نکاتي در مورد حمام کردن کودک نوپا
حمام مي تواند زماني براي تفريح و شادي براي شما و کودک نوپاي تان باشد. نکاتي را که در زير مي آيد به خاطر بسپاريد تا براي کودکتان هيچ مشکلي پيش...
Tuesday, April 10, 2012
غذاهايي که ممکن است براي يک کودک نوپا سالم نباشند
همچنان که فرزندتان بزرگ مي شود، دوست دارد که غذاي شما را امتحان کند و شما نيز علاقه مند هستيد رژيم غذايي او را متنوع تر کنيد اما تمام غذاها براي...
Tuesday, April 10, 2012
بازي «جداکن»
ـ حبوبات را در سيني بريزيد و از کودک بخواهيد حبوبات زرد رنگ را جدا کند، سپس چسب و مقواي سفيد را به او بدهيد تا با استفاده از آنها يک شکل زرد...
Sunday, April 8, 2012
به کودکانمان گوش دهیم
اشتباه بزرگ برخی والدین این است که در مورد مشکل زیاد صحبت می‌کنند و روش‌های ارتباطی خود را زودتر از موعد (نسبت به سن کودک) به کار می‌بندند و...
Saturday, April 7, 2012
ماجراهاي خانواده ي حسين كوچولو
خورشيد در حال غروب كردن بود و تاريكي كم كم داشت همه جا را فرا مي گرفت و بالاخره ديري نپاييد كه غروب سر رسيد و روز جايش را به شب داد. با آغاز...
Tuesday, April 3, 2012
قصه حضرت ابراهيم(ع)
روزي روزگاري شهري به نام بابل بين دو رودخانه دجله و فرات از شهرهاي بزرگ و سرسبز آن روزگار بود. اطراف شهر باغهاي سرسبزي بود كه مردم در اين باغها...
Tuesday, April 3, 2012
زنبور طلايي
زنبور طلايي گوشه ي کندو نشسته بود و کاغذهاي رنگي را قيچي مي زد و آنها را به هم مي چسباند. زنبور طلايي مي خواست براي مادرش يک کاردستي قشنگ درست...
Tuesday, April 3, 2012
عروسي خاله حلزون
حلزون کوچولو صبح زود بيدار شد. دور خودش چرخيد و شادي کرد. چون مامان مي خواست گردن بند مرواريدش را به او بدهد. آنها مي خواستند بروند عروسي؛ ولي...
Tuesday, April 3, 2012
ماهي هاي پولک طلايي
خيلي وقت ها وقتي نقاشي مي کني، تراشه هاي مدادهايت را دور مي اندازي. حالا با اين روش مي تواني يک تابلوي زيبا براي خودت، پدر و مادرت يا دوستانت...
Tuesday, April 3, 2012
الاغ کليدش را گم کرده
الاغ احساس گرسنگي مي کرد. دلش يک خوردني شيرين مي خواست. الاغ پول هايش را در صندوقچه ي کوچکي نگه مي داشت؛ اما الان کليد آن را گم کرده.الاغ بالا...
Tuesday, April 3, 2012
کودک
آدمي بايد در پنج خصلت با کودکان شرکت داشته باشد: يکي آنکه غم روزي نخورد، ديگر چون بيمار شود از عذاب ننالد وگله نکند- و آنکه هر طعامي داشته باشند...
Sunday, April 1, 2012
کاردستی مارمولک
وسایل لازم: کاغذ یا مقوّای رنگی‌- قیچی‌- ماژیک یا مداد رنگی‌- چسب
Saturday, March 24, 2012
قصّه‌ی امام مهربان
ناهار را که خوردند، امام خمینی خدا را شکر کرد و کنار کشید. خانم امام، ظرف‌ها را جمع کرد و آن را به حیاط برد. امام از جا بلند شد. کنار پنجره رفت....
Saturday, March 24, 2012
مداد نوک شکسته
رضا داشت مدادش را می‌تراشید. مامان گفت: «رضا! مگر تو امروز صبح مدادت را نتراشیدی؟ اگر این‌جور تند تند بتراشی، مدادت زود تمام می‌شود.» رضا گفت:...
Saturday, March 24, 2012
چشم‌های جادّه
جادّه، سهم من است؛ سهم لحظه‌های منتظری که کبوترانه به آسمان خیره شده‌ام. به آسمان خیره شده‌ام که ببارد. ببارد و چشم‌های جاده را خیس کند. چشم‌های...
Saturday, March 24, 2012
دعا براي همسايه
مادر هنوز بيدار بود و داشت بر روي سجاده اش دعا مي خواند. حسن در رختخواب خود از اين پهلو به آن پهلو غلتيد، اما خوابش نبرد. ماه از پشت پنجره کوچک...
Friday, March 23, 2012
برداشت كودكان از خدا
كودكان با محدوديت‌هايي در زمينه شناخت روبه‌رو هستند. آنان به تناسب سن و ميزان تحول عقل و شناخت خود، از مفاهيم برداشت‌هايي دارند. آشنايي با اين...
Wednesday, March 21, 2012
دختر چوب کبريتي
همه غذايشان را مي خوردند و مطالعه مي کردند؛ اما آني فقط به غذا نگاه مي کرد. پدرش مي گفت: « دخترم تا از اين غذاها نخوري، قوي نمي شوي.» اما آني...
Saturday, March 17, 2012
فرش کاموايي
مادر زهره بافنده است. او لباس مي بافد. او اتاق کار خود را مرتب کرد. مقداري کامواي رنگي را به زهره داد. زهره با کامواهاي رنگي فرش کاموايي براي...
Saturday, March 17, 2012
مهمان کوچولوهاي ناز
خِرت، خِرت، خِرت! صداي ريز ريز شدن خيار و گوجه بود. قاشق خودش را تکان داد. سرش را بالا گرفت. دسته ي قرمز چاقو هي بالا و پايين مي رفت. بوي خيار...
Saturday, March 17, 2012