مرا اي بخت ياري کن چو يار از دست بيرون شد
مرا اي بخت ياري کن چو يار از دست بيرون شد شاعر : خواجوي کرماني بده صبري درين کارم که کار از دست بيرون شد مرا اي...
Wednesday, March 23, 2011
دامن گل نبرد هر که ز خار انديشد
دامن گل نبرد هر که ز خار انديشد شاعر : خواجوي کرماني مهره حاصل نکند هر که ز مار انديشد دامن گل نبرد هر که ز خار...
Wednesday, March 23, 2011
هر که او را قدمي هست ز سر ننديشد
هر که او را قدمي هست ز سر ننديشد شاعر : خواجوي کرماني وانکه او را گهري هست ز زر ننديشد هر که او را قدمي هست ز سر...
Wednesday, March 23, 2011
اسير قيد محبت ز جان نينديشد
اسير قيد محبت ز جان نينديشد شاعر : خواجوي کرماني قتيل ضربت عشق از سنان نينديشد اسير قيد محبت ز جان نينديشد حريق...
Wednesday, March 23, 2011
گر دلم روز وداع از پي محمل مي‌شد
گر دلم روز وداع از پي محمل مي‌شد شاعر : خواجوي کرماني تو مپندار که آن دلبرم از دل مي‌شد گر دلم روز وداع از پي محمل...
Wednesday, March 23, 2011
ايکه از شرمت خوي از رخساره‌ي خور مي‌چکد
ايکه از شرمت خوي از رخساره‌ي خور مي‌چکد شاعر : خواجوي کرماني چون سخن مي‌گوئي از لعل تو گوهر مي‌چکد ايکه از شرمت...
Wednesday, March 23, 2011
يارش نتوان گفت که از يار بنالد
يارش نتوان گفت که از يار بنالد شاعر : خواجوي کرماني واندل نبود کز غم دلدار بنالد يارش نتوان گفت که از يار بنالد...
Wednesday, March 23, 2011
ني ز دود دل پرآتش ما مي‌نالد
ني ز دود دل پرآتش ما مي‌نالد شاعر : خواجوي کرماني تو مپندار که از باد هوا مي‌نالد ني ز دود دل پرآتش ما مي‌نالد ...
Wednesday, March 23, 2011
لب چو بگشود ز تنگ شکرم ياد آمد
لب چو بگشود ز تنگ شکرم ياد آمد شاعر : خواجوي کرماني چون سخن گفت ز درج گهرم ياد آمد لب چو بگشود ز تنگ شکرم ياد آمد...
Wednesday, March 23, 2011
ماه فرو رفت و آفتاب برآمد
ماه فرو رفت و آفتاب برآمد شاعر : خواجوي کرماني شاهد سرمست من ز خواب برآمد ماه فرو رفت و آفتاب برآمد ولوله از...
Wednesday, March 23, 2011
خسرو انجم بگه بام برآمد
خسرو انجم بگه بام برآمد شاعر : خواجوي کرماني يا مه خلخ بلب بام برآمد خسرو انجم بگه بام برآمد يا شه روم از طرف...
Wednesday, March 23, 2011
وقت صبوح آن زمان که ماه برآمد
وقت صبوح آن زمان که ماه برآمد شاعر : خواجوي کرماني شاه من از طرف بارگاه برآمد وقت صبوح آن زمان که ماه برآمد روز...
Wednesday, March 23, 2011
از صومعه پيري بخرابات درآمد
از صومعه پيري بخرابات درآمد شاعر : خواجوي کرماني با باده پرستان بمناجات درآمد از صومعه پيري بخرابات درآمد در...
Wednesday, March 23, 2011
شکر تنگ تو تنگ شکر آمد
شکر تنگ تو تنگ شکر آمد شاعر : خواجوي کرماني حلقه‌ي لعل تو درج گهر آمد شکر تنگ تو تنگ شکر آمد بشکر خنده‌ي شيرين...
Wednesday, March 23, 2011
مراد بين که به پيش مريد باز آمد
مراد بين که به پيش مريد باز آمد شاعر : خواجوي کرماني بشد چو جوهر فرد و فريد باز آمد مراد بين که به پيش مريد باز...
Wednesday, March 23, 2011
يار ثابت قدم اينک ز سفر باز آمد
يار ثابت قدم اينک ز سفر باز آمد شاعر : خواجوي کرماني وگر از پاي درافتاد بسر باز آمد يار ثابت قدم اينک ز سفر باز...
Wednesday, March 23, 2011
بنگر اي شمع که پروانه دگر باز آمد
بنگر اي شمع که پروانه دگر باز آمد شاعر : خواجوي کرماني از پي دل بشد و سوخته پر باز آمد بنگر اي شمع که پروانه دگر...
Wednesday, March 23, 2011
در ديده جز آن ماه دلافروز نيامد
در ديده جز آن ماه دلافروز نيامد شاعر : خواجوي کرماني آن ترک ختائي بچه آيا چه خطا ديد در ديده جز آن ماه دلافروز نيامد...
Wednesday, March 23, 2011
سريست مرا با تو که اغيار نداند
سريست مرا با تو که اغيار نداند شاعر : خواجوي کرماني کاسرار مي عشق تو هشيار نداند سريست مرا با تو که اغيار نداند...
Wednesday, March 23, 2011
کس حال من سوخته جز شمع نداند
کس حال من سوخته جز شمع نداند شاعر : خواجوي کرماني کو بر سر من شب همه شب اشک فشاند کس حال من سوخته جز شمع نداند ...
Wednesday, March 23, 2011