هر آدمي که نظر با يکي ندارد و دل
هر آدمي که نظر با يکي ندارد و دل شاعر : سعدي به صورتي ندهد صورتيست لايعقل هر آدمي که نظر با يکي ندارد و دل به...
Wednesday, March 23, 2011
گر قدمت هست چو مردان برو
گر قدمت هست چو مردان برو شاعر : سعدي ور عملت نيست چو سعدي بنال گر قدمت هست چو مردان برو انت رجائي و عليک اتکال...
Wednesday, March 23, 2011
توانگري نه به مالست پيش اهل کمال
توانگري نه به مالست پيش اهل کمال شاعر : سعدي که مال تا لب گورست و بعد از آن اعمال توانگري نه به مالست پيش اهل کمال...
Wednesday, March 23, 2011
بسي صورت بگرديدست عالم
بسي صورت بگرديدست عالم شاعر : سعدي وزين صورت بگردد عاقبت هم بسي صورت بگرديدست عالم که دنيا را اساسي نيست محکم...
Wednesday, March 23, 2011
خداي را چه توان گفت شکر فضل و کرم
خداي را چه توان گفت شکر فضل و کرم شاعر : سعدي بدين نظر که دگرباره کرد بر عالم خداي را چه توان گفت شکر فضل و کرم...
Wednesday, March 23, 2011
المنةلله که نمرديم و بديديم
المنةلله که نمرديم و بديديم شاعر : سعدي ديدار عزيزان و به خدمت برسيديم المنةلله که نمرديم و بديديم بس فاتحه خوانديم...
Wednesday, March 23, 2011
من آن بديع صفت را به ترک چون گويم
من آن بديع صفت را به ترک چون گويم شاعر : سعدي که دل ببرد به چوگان زلف چون گويم من آن بديع صفت را به ترک چون گويم...
Wednesday, March 23, 2011
اين منتي بر اهل زمين بود از آسمان
اين منتي بر اهل زمين بود از آسمان شاعر : سعدي وين رحمت خداي جهان بود بر جهان اين منتي بر اهل زمين بود از آسمان ...
Wednesday, March 23, 2011
برگ تحويل مي‌کند رمضان
برگ تحويل مي‌کند رمضان شاعر : سعدي بار توديع بر دل اخوان برگ تحويل مي‌کند رمضان دير ننشست نازنين مهمان يار...
Wednesday, March 23, 2011
تمام گشت و مزين شد اين خجسته مکان
تمام گشت و مزين شد اين خجسته مکان شاعر : سعدي به فضل و منت پروردگار عالميان تمام گشت و مزين شد اين خجسته مکان ...
Wednesday, March 23, 2011
شکر به شکر نهم در دهان مژده دهان
شکر به شکر نهم در دهان مژده دهان شاعر : سعدي اگر تو باز برآري حديث من به دهان شکر به شکر نهم در دهان مژده دهان ...
Wednesday, March 23, 2011
اميد وصل تو جانم به رقص مي‌آرد
اميد وصل تو جانم به رقص مي‌آرد شاعر : سعدي چو باد صبح که در گردش آورد ريحان اميد وصل تو جانم به رقص مي‌آرد که...
Wednesday, March 23, 2011
اي محافل را به ديدار تو زين
اي محافل را به ديدار تو زين شاعر : سعدي طاعتت بر هوشمندان فرض عين اي محافل را به ديدار تو زين بر زمين مالنده...
Wednesday, March 23, 2011
تبارک الله از آن نقشبند ماء مهين
تبارک الله از آن نقشبند ماء مهين شاعر : سعدي که نقش روي تو بستست و چشم و زلف و جبين تبارک الله از آن نقشبند ماء...
Wednesday, March 23, 2011
اي بيش از آنکه در قلم آيد ثناي تو
اي بيش از آنکه در قلم آيد ثناي تو شاعر : سعدي واجب بر اهل مشرق و مغرب دعاي تو اي بيش از آنکه در قلم آيد ثناي تو...
Wednesday, March 23, 2011
در بهشت گشادند در جهان ناگاه
در بهشت گشادند در جهان ناگاه شاعر : سعدي خدا به چشم عنايت به خلق کرد نگاه در بهشت گشادند در جهان ناگاه به دور...
Wednesday, March 23, 2011
به نوبت‌اند ملوک اندرين سپنج سراي
به نوبت‌اند ملوک اندرين سپنج سراي شاعر : سعدي کنون که نوبت تست اي ملک به عدل گراي به نوبت‌اند ملوک اندرين سپنج سراي...
Wednesday, March 23, 2011
قلم از شوق و ارادت به سر آمد نه به پاي
قلم از شوق و ارادت به سر آمد نه به پاي شاعر : سعدي جاودان قصر معاليت چنان باد که مرغ قلم از شوق و ارادت به سر آمد...
Wednesday, March 23, 2011
دريغ روز جواني و عهد برنايي
دريغ روز جواني و عهد برنايي شاعر : سعدي نشاط کودکي و عيش خويشتن رايي دريغ روز جواني و عهد برنايي پس از غرور جواني...
Wednesday, March 23, 2011
شبي و شمعي و گوينده‌اي و زيبايي
شبي و شمعي و گوينده‌اي و زيبايي شاعر : سعدي ندارم از همه عالم دگر تمنايي شبي و شمعي و گوينده‌اي و زيبايي گر التفات...
Wednesday, March 23, 2011