اي زير نقاب مه نموده
اي زير نقاب مه نموده شاعر : خاقاني ماه من و عيد شهر بوده اي زير نقاب مه نموده صد ماه مقنعم نموده از مقنعه...
Wednesday, March 23, 2011
اي چشم پر خمارت دلها فگار کرده
اي چشم پر خمارت دلها فگار کرده شاعر : خاقاني وي زلف مشک‌بارت جان‌ها شکار کرده اي چشم پر خمارت دلها فگار کرده ...
Wednesday, March 23, 2011
درا تا سيل بنشانم ز ديده
درا تا سيل بنشانم ز ديده شاعر : خاقاني گهر در پايت افشانم ز ديده درا تا سيل بنشانم ز ديده که گرد راه بنشانم ز...
Wednesday, March 23, 2011
ماه نو و صبح بين پياله و باده
ماه نو و صبح بين پياله و باده شاعر : خاقاني عکس شباهنگ بر پياله فتاده ماه نو و صبح بين پياله و باده شب به سحر...
Wednesday, March 23, 2011
از زلف هر کجا گرهي برگشاده‌اي
از زلف هر کجا گرهي برگشاده‌اي شاعر : خاقاني بر هر دلي هزار گره برنهاده‌اي از زلف هر کجا گرهي برگشاده‌اي بر جان...
Wednesday, March 23, 2011
روي درکش ز دهر دشمن روي
روي درکش ز دهر دشمن روي شاعر : خاقاني پشت برکن به چرخ کافر خوي روي درکش ز دهر دشمن روي خرمي از مزاج دهر مجوي...
Wednesday, March 23, 2011
زين تنگناي وحشت اگر باز رستمي
زين تنگناي وحشت اگر باز رستمي شاعر : خاقاني خود را به آستان عدم باز بستمي زين تنگناي وحشت اگر باز رستمي آنگه...
Wednesday, March 23, 2011
غم بنياد آب و گل چه خوري
غم بنياد آب و گل چه خوري شاعر : خاقاني دم گردون مستحل چه خوري غم بنياد آب و گل چه خوري از سر آز خون دل چه خوري...
Wednesday, March 23, 2011
روز دانش به ازين بايستي
روز دانش به ازين بايستي شاعر : خاقاني آسمان مرد گزين بايستي روز دانش به ازين بايستي چشم ناآمده بين بايستي ...
Wednesday, March 23, 2011
اي دل اي دل هلاک تن کردي
اي دل اي دل هلاک تن کردي شاعر : خاقاني بس کن اي دل که کار من کردي اي دل اي دل هلاک تن کردي که ره جان به پاي تن...
Wednesday, March 23, 2011
خاک بغداد در آب بصرم بايستي
خاک بغداد در آب بصرم بايستي شاعر : خاقاني چشمه‌ي دجله ميان جگرم بايستي خاک بغداد در آب بصرم بايستي بارک الله...
Wednesday, March 23, 2011
شوريده کرد ما را عشق پري جمالي
شوريده کرد ما را عشق پري جمالي شاعر : خاقاني هر چشم زد ز دستش داريم گوشمالي شوريده کرد ما را عشق پري جمالي بازار...
Wednesday, March 23, 2011
اي راحت جان‌ها به تو، آرام جان کيستي
اي راحت جان‌ها به تو، آرام جان کيستي شاعر : خاقاني دل در هوس جان مي‌دهد، تو دلستان کيستي اي راحت جان‌ها به تو، آرام...
Wednesday, March 23, 2011
اي سرو غنچه لب ز گلستان کيستي
اي سرو غنچه لب ز گلستان کيستي شاعر : خاقاني وي ماه روز وش ز شبستان کيستي اي سرو غنچه لب ز گلستان کيستي سايه نشين...
Wednesday, March 23, 2011
اي ترک دلستان ز شبستان کيستي
اي ترک دلستان ز شبستان کيستي شاعر : خاقاني خوش دلبري، ندانم جانان کيستي اي ترک دلستان ز شبستان کيستي ما را بگو...
Wednesday, March 23, 2011
کردي نخست با ما عهدي چنان که داني
کردي نخست با ما عهدي چنان که داني شاعر : خاقاني ماند بدان که بر سر آن عهد خود نماني کردي نخست با ما عهدي چنان که...
Wednesday, March 23, 2011
يکي بخرام در بستان که تا سرو روان بيني
يکي بخرام در بستان که تا سرو روان بيني شاعر : خاقاني دلت بگرفت در خانه برون آتا جهان بيني يکي بخرام در بستان که...
Wednesday, March 23, 2011
زره‌ي زلف بر قبا شکني
زره‌ي زلف بر قبا شکني شاعر : خاقاني آه در جان آشنا شکني زره‌ي زلف بر قبا شکني سنگ سازي، سبوي ما شکني ببري...
Wednesday, March 23, 2011
اين چه شور است آخر اي جان کز جهان انگيختي
اين چه شور است آخر اي جان کز جهان انگيختي شاعر : خاقاني گرد فتنه است اينکه از ميدان جان انگيختي اين چه شور است آخر...
Wednesday, March 23, 2011
جان بخشمت آن ساعت کز لب شکرم بخشي
جان بخشمت آن ساعت کز لب شکرم بخشي شاعر : خاقاني دانم که تو ز آن لب‌ها جاني دگرم بخشي جان بخشمت آن ساعت کز لب شکرم...
Wednesday, March 23, 2011