداوندان فضل آخر ثوابي که دست تشنه مي‌گيرد به آبي اگر تلخست و گر شيرين...
Wednesday, March 23, 2011
سل المصانع رکبا تهيم في الفلوات
سل المصانع رکبا تهيم في الفلوات شاعر : سعدي تو قدر آب چه داني که در کنار فراتي سل المصانع رکبا تهيم في الفلوات ...
Wednesday, March 23, 2011
تو هيچ عهد نبستي که عاقبت نشکستي
تو هيچ عهد نبستي که عاقبت نشکستي شاعر : سعدي مرا بر آتش سوزان نشاندي و ننشستي تو هيچ عهد نبستي که عاقبت نشکستي ...
Wednesday, March 23, 2011
همه عمر برندارم سر از اين خمار مستي
همه عمر برندارم سر از اين خمار مستي شاعر : سعدي که هنوز من نبودم که تو در دلم نشستي همه عمر برندارم سر از اين خمار...
Wednesday, March 23, 2011
يارا قدحي پر کن از آن داروي مستي
يارا قدحي پر کن از آن داروي مستي شاعر : سعدي تا از سر صوفي برود علت هستي يارا قدحي پر کن از آن داروي مستي در...
Wednesday, March 23, 2011
نگارين روي و شيرين خوي و عنبربوي و سيمين تن
نگارين روي و شيرين خوي و عنبربوي و سيمين تن شاعر : سعدي چه خوش بودي در آغوشم اگر ياراي آنستي نگارين روي و شيرين...
Wednesday, March 23, 2011