بنفشه دوش به گل گفت و خوش نشانی داد
دیشب، بنفشه به گل سرخ گفت و نشانه ی خوبی داد که زلف تابدار و آراسته ی فلان معشوق باعث شد که از حسادت به خود بپیچم و سر بر زانوی غم بگذارم و به...
Monday, March 17, 2014
آن که رخسار تو را رنگ گل و نسرین داد
ای یار! آن کس که به چهره ی زیبای تو رنگ قرمز و سفید داده است، می تواند به من بیچاره ی دور از تو نیز صبر و آرام بدهد تا بتوانم دوری تو را تحمل...
Monday, March 17, 2014
عکس روی تو چو در آینه ی جام افتاد
از وقتی که تصویر چهره ی زیبای تو در جام شراب افتاد و مانند آینه انعکاس یافت، عارف از پرتو و درخشش باده به این خیال باطل افتاد که به همه ی اسرار...
Monday, March 17, 2014
پیرانه سَرم عشق جوانی به سر افتاد
هنگام پیری،عشق جوانی به سراغم آمد و به یاد عشق و معشوق افتادم و آن رازی که در دلم پنهان شده بود،سرانجام فاش و بر ملا گردید.
Monday, March 17, 2014
عیب رندان مکن ای زاهد پاکیزه سرشت
ای زاهد ریاکار که عاشقان را ملامت می کنی و فقط خود را پاک و مؤمن می دانی! آزادگان و عاشقان را سرزنش مکن و عیبشان را بر مشمار؛ زیرا گناه و خطای...
Monday, March 17, 2014
دیدی که یار جز سر جور و ستم نداشت
دیدی که معشوق، تصمیمی جز ظلم و ستم د رحق عاشقان نداشت و عهد و پیمانی را که با ما بسته بود، شکست و از غم و رنج ما غمی به دل خود راه نداد و ناراحت...
Monday, March 17, 2014
کنون که می دمد از بوستان نسیم بهشت
من در این موسم بهار که از بوستان، بوی خوش بهشتی به مشام می رسد و نسیم ملایمی در حال وزیدن است، به می و معشوق می پردازم نه به چیز دیگر؛ وقت آن...
Monday, March 17, 2014
بلبلی برگ گلی خوشرنگ در منقار داشت
بلبلی گلبرگ خوشرنگی در منقار داشت و در آن خوشی و سرمستی، ناله های جانسوز سر می داد؛ عاشقی که مورد عنایت معشوق بوده، ناله های عاشقانه سر می دهد...
Monday, March 17, 2014
جز آستان توام در جهان پناهی نیست
ای یار! در جهان به جز درگاه تو پناهی ندارم؛ خانه ی تو تنها جایی است که می توان به آن پناه برد و برای انجام کاری و حلّ مشکلی به آن مراجعه کرد.
Monday, March 17, 2014
عیدانه و عشقانه
خوب حسینقلی خان، عیدت مبارک. اما پارسال خونه تون پُر از موش بود، ولی امسال انگار خبری از موشها نیست، چه کارشون کردی؟
Sunday, March 16, 2014
باز کن پنجره را
اوه چه هوای خوبی است!... نه سرد و نه گرم. زمستانِ پیر دوباره بسترش را جمع کرده و دارد نفس های آخر را می کشد. زمین پوست ترکانده، و سبزه ها سر...
Sunday, March 16, 2014
کمال هم‌نشین در من اثر کرد
گِلی خوش‌بوی در حمام روزی * رسید از دست محبوبی به دستم بدو گفتم که مُشکی یا عبیری * که از بوی دلاویز تو مستم بگفتا من گِلی ناچیز بودم * ولیکن...
Saturday, March 15, 2014
کلاغ خواست راه رفتن کبک را بیاموزد، راه رفتن خود را هم فراموش کرد!
آورده‌اند که روزی زاغی، کبکی را دید که می‌رفت. خرامیدن او زاغ را خوش آمد و از تناسب حرکات و چستی اطراف او آرزو برد، چه طبایع را به ابواب محاسن...
Saturday, March 15, 2014
کس نگوید که دوغ من ترش است
یکی از طلاب علوم دینی از «ابن جوزی»، واعظ شهیر بغدادی پرسید: «عالم‌تر از شما در میان طبقه وعاظ کیست؟» گفت: «کسی نیست.» طلبه پرسید: «چطور؟» ابن...
Saturday, March 15, 2014
کسی بی‌اجل نمیرد و نمرده است
چنانکه امیر فضلون، بوالسوار ابوالبشر حاجب را به اسفهسالاری «بردع» همی فرستاد، وی گفت: «تا زمستان در نیاید نروم از آن که آب و هوای بردع سخت بد...
Saturday, March 15, 2014
کار بوزینه نیست نجّاری
مأخذ این مثل به داستانی در کلیله و دمنه بازمی‌گردد: بوزینه‌ای، درودگری را دید که بر چوبی نشسته آن را می‌برید و دو میخ درشت یکی بر شکاف چوب فرو...
Saturday, March 15, 2014
کار نیکو کردن از پر کردن است
روزی بهرام گور با همسرش به شکار رفته بود. ناگهان بهرام حیوانی را دید و به همسرش گفت: اگر گوش شکار را با تیری به دستش دوختم، چه می‌گویی؟ سپس تیری...
Saturday, March 15, 2014
قُمْپز در کردن
«قپوز» در زمان امپراطوری عثمانی توپی سر یُر بوده است که آنها در جنگ‌های با ایران از آن استفاده می‌کردند. این توپ اثر تخریبی نداشته؛ زیرا در آن...
Saturday, March 15, 2014
کار از محکم‌کاری عیب نمی‌کند
ظریفی در باغچه خانه‌اش تعداد زیادی قلمه مو نشانده بود. غروب به غروب آنها را از خاک بیرون می‌کشید و در اتاقی می‌گذاشت و قفلی سنگین بر در آن می‌زد...
Saturday, March 15, 2014
قربانی نمی‌شود خر، اما پولش می‌شود خیلی بهتر
شخص متظاهری همیشه می‌گفت مایلم یک قربانی بدهم، ولی چیزی جز خر ندارم، خر را هم که قربانی نمی‌شود کرد. اطرافیان که می‌خواستند او را به انجام این...
Saturday, March 15, 2014