شیوه‌ی روایت در قصّه‌ی تهران
"سبک به رسم و طرز بیان اشاره دارد، تدبیر و تمهیدی است که نویسنده در نوشتن به کار می‌گیرد، بدین معنی که انتخاب واژگان، ساختمان دستوری، زبان مجازی،...
Tuesday, November 10, 2015
گفت‌وگو در داستان تهران
"صحبتی را که میان دو شخص یا بیشتر رد و بدل می‌شود، یا آزادانه در ذهن شخصیت واحدی در اثری ادبی (داستان، نمایشنامه، شعر و ...) پیش می‌آید گفت و...
Tuesday, November 10, 2015
زاویه‌ی دید قصه‌ی تهران
"زاویه‌ی دید با زاویه‌ی روایت نمایش‏دهنده‌ی شیوه‌ای است که نویسنده با آن مصالح و مواد داستان خود را به خواننده ارائه می‌کند و در واقع رابطه‌ی...
Tuesday, November 10, 2015
درون‌مایه‌ی قصه‌ی تهران
"درونمایه فکر اصلی و مسلط در هر اثری است، خط یا رشته‌ای که در خلال اثر کشیده می‌شود و وضعیت و موقعیت‌های داستان را به هم پیوند می‌دهد. به بیانی...
Monday, November 9, 2015
موضوع قصه‌ی تهران
"موضوع شامل پدیده‌ها و حادثه‌هایی است که داستان را می‌آفریند و درونمایه را تصویر می‌کند. به عبارت دیگر موضوع قلمروی است که در آن خلاقیت می‌تواند...
Monday, November 9, 2015
شخصیت و شخصیت‌پردازی در قصّه‌ی تهران
"اشخاص ساخت شده‌ای (مخلوقی) را که در داستان و نمایشنامه و ... ظاهر می‌شوند، شخصیت می‌گویند. شخصیت، در اثر روایتی یا نمایشی، فردی است که کیفیت...
Monday, November 9, 2015
حقیقت مانندی در قصه‌ی تهران
حقیقت مانندی (verisimilitude) کیفیتی است که داستان را پیش چشم خواننده مستدل نشان می‌دهد و موجب پذیرش آن می‌شود. بسیاری از فیلسوفان هنر (زیبایی...
Monday, November 9, 2015
پیرنگ تهران
پیرنگ (Plot) مرکب از دو کلمه پی و رنگ است؛ پی به معنی بنیاد، شالوده و پایه آمده و رنگ به معنی طرح و نقش. بنابراین، "پیرنگ" به معنی "بنیاد نقشه"...
Monday, November 9, 2015
شهر به سان یک قصه
شهر را می‌توان به قصه تشبیه کرد، بدین سبب که هر دو نتیجه‌ی بازتولید آرمان‌ها و بینش مردمی است که ریشه در گذشته دارند، در حال زندگی می‌کنند و...
Monday, November 9, 2015
حرف‌های کودکانه
در روزگاران گذشته و در یک شهر بزرگ یک روز مردی تاجر، در خانه‌ی بزرگ و زیبایش جشن تولد دخترش را برگزار می‌کرد. این تاجر مرد پولدار و تحصیل کرده‌ای...
Friday, November 6, 2015
هانس شیرین عقل
روزی روزگاری در یک روستای زیبا یک خانه‌ی خیلی بزرگ بود که متعلق به یک ارباب بود. این ارباب سه پسر داشت که دو نفر از آنها خیلی باهوش بودند.
Friday, November 6, 2015
حلزون و بته‌ی گل
در یک کشور دور باغی بود که دور تا دورش با درختان فندق محصور شده بود. توی این باغ یک بته گل بسیار قشنگ بود که زیرش یک حلزون زندگی می‌کرد. این...
Friday, November 6, 2015
همسایگان
در سالیان دور و در یک مرداب، مرغابی‌های زیادی زندگی می‌کردند آنها بسیار پر سر و صدا بودند و بیشتر مواقع بدون این که اتفاقی بیفتد سر و صدا می‌کردند....
Friday, November 6, 2015
قوطی فندک
در روزگاران دور سربازی شمشیر به دست و کوله بر پشت داشت از جنگ بر می‌گشت و با قدم‌های محکم به سمت خانه‌اش می‌رفت. اما او در راه یک پیرزن جادوگر...
Friday, November 6, 2015
گل داودی
در روزگاران گذشته جلوی یک باغ زیبا چمنزاری بود که یک گل داودی زیبا آنجا روییده بود. و خورشید همان طور که بر روی گل‌های باغ می‌تابید بر آن گل...
Friday, November 6, 2015
قشنگ‌ترین گل رز دنیا
در گذشته‌های دور در کشوری پهناور ملکه‌ای بود که یک باغ بزرگ در خانه‌اش داشت. او دستور داده بود که در آن باغ، گل بکارند. تمام باغ پر از گل رز...
Friday, November 6, 2015
قلک
در یک خانه بزرگ اتاقی بود که در آن پر از اسباب بازی بود. این اتاق متعلق به بچه‌ای بود که یک قلک داشت. این قلک به شکل یک خرس بود که بالای کمد...
Friday, November 6, 2015
زیر درخت بید
در گذشته‌های دور شهر بسیار کوچکی در کنار یک دریا وجود داشت که خیلی زیبا بود و در فاصله‌ی زیادی از آن شهر یک جنگل وجود داشت. و از شهر تا جنگل...
Friday, November 6, 2015
قلم و جوهر
روزی روزگاری دوست نویسنده‌ای که به خانه‌ی او آمده بود و روی میز او را نگاه کرد و چشمش به جوهر افتاد. پس با تعجب به نویسنده گفت: «عجیب است که...
Friday, November 6, 2015
هر چیز به جای خود
در زمان‌های دور یک خانواده‌ی ثروتمند در یک خانه‌ی بزرگ زندگی می‌کردند. آنها دور آن خانه را کنده بودند و توی گودی آن سبزه کاشته بودند و روی آن...
Friday, November 6, 2015