آن به که چون مني نرسد در وصال دوست
آن به که چون مني نرسد در وصال دوست شاعر : سعدي تا ضعف خويش حمل کند بر کمال دوست آن به که چون مني نرسد در وصال دوست...
Wednesday, March 23, 2011
به جهان خرم از آنم که جهان خرم ازوست
به جهان خرم از آنم که جهان خرم ازوست شاعر : سعدي عاشقم بر همه عالم که همه عالم ازوست به جهان خرم از آنم که جهان...
Wednesday, March 23, 2011
از جان برون نيامده جانانت آرزوست
از جان برون نيامده جانانت آرزوست شاعر : سعدي زنار نابريده و ايمانت آرزوست از جان برون نيامده جانانت آرزوست موري...
Wednesday, March 23, 2011
هر که هر بامداد پيش کسيست
هر که هر بامداد پيش کسيست شاعر : سعدي هر شبانگاه در سرش هوسيست هر که هر بامداد پيش کسيست کانچنان را حريف چون...
Wednesday, March 23, 2011
خوشتر از دوران عشق ايام نيست
خوشتر از دوران عشق ايام نيست شاعر : سعدي بامداد عاشقان را شام نيست خوشتر از دوران عشق ايام نيست عشق را آغاز هست...
Wednesday, March 23, 2011
چون عيش گدايان به جهان سلطنتي نيست
چون عيش گدايان به جهان سلطنتي نيست شاعر : سعدي مجموعتر از ملک رضا مملکتي نيست چون عيش گدايان به جهان سلطنتي نيست...
Wednesday, March 23, 2011
صبحدمي که برکنم، ديده به روشناييت
صبحدمي که برکنم، ديده به روشناييت شاعر : سعدي بر در آسمان زنم، حلقه‌ي آشناييت صبحدمي که برکنم، ديده به روشناييت...
Wednesday, March 23, 2011
تن آدمي شريفست به جان آدميت
تن آدمي شريفست به جان آدميت شاعر : سعدي نه همين لباس زيباست نشان آدميت تن آدمي شريفست به جان آدميت چه ميان نقش...
Wednesday, March 23, 2011
نادر از عالم توحيد کسي برخيزد
نادر از عالم توحيد کسي برخيزد شاعر : سعدي کز سر هر دو جهان در نفسي برخيزد نادر از عالم توحيد کسي برخيزد کز پي...
Wednesday, March 23, 2011
ذوق شراب انست، وقتي اگر بباشد
ذوق شراب انست، وقتي اگر بباشد شاعر : سعدي هر روز بامدادت، ذوقي دگر بباشد ذوق شراب انست، وقتي اگر بباشد شاخ مواظبت...
Wednesday, March 23, 2011
دنيي آن قدر ندارد که برو رشک برند
دنيي آن قدر ندارد که برو رشک برند شاعر : سعدي يا وجود و عدمش را غم بيهوده خورند دنيي آن قدر ندارد که برو رشک برند...
Wednesday, March 23, 2011
نه هر چه جانورند آدميتي دارند
نه هر چه جانورند آدميتي دارند شاعر : سعدي بس آدمي که درين ملک نقش ديوارند نه هر چه جانورند آدميتي دارند خلاف...
Wednesday, March 23, 2011
بيفکن خيمه تا محمل برانند
بيفکن خيمه تا محمل برانند شاعر : سعدي که همراهان اين عالم روانند بيفکن خيمه تا محمل برانند برادر خواندگان کاروانند...
Wednesday, March 23, 2011
اگر خداي نباشد ز بنده‌اي خشنود
اگر خداي نباشد ز بنده‌اي خشنود شاعر : سعدي شفاعت همه پيغمبران ندارد سود اگر خداي نباشد ز بنده‌اي خشنود بدين سخن...
Wednesday, March 23, 2011
شرف نفس به جودست و کرامت به سجود
شرف نفس به جودست و کرامت به سجود شاعر : سعدي هر که اين هر دو ندارد عدمش به که وجود شرف نفس به جودست و کرامت به سجود...
Wednesday, March 23, 2011
يارب مگير بنده‌ي مسکين و دست گير
يارب مگير بنده‌ي مسکين و دست گير شاعر : سعدي کز تو کرم برآيد و بر ما خطا رود يارب مگير بنده‌ي مسکين و دست گير ...
Wednesday, March 23, 2011
وقت آنست که ضعف آيد و نيرو برود
وقت آنست که ضعف آيد و نيرو برود شاعر : سعدي قدرت از منطق شيرين سخنگو برود وقت آنست که ضعف آيد و نيرو برود که...
Wednesday, March 23, 2011
تا گرد ريا گم شود از دامن سعدي
تا گرد ريا گم شود از دامن سعدي شاعر : سعدي رختش همه در آب خرابات برآريد تا گرد ريا گم شود از دامن سعدي گرد از...
Wednesday, March 23, 2011
تا بدين غايت که رفت از من نيامد هيچ کار
تا بدين غايت که رفت از من نيامد هيچ کار شاعر : سعدي راستي بايد به بازي صرف کردم روزگار تا بدين غايت که رفت از من...
Wednesday, March 23, 2011
ره به خرابات برد، عابد پرهيزگار
ره به خرابات برد، عابد پرهيزگار شاعر : سعدي سفره‌ي يکروزه کرد، نقد همه روزگار ره به خرابات برد، عابد پرهيزگار ...
Wednesday, March 23, 2011