پشت سر نیزه‌ات
پشت سر نیزه‌ات سینه زنان می‌دوم با غل و زنجیرهام ، ناله‌کنان می‌دوم پیر شدم از غمت لیلی افسانه‌ها خوب اگر بنگری قد کمان می‌دوم زلف پریشان تو...
Tuesday, November 3, 2015
بی گل رویت
بی گل رویت پدر از زندگی دل برگرفتم دست شستم از دو عالم چون تو را دربر گرفتم یاد داری قتلگه نشناختم جسم شریفت خم شدم بابا نشانت را ز انگشتر گرفتم هر...
Tuesday, November 3, 2015
به سوی شام و کوفه‌ام
به سوی شام و کوفه‌ام، چه دل شکسته می‌برند ببین که زینب تو را ، غریب و خسته می‌برند همان وجود نازنین ، خدای صبر در زمین تمام رکن قامتش ، ز هم...
Tuesday, November 3, 2015
آدم برفی
آدم برفی با خودش می‌گفت: «آخ که این سرما چه کیفی داره. وقتی باد سرد توی صورتم می‌خوره و غرچ‌غرچ صدا می‌کنه، من کیف می‌کنم.» خورشید که داشت غروب...
Tuesday, November 3, 2015
آخرین رؤیای درخت بلوط کهنسال
میان یک جنگل پر از گل و گیاه و زیبا که کنار ساحل بود یک درخت بلوط پیر وجود داشت که سن این درخت پیر سیصد و شصت و پنج سال بود و این درخت فقط سالی...
Tuesday, November 3, 2015
قوهای وحشی
در کشوری پادشاهی زندگی می‌کرد که صاحب یازده پسر و یک دختر بود که هر کدام از پسرها وقتی می‌خواستند به مدرسه بروند یک ستاره به سینه می‌زدند و یک...
Tuesday, November 3, 2015
پری کوچک دریایی
در میان دریا، جایی که آب دریا بسیار گود و عمیق است موجوداتی زندگی می‌کنند که بسیار اسرارآمیزند. در آن اعماق درختان و گیاهان و ماهیان و صدف‌هایی...
Tuesday, November 3, 2015
دوست صمیمی
پدر یوهانس بیمار بود و در رختخواب خوابیده بود. حال او خیلی بد بود و چیزی تا مردنش باقی نمانده بود. تنها کسی که بالا سر او بود یوهانس بود که از...
Tuesday, November 3, 2015
بشنو از نی
بشنو از نی چون حکایت می‌کند کوفه را امشب روایت می‌کند کوفه یعنی شهر نیرنگ و ریا رأس شاه دین به روی نیزه‌ها کوفه یعنی سرزمین فتنه‌ها مرکز زخم...
Monday, November 2, 2015
آهم ز صحن سینه
آهم ز صحن سینه اگر پرکشیده است اشکم به شوق دیدن رویت دویده است بغضی گرفته سخت ره حنجر مرا پیش سر بریده صدایم بریده است مانند پیکرت که طپیده به...
Monday, November 2, 2015
آیینه زاده‌ام
آیینه زاده‌ام که اسیر سلاسلم هجده ستاره بر سر نیزه مقابلم ما را زدند مثل اسیران خارجی دارم هزار راز نگفته در این دلم چشم همه به سمت زنان یا به...
Monday, November 2, 2015
آن همه رخسار روی نیزه‌ها
یک فروغ و آن همه رخسار، روی نیزه‌ها شد تماشایی خدا ، انگار روی نیزه‌ها! می‌طپد پیش نگاه مرده‌ی نا مردمان عشق صد آیینه در تکرار روی نیزه‌ها! آسمان!...
Monday, November 2, 2015
آفتاب می‌ماند
غروب می‌رود و آفتاب می‌ماند و همچنان به دلم اضطراب می‌ماند چه دیر سرزدی ای ماه من . . . نگفتی که چه چشم‌ها که به شوقت ز خواب می‌ماند تنور وضع...
Monday, November 2, 2015
الشام الشام
ذکر مصیبت می‌کند: الشام الشام تا یاد غربت می‌کند: الشام الشام منزل به منزل درد و داغ و بی‌کسی را یک جا روایت می‌کند: الشام الشام موی سپید و چهره‌ای...
Monday, November 2, 2015
این همه بالا ببینمت
عیسی شدی که این همه بالا ببینمت بالای دست مردم دنیا ببینمت بعد از گذشت چند شب از روز رفتنت راضی نمی‌شود دلم الا ببینمت
Monday, November 2, 2015
از سر نی سایبان بده
یا بر سر من ، از سر نی ، سایبان بده یا بر بلند نیزه مرا آشیان بده با گیسوی رها شده در دست بادها از نی ، مسیر قافله‌ات را نشان بده جانم به لب...
Monday, November 2, 2015
از افق نیزه
خورشید دلم از افق نیزه بر آمد خورشید مگو روی نی از من جگر آمد رو راست بگو دوش تو مهمان که بودی؟ تا صبح دلم شور زد و اشک تر آمد من خطبه به لب...
Monday, November 2, 2015
ادبیات در یونان باستان
داستان‌های یونانی که متعدد و در عین حال بسیار زیبا و دلنشین می‌باشند از دو منشأ سرچشمه می‌گیرند، یکی از این سرچشمه‌ها که قدیم‌تر از همه است اساطیر...
Sunday, November 1, 2015
گفتگوی آب
دیگر مکن به هیچ کجا گفتگوی آب چون می‌رود به پیش همه ، آبروی آب از هر کجا که می‌گذرد ، ناله می‌کند از چشمه ، آب ، چونکه روان شد به جوی آب
Tuesday, October 20, 2015
لاجرم آن شاهد صبح ازل
لاجرم آن شاهد صبح ازل پادشاه دلبران عزوجل چون جمال بی مثال خود نمود ناظران را عقل و دل از کف ربود پس شراب عشقشان در جام (پیمانه) ریخت
Tuesday, October 20, 2015