اي که تير بي‌وفايي در کمان پيوسته‌اي
اي که تير بي‌وفايي در کمان پيوسته‌اي شاعر : اوحدي مراغه اي بار ديگر چيست کندر ديگران پيوسته‌اي؟ اي که تير بي‌وفايي...
Wednesday, March 23, 2011
گويي مگر ز بستن خوابش نبشته‌اي
گويي مگر ز بستن خوابش نبشته‌اي شاعر : اوحدي مراغه اي آن خط عنبرين که چو آبش نبشته‌اي گويي مگر ز بستن خوابش نبشته‌اي...
Wednesday, March 23, 2011
باز به رسم سرکشان راه جفا گرفته‌اي
باز به رسم سرکشان راه جفا گرفته‌اي شاعر : اوحدي مراغه اي تيغ ستم کشيده‌اي، ترک وفا گرفته‌اي باز به رسم سرکشان راه...
Wednesday, March 23, 2011
من که باشم؟ در زيان افتاده‌اي
من که باشم؟ در زيان افتاده‌اي شاعر : اوحدي مراغه اي از هوي اندر هوان افتاده‌اي من که باشم؟ در زيان افتاده‌اي ...
Wednesday, March 23, 2011
باز به تنها چنين عزم کجا کرده‌اي؟
باز به تنها چنين عزم کجا کرده‌اي؟ شاعر : اوحدي مراغه اي وعده‌ي وصل که بود اينکه وفا کرده‌اي؟ باز به تنها چنين عزم...
Wednesday, March 23, 2011
دلبرا، روز جدايي ياد ما مي‌کرده‌اي
دلبرا، روز جدايي ياد ما مي‌کرده‌اي شاعر : اوحدي مراغه اي يا چو از ما دور گشتي دل جدا مي‌کرده‌اي دلبرا، روز جدايي...
Wednesday, March 23, 2011
همچو گل صد گونه رنگ آورده‌اي
همچو گل صد گونه رنگ آورده‌اي شاعر : اوحدي مراغه اي غنچه‌وارم دل به تنگ آورده‌اي همچو گل صد گونه رنگ آورده‌اي ...
Wednesday, March 23, 2011
در هر چه ديده‌ام تو پديدار بوده‌اي
در هر چه ديده‌ام تو پديدار بوده‌اي شاعر : اوحدي مراغه اي اي کم نموده رخ، که چه بسيار بوده‌اي در هر چه ديده‌ام تو...
Wednesday, March 23, 2011
اي که ديگر بي‌گناه از من عنان پيچيده‌اي
اي که ديگر بي‌گناه از من عنان پيچيده‌اي شاعر : اوحدي مراغه اي دشمني کردي روي از دوستان پيچيده‌اي اي که ديگر بي‌گناه...
Wednesday, March 23, 2011
جانا، دل محرور من شد بيقرار از شوق تو
جانا، دل محرور من شد بيقرار از شوق تو شاعر : اوحدي مراغه اي با او به بازي بعد ازين مي‌ده قرار بوسه‌اي جانا، دل محرور...
Wednesday, March 23, 2011
آشنايي جمله را، با من چرا بيگانه‌اي؟
آشنايي جمله را، با من چرا بيگانه‌اي؟ شاعر : اوحدي مراغه اي خانه‌پرداز من و با ديگران هم‌خانه‌اي آشنايي جمله را،...
Wednesday, March 23, 2011
در کعبه گر ز دوست نبودي نشانه‌اي
در کعبه گر ز دوست نبودي نشانه‌اي شاعر : اوحدي مراغه اي حاجي چه التفات نمودي به خانه‌اي؟ در کعبه گر ز دوست نبودي...
Wednesday, March 23, 2011
اي ماه و مشتري ز جمالت قرينه‌اي
اي ماه و مشتري ز جمالت قرينه‌اي شاعر : اوحدي مراغه اي وز گيسوي تو هر شکني عنبرينه‌اي اي ماه و مشتري ز جمالت قرينه‌اي...
Wednesday, March 23, 2011
ببر، اي باد صبح‌دم، بده اي پيک نيک‌پي
ببر، اي باد صبح‌دم، بده اي پيک نيک‌پي شاعر : اوحدي مراغه اي سخن عاشقان بدو، خبر بيدلان بوي ببر، اي باد صبح‌دم، بده...
Wednesday, March 23, 2011
ز لعلش بوسه‌اي جستم، بگفت: آري، بگفتم: کي
ز لعلش بوسه‌اي جستم، بگفت: آري، بگفتم: کي شاعر : اوحدي مراغه اي بگفت: اي عاشق سرگشته، صبرت نيست هم در پي؟ ز لعلش...
Wednesday, March 23, 2011
با اين چنين بلايي، بعد از چنان عذابي
با اين چنين بلايي، بعد از چنان عذابي شاعر : اوحدي مراغه اي راضي شدم که: بينم روي ترا به خوابي با اين چنين بلايي،...
Wednesday, March 23, 2011
چه پيکري؟ که ز پاکي چو گوهر نابي
چه پيکري؟ که ز پاکي چو گوهر نابي شاعر : اوحدي مراغه اي زهي، سعادت آن خفته کش تو هم خوابي چه پيکري؟ که ز پاکي چو...
Wednesday, March 23, 2011
دولت ز در باز آمدي ما را پس از بي‌دولتي
دولت ز در باز آمدي ما را پس از بي‌دولتي شاعر : اوحدي مراغه اي گر رخ نمودي ترک ما «بعداللتيا واللتي» دولت ز در باز...
Wednesday, March 23, 2011
کاکل مشکين نقاب چشم و ابرو ساختي
کاکل مشکين نقاب چشم و ابرو ساختي شاعر : اوحدي مراغه اي آن کمان پنهان بدار، اکنونکه تير انداختي کاکل مشکين نقاب چشم...
Wednesday, March 23, 2011
دانه‌اي بر روي دام انداختي
دانه‌اي بر روي دام انداختي شاعر : اوحدي مراغه اي مرغ آدم را ز بام انداختي دانه‌اي بر روي دام انداختي جرعه‌اي...
Wednesday, March 23, 2011