چو بر قمر ز شب عنبري نقاب انداخت
چو بر قمر ز شب عنبري نقاب انداخت شاعر : خواجوي کرماني دل شکسته ما را در اضطراب انداخت چو بر قمر ز شب عنبري نقاب...
Wednesday, March 23, 2011
بسکه مرغ سحري در غم گلزار بسوخت
بسکه مرغ سحري در غم گلزار بسوخت شاعر : خواجوي کرماني جگر لاله بر آن دلشده‌ي زار بسوخت بسکه مرغ سحري در غم گلزار...
Wednesday, March 23, 2011
آه کز آهم مه و پروين بسوخت
آه کز آهم مه و پروين بسوخت شاعر : خواجوي کرماني اختر بخت من مسکين بسوخت آه کز آهم مه و پروين بسوخت برفلک بهرام...
Wednesday, March 23, 2011
صبح کز چشم فلک اشک ثريا مي‌ريخت
صبح کز چشم فلک اشک ثريا مي‌ريخت شاعر : خواجوي کرماني مهر دل آب رخم ز آتش سودا مي‌ريخت صبح کز چشم فلک اشک ثريا مي‌ريخت...
Wednesday, March 23, 2011
ياد باد آن روز کز لب بوي جان مي‌آمدت
ياد باد آن روز کز لب بوي جان مي‌آمدت شاعر : خواجوي کرماني خط بسوي خاور از هندوستان مي‌آمدت ياد باد آن روز کز لب...
Wednesday, March 23, 2011
از سر جان درگذر گر وصل جانان بايدت
از سر جان درگذر گر وصل جانان بايدت شاعر : خواجوي کرماني بر در دل خيمه زن گر عالم جان بايدت از سر جان درگذر گر وصل...
Wednesday, March 23, 2011
ساقيا ساغر شراب کجاست
ساقيا ساغر شراب کجاست شاعر : خواجوي کرماني وقت صبحست آفتاب کجاست ساقيا ساغر شراب کجاست تشنگي بيحدست آب کجاست...
Wednesday, March 23, 2011
اي باغبان بگو که ره بوستان کجاست
اي باغبان بگو که ره بوستان کجاست شاعر : خواجوي کرماني در بوستان گلي چو رخ دوستان کجاست اي باغبان بگو که ره بوستان...
Wednesday, March 23, 2011
منزلگه جانست که جانان من آنجاست
منزلگه جانست که جانان من آنجاست شاعر : خواجوي کرماني يا روضه‌ي خلدست که رضوان من آنجاست منزلگه جانست که جانان من...
Wednesday, March 23, 2011
اين باد کدامست که از کوي شما خاست
اين باد کدامست که از کوي شما خاست شاعر : خواجوي کرماني وين مرغ چه نامست که از سوي سبا خاست اين باد کدامست که از...
Wednesday, March 23, 2011
ايکه از باغ رسالت چو تو شمشاد نخاست
ايکه از باغ رسالت چو تو شمشاد نخاست شاعر : خواجوي کرماني کار اسلام ز بالاي بلندت بالاست ايکه از باغ رسالت چو تو...
Wednesday, March 23, 2011
اين بوي بهارست که از صحن چمن خاست
اين بوي بهارست که از صحن چمن خاست شاعر : خواجوي کرماني يا نکهت مشکست کز آهوي ختن خاست اين بوي بهارست که از صحن چمن...
Wednesday, March 23, 2011
گر نه مرغ چمن از همنفس خويش جداست
گر نه مرغ چمن از همنفس خويش جداست شاعر : خواجوي کرماني همچو من خسته و نالنده و دل ريش چراست گر نه مرغ چمن از همنفس...
Wednesday, March 23, 2011
روز و شب معتکف گوشه محراب چراست
روز و شب معتکف گوشه محراب چراست شاعر : خواجوي کرماني نرگس مست تو چون فتنه ازو بيدارست روز و شب معتکف گوشه محراب...
Wednesday, March 23, 2011
کار ما بي قد زيبات نمي آيد راست
کار ما بي قد زيبات نمي آيد راست شاعر : خواجوي کرماني راستي را چه بلائيست که کارت بالاست کار ما بي قد زيبات نمي آيد...
Wednesday, March 23, 2011
با منت کينه و با جمله صفاست
با منت کينه و با جمله صفاست شاعر : خواجوي کرماني اينهم از طالع شوريده‌ي ماست با منت کينه و با جمله صفاست کار...
Wednesday, March 23, 2011
با تو نقشي که در تصور ماست
با تو نقشي که در تصور ماست شاعر : خواجوي کرماني بزبان قلم نيايد راست با تو نقشي که در تصور ماست حاجتي به ز دوست...
Wednesday, March 23, 2011
طائر طوريم و خاک آستانت طور ماست
طائر طوريم و خاک آستانت طور ماست شاعر : خواجوي کرماني پرتو نور تجلي در دل پر نور ماست طائر طوريم و خاک آستانت طور...
Wednesday, March 23, 2011
کفر سر زلف تو ايمان ماست
کفر سر زلف تو ايمان ماست شاعر : خواجوي کرماني درد غم عشق تو درمان ماست کفر سر زلف تو ايمان ماست زانکه رخت شمع...
Wednesday, March 23, 2011
عقل مرغي ز آشيانه‌ي ماست
عقل مرغي ز آشيانه‌ي ماست شاعر : خواجوي کرماني چرخ گردي ز آستانه‌ي ماست عقل مرغي ز آشيانه‌ي ماست شمسه‌ي طاق تا...
Wednesday, March 23, 2011