ايکه لبت آب شکر ريختست
ايکه لبت آب شکر ريختست شاعر : خواجوي کرماني بر سمنت مشگ سيه بيختست ايکه لبت آب شکر ريختست بر ورق جان من انگيختست...
Wednesday, March 23, 2011
کارم از دست دل فرو بستست
کارم از دست دل فرو بستست شاعر : خواجوي کرماني عقلم از جام عشق سرمستست کارم از دست دل فرو بستست دل شوريده حال...
Wednesday, March 23, 2011
خطي کز تيره شب برخور نوشتست
خطي کز تيره شب برخور نوشتست شاعر : خواجوي کرماني چه خطست آن که بس در خور نوشتست خطي کز تيره شب برخور نوشتست خطا...
Wednesday, March 23, 2011
جان ما بر آتش و گيسوي جانان تافتست
جان ما بر آتش و گيسوي جانان تافتست شاعر : خواجوي کرماني سنبلش در پيچ و ما را رشته‌ي جان تافتست جان ما بر آتش و گيسوي...
Wednesday, March 23, 2011
ايکه زلف سيهت برگل روي آشفتست
ايکه زلف سيهت برگل روي آشفتست شاعر : خواجوي کرماني زآتش روي تو آب گل سوري رفتست ايکه زلف سيهت برگل روي آشفتست ...
Wednesday, March 23, 2011
جانم از غم بلب رسيده‌ي تست
جانم از غم بلب رسيده‌ي تست شاعر : خواجوي کرماني دلم از ديده خون چکيده‌ي تست جانم از غم بلب رسيده‌ي تست نقشي از...
Wednesday, March 23, 2011
گر حرص زيردست و طمع زير پاي تست
گر حرص زيردست و طمع زير پاي تست شاعر : خواجوي کرماني سلطان وقت خويشي و سلطان گداي تست گر حرص زيردست و طمع زير پاي...
Wednesday, March 23, 2011
مگذر ز ما که خاطر ما در قفاي تست
مگذر ز ما که خاطر ما در قفاي تست شاعر : خواجوي کرماني دل بر اميد وعده وجان در قفاي تست مگذر ز ما که خاطر ما در قفاي...
Wednesday, March 23, 2011
دلبرا خورشيدتابان ذره‌ئي از روي تست
دلبرا خورشيدتابان ذره‌ئي از روي تست شاعر : خواجوي کرماني اهل دلرا قبله محراب خم ابروي تست دلبرا خورشيدتابان ذره‌ئي...
Wednesday, March 23, 2011
پيش صاحب‌نظران ملک سليمان بادست
پيش صاحب‌نظران ملک سليمان بادست شاعر : خواجوي کرماني بلکه آنست سليمان که ز ملک آزادست پيش صاحب‌نظران ملک سليمان...
Wednesday, March 23, 2011
جانم از باده‌ي لعل تو خراب افتادست
جانم از باده‌ي لعل تو خراب افتادست شاعر : خواجوي کرماني دلم از آتش هجر تو کباب افتادست جانم از باده‌ي لعل تو خراب...
Wednesday, March 23, 2011
بسته‌ي بند تو از هر دو جهان آزادست
بسته‌ي بند تو از هر دو جهان آزادست شاعر : خواجوي کرماني وانکه دل بر تو نبستست دلش نگشادست بسته‌ي بند تو از هر دو...
Wednesday, March 23, 2011
رمضان آمد و شد کار صراحي از دست
رمضان آمد و شد کار صراحي از دست شاعر : خواجوي کرماني بدرستي که دل نازک ساغر بشکست رمضان آمد و شد کار صراحي از دست...
Wednesday, March 23, 2011
بشکست دل تنگ من خسته کزين دست
بشکست دل تنگ من خسته کزين دست شاعر : خواجوي کرماني مشاطه سر زلف پريشان تو بشکست بشکست دل تنگ من خسته کزين دست ...
Wednesday, March 23, 2011
زلال مشربم از لفظ آبدار خودست
زلال مشربم از لفظ آبدار خودست شاعر : خواجوي کرماني نثار گوهرم از کلک در نثار خودست زلال مشربم از لفظ آبدار خودست...
Wednesday, March 23, 2011
مقيم کوي تو گشتم که آستان اياز
مقيم کوي تو گشتم که آستان اياز شاعر : خواجوي کرماني بنزد اهل حقيقت مقام محمودست مقيم کوي تو گشتم که آستان اياز ...
Wednesday, March 23, 2011
هر که او ديده‌ي مردم کش مستت ديدست
هر که او ديده‌ي مردم کش مستت ديدست شاعر : خواجوي کرماني بس که برنرگس مخمور چمن خنديدست هر که او ديده‌ي مردم کش مستت...
Wednesday, March 23, 2011
وه که از دست سر زلف سياهت چه کشيدست
وه که از دست سر زلف سياهت چه کشيدست شاعر : خواجوي کرماني آنکه دزديده در آن ديده خونخوار تو ديدست وه که از دست سر...
Wednesday, March 23, 2011
چو از برگ گلش سنبل دميدست
چو از برگ گلش سنبل دميدست شاعر : خواجوي کرماني ز حسرت در چمن گل پژمريدست چو از برگ گلش سنبل دميدست به غمزه پرده‌ي...
Wednesday, March 23, 2011
گره‌ي زلف بهم بر زده کاين مشک تتارست
گره‌ي زلف بهم بر زده کاين مشک تتارست شاعر : خواجوي کرماني رقم از غاليه بر گل زده کاين خط غبارست گره‌ي زلف بهم بر...
Wednesday, March 23, 2011