ترکم از غمزه چو ناوک بکمان در فکند
ترکم از غمزه چو ناوک بکمان در فکند شاعر : خواجوي کرماني اي بسا فتنه که هر دم بجهان در فکند ترکم از غمزه چو ناوک...
Wednesday, March 23, 2011
آنکه هرگز نظري با من شيدا نکند
آنکه هرگز نظري با من شيدا نکند شاعر : خواجوي کرماني نتواند که مرا بي سر و بي پا نکند آنکه هرگز نظري با من شيدا نکند...
Wednesday, March 23, 2011
هيچکس نيست که وصل تو تمنا نکند
هيچکس نيست که وصل تو تمنا نکند شاعر : خواجوي کرماني يا جفا بر من دلخسته‌ي شيدا نکند هيچکس نيست که وصل تو تمنا نکند...
Wednesday, March 23, 2011
جان وطن بر در جانان چه کند گر نکند
جان وطن بر در جانان چه کند گر نکند شاعر : خواجوي کرماني تن خاکي طلب جان چه کند گر نکند جان وطن بر در جانان چه کند...
Wednesday, March 23, 2011
گمان مبر که دلم ميل دوستان نکند
گمان مبر که دلم ميل دوستان نکند شاعر : خواجوي کرماني چرا که مرغ چمن ترک بوستان نکند گمان مبر که دلم ميل دوستان نکند...
Wednesday, March 23, 2011
سنبلش غارت ايمان نکند چون نکند
سنبلش غارت ايمان نکند چون نکند شاعر : خواجوي کرماني لب لعلش مدد جان نکند چون نکند سنبلش غارت ايمان نکند چون نکند...
Wednesday, March 23, 2011
چنانکه صيد دل آن چشم آهوانه کند
چنانکه صيد دل آن چشم آهوانه کند شاعر : خواجوي کرماني پلنگ صيد فکن قصد آهوان نکند چنانکه صيد دل آن چشم آهوانه کند...
Wednesday, March 23, 2011
چون سايبان آفتاب از مشک تاتاري کند
چون سايبان آفتاب از مشک تاتاري کند شاعر : خواجوي کرماني روز من بد روز را همچون شب تاري کند چون سايبان آفتاب از مشک...
Wednesday, March 23, 2011
ماه من مشک سيه در دامن گل مي‌کند
ماه من مشک سيه در دامن گل مي‌کند شاعر : خواجوي کرماني سايبان آفتاب از شاخ سنبل مي‌کند ماه من مشک سيه در دامن گل...
Wednesday, March 23, 2011
گمان مبر که در آفاق اهل حسن کمند
گمان مبر که در آفاق اهل حسن کمند شاعر : خواجوي کرماني وليک پيش وجود تو جمله کالعدمند گمان مبر که در آفاق اهل حسن...
Wednesday, March 23, 2011
سوي ديرم نگذارند که غيرم دانند
سوي ديرم نگذارند که غيرم دانند شاعر : خواجوي کرماني ور سوي کعبه شوم راهب ديرم خوانند سوي ديرم نگذارند که غيرم دانند...
Wednesday, March 23, 2011
طره‌هاي تو کمند افکن طرارانند
طره‌هاي تو کمند افکن طرارانند شاعر : خواجوي کرماني غمزه‌هاي تو طبيب دل بيمارانند طره‌هاي تو کمند افکن طرارانند ...
Wednesday, March 23, 2011
مستم آنجا مبر اي يار که سرمستانند
مستم آنجا مبر اي يار که سرمستانند شاعر : خواجوي کرماني دست من گير که اين طايفه پردستانند مستم آنجا مبر اي يار که...
Wednesday, March 23, 2011
چه کسانند که در قصد دل ريش کسانند
چه کسانند که در قصد دل ريش کسانند شاعر : خواجوي کرماني با من خسته برآنند که از پيش برانند چه کسانند که در قصد دل...
Wednesday, March 23, 2011
صوفي اگرش باده‌ي صافي نچشانند
صوفي اگرش باده‌ي صافي نچشانند شاعر : خواجوي کرماني صاحبنظران صوفي صافيش نخوانند صوفي اگرش باده‌ي صافي نچشانند ...
Wednesday, March 23, 2011
چو مطربان سحر چنگ در رباب زنند
چو مطربان سحر چنگ در رباب زنند شاعر : خواجوي کرماني صبوحيان نفس از آتش مذاب زنند چو مطربان سحر چنگ در رباب زنند...
Wednesday, March 23, 2011
ساقيان چون دم از شراب زنند
ساقيان چون دم از شراب زنند شاعر : خواجوي کرماني مطربان چنگ در رباب زنند ساقيان چون دم از شراب زنند بس که بر جامها...
Wednesday, March 23, 2011
چو مطربان سحر آهنگ زير و بام کنند
چو مطربان سحر آهنگ زير و بام کنند شاعر : خواجوي کرماني معاشران صبوحي هواي جام کنند چو مطربان سحر آهنگ زير و بام...
Wednesday, March 23, 2011
پاي کوبان در سراندازي چو سربازي کنند
پاي کوبان در سراندازي چو سربازي کنند شاعر : خواجوي کرماني پاي در نه تا سرافرازان سرافرازي کنند پاي کوبان در سراندازي...
Wednesday, March 23, 2011
پري رخان که برخ رشک لعبت چينند
پري رخان که برخ رشک لعبت چينند شاعر : خواجوي کرماني چه آگه از من شوريده حال مسکينند پري رخان که برخ رشک لعبت چينند...
Wednesday, March 23, 2011