در بهشت گشادند در جهان ناگاه
در بهشت گشادند در جهان ناگاه شاعر : سعدي خدا به چشم عنايت به خلق کرد نگاه در بهشت گشادند در جهان ناگاه به دور...
Wednesday, March 23, 2011
به نوبت‌اند ملوک اندرين سپنج سراي
به نوبت‌اند ملوک اندرين سپنج سراي شاعر : سعدي کنون که نوبت تست اي ملک به عدل گراي به نوبت‌اند ملوک اندرين سپنج سراي...
Wednesday, March 23, 2011
قلم از شوق و ارادت به سر آمد نه به پاي
قلم از شوق و ارادت به سر آمد نه به پاي شاعر : سعدي جاودان قصر معاليت چنان باد که مرغ قلم از شوق و ارادت به سر آمد...
Wednesday, March 23, 2011
دريغ روز جواني و عهد برنايي
دريغ روز جواني و عهد برنايي شاعر : سعدي نشاط کودکي و عيش خويشتن رايي دريغ روز جواني و عهد برنايي پس از غرور جواني...
Wednesday, March 23, 2011
شبي و شمعي و گوينده‌اي و زيبايي
شبي و شمعي و گوينده‌اي و زيبايي شاعر : سعدي ندارم از همه عالم دگر تمنايي شبي و شمعي و گوينده‌اي و زيبايي گر التفات...
Wednesday, March 23, 2011
اي که پنجاه رفت و در خوابي
اي که پنجاه رفت و در خوابي شاعر : سعدي مگر اين پنج روزه دريابي اي که پنجاه رفت و در خوابي شرم بادت که قطره‌ي...
Wednesday, March 23, 2011
به خرمي و به خير آمدي و آزادي
به خرمي و به خير آمدي و آزادي شاعر : سعدي که از صروف زمان در امان حق بادي به خرمي و به خير آمدي و آزادي دري ز...
Wednesday, March 23, 2011
بزن که قوت بازوي سلطنت داري
بزن که قوت بازوي سلطنت داري شاعر : سعدي که دست همت مردانت مي‌دهد ياري بزن که قوت بازوي سلطنت داري که در حمايت...
Wednesday, March 23, 2011
گرين خيال محقق شود به بيداري
گرين خيال محقق شود به بيداري شاعر : سعدي که روي عزم همايون ازين طرف داري گرين خيال محقق شود به بيداري يکي منم...
Wednesday, March 23, 2011
اي نفس اگر به ديده‌ي تحقيق بنگري
اي نفس اگر به ديده‌ي تحقيق بنگري شاعر : سعدي درويشي اختيار کني بر توانگري اي نفس اگر به ديده‌ي تحقيق بنگري تو...
Wednesday, March 23, 2011
وجودم به تنگ آمد از جور تنگي
وجودم به تنگ آمد از جور تنگي شاعر : سعدي شدم در سفر روزگاري درنگي وجودم به تنگ آمد از جور تنگي چو يأجوج بگذشتم...
Wednesday, March 23, 2011
دنيا نيرزد آنکه پريشان کني دلي
دنيا نيرزد آنکه پريشان کني دلي شاعر : سعدي زنهار بد مکن که نکردست عاقلي دنيا نيرزد آنکه پريشان کني دلي آزار مرمان...
Wednesday, March 23, 2011
تو را ز دست اجل کي فرار خواهد بود
تو را ز دست اجل کي فرار خواهد بود شاعر : سعدي فرارگاه تو دارالقرار خواهد بود تو را ز دست اجل کي فرار خواهد بود ...
Wednesday, March 23, 2011
وان همسر عزيز که از عده دست داشت
وان همسر عزيز که از عده دست داشت شاعر : سعدي خواهد که باز بسته‌ي عقد فلان شود وان همسر عزيز که از عده دست داشت ...
Wednesday, March 23, 2011
اي دل به کام خويش جهان را تو ديده گير
اي دل به کام خويش جهان را تو ديده گير شاعر : سعدي در وي هزار سال چو نوح آرميده گير اي دل به کام خويش جهان را تو...
Wednesday, March 23, 2011
کسي که او نظر مهر در زمانه کند
کسي که او نظر مهر در زمانه کند شاعر : سعدي چنان سزد که همه کار عاقلانه کند کسي که او نظر مهر در زمانه کند اگر...
Wednesday, March 23, 2011
جهان بگشتم و آفاق سر به سر ديدم
جهان بگشتم و آفاق سر به سر ديدم شاعر : سعدي به مردمي که گر از مردمي اثر ديدم جهان بگشتم و آفاق سر به سر ديدم ...
Wednesday, March 23, 2011
هر چيز کزان بتر نباشد
هر چيز کزان بتر نباشد شاعر : سعدي از مصلحتي به در نباشد هر چيز کزان بتر نباشد آن خير بود که شر نباشد شري که...
Wednesday, March 23, 2011
حبست بجفني المدامع لاتجري
حبست بجفني المدامع لاتجري شاعر : سعدي فلما طغي الماء استطال علي السکر حبست بجفني المدامع لاتجري تمنيت لو کانت...
Wednesday, March 23, 2011
مادام ينسرح الغزلان في الوادي
مادام ينسرح الغزلان في الوادي شاعر : سعدي احذر يفوتک صيد يا بن صياد مادام ينسرح الغزلان في الوادي وقاطع البر...
Wednesday, March 23, 2011